ا به شما روزي داده است حرام کنيد. « إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ» چرا که او برايتان دشمني آشکار است. پس شما را جز به آنچه که به زيانتان است و باعث شقاوت و بدبختي هميشگي تان مي شود دستور نمي دهد.
 حيواناتي را که خدا به بندگانش ارزاني نموده و آنها را حلال و پاکيزه قرار داده به صورت مشروح بيان کرده و فرموده است:« ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ» هشت جفت اند، از گوسفند دو تا نر و ماده، « وَمِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ» و از بز دو تا آفريده است، پس شدند چهار تا، و همه در آنچه که خدا حلال کرده است داخل اند، و ميان آنها فرقي نيست.
پس به اين سخت گيران و کساني که چيزهايي از آن را حرام قرار داده و چيزهايي را حرام قرار ن مي دهند، يا برخي از آن را بر زنان حرام مي کنند و همان قسمت را براي مردان حلال مي دانند، در قالبي الزام آور به آنان بگو: بين آنچه آنها جايز قرار داده و ميان آنچه حرام کرده اند فرقي وجود ندارد. « آلذَّكَرَيْنِ» بگو: آيا خداوند گوسفندان و بزهاي نر را ، « حَرَّمَ» حرام کرده است؟ زيرا شما اين را به طور عام و فراگير نمي گوييد.« أَمِ الأُنثَيَيْنِ» يا گوسفندان و بزهاي ماده را ؟ اين سخن شما نيست، چرا که شما نمي گوييد از اين دو نوع تنها حيوانات نر يا تنها حيوانات ماده حرام  اند.
آنچه که باقي مي ماند اين است که اگر در شکم ماده ها جنين نر يا جنين ماده باشد، و يا در شکمشان جنين نامعلومي باشد. پس فرمود:« أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ» يا آنچه را ميش ماده يا بز ماده در شکم داشته باشد حرام مي دانيد، و از نظر شما فرقي نمي کند که آنچه در شکم دارند نر باشد يا ماده؟ شما اين گفته را نيز نمي گوييد.
پس وقتي که هيچ يک از اين سه گفته متعلق به شما نيست که تمام حالت هاي حيوانات در اين اقسام منحصر است، به چه راهي مي رويد؟! و چه مي گوييد؟! « نَبِّؤُونِي بِعِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ » مرا از روي آگاهي و دانش با خبر سازيد اگر در گفتار و  ادعايتان راست مي گوييد. و مشخص است که آنها نمي توانند جز يکي از اين سه گفته را بگويند، زيرا غير از اين سه مورد در عقل نمي گنجد، و آنها يکي از اين سه گفته مذکور را نمي گويند، بلکه مي گويند: برخي از چهارپايان که آنها از سوي خود اصطلاحاتي برايشان گذاشته اند بر زنان حرام هستند. و يا گفته هايي از اين قبيل، که بدون شک م صدر و منبع آن جهل مرکب و عقل هاي منحرف و آراي فاسد مي باشد، و خداوند بر صحت آن دليلي نازل نکرده است و آنان نيز بر راستي اش دليل و حجتي  ارائه نکرده اند.
سپس مطلب فوق را در مورد شتر و گوسفند نيز تکرار کرد. و پس از آنکه باطل بودن گفته ي آنان را بيان کرد، طوري با آنها سخن گفت که راهي جز پيروي از شريعت خدا براي آنان باقي نگذاشت:« أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ وَصَّاكُمُ اللّهُ بِهَـذَا» يعني شما ادعايي بيش نداريد و هيچ دليلي براي اثبات صدق و صحت آن نداريد، جز اينکه از سرِ هوي و هوس بگوييد:« خداوند ما را به اين سفارش نموده و به ما وحي کرده است، همانطور که بر پيامبرش وحي فرستاده است، و پيامي که خداوند به ما وحي کرده است با آنچه پيامبران، مردم را به سوي آن دعوت مي کنند و کتابها بر آن نازل شده اند مخالف است.»
و اين دروغ و افترايي است که همه آن را مي دانند، بنابراين فرمود:« فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ» پس کيست ستمگرتر از کسي که بر خدا دروغ ببندد تا مردم را بدون علم و آگاهي گمراه سازد؟ يعني هدف وي از دروغ گفتن و نسبت دادن دروغ به خدا، گمراه نمودن بندگان خدا از راه وي است. و براي  توجيه عمل خود دليل و حجتي از عقل و شرع ندارد. « إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ » همانا خداوند قوم ستمگر را هدايت نمي کند؛ کساني که جز ظلم و ستم و دروغ بستن بر خدا بلد نيستند، و چيزي ديگر را نمي خواهند.قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ بگو : در ميان  آنچه  بر من  وحي  شده  است  چيزي  را که  خوردن  آن  حرام  باشد، نمي  يابم  ، جز مردار يا خون  ريخته  يا گوشت  خوک  که  پليد است  يا حيواني   که  در کشتنش  مرتکب  نافرماني  شوند و جز با گفتن  نام  الله  ذبحش  کنند  هرگاه  کسي  ناچار به  خوردن  گردد بي  آنکه  سرکشي  کند و از حد بگذرد ، بداند  که  خدا آمرزنده  و مهربان  است.
وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيِهِمْ وِإِنَّا لَصَادِقُونَ ؛ و بر يهود حرام  کرديم  هر حيوان  صاحب  ناخني  را و از گاو و گوسفند پيه   آن دو را جز آنچه  بر پشت  آنهاست  يا بر چرب  روده  آنهاست  يا به  استخوانشان  چسبيده  باشد  به  سبب  ستمکاريشان  اينچنين  کيفرشان  داديم  ، و  ما راستگويانيم.
وقتي خداوند مشرکين را به خاطر آن که حلال را حرام کردند و آن را به خدا نسبت دادند، مذّمت کرد، و گفته هايشان را باطل شمرد، پيامبرش را دستور داد تا آنچه را که خدا بر مردم حرام نموده است برايشان بيان کند، تا بدانند هر چيزي که خارج از آن دايره باشد حلال است. و هرکس حرام بودن آن را به خدا نسبت دهد دروغگو است، و ياوه مي گويد، چون تحريم جز از طرف خدا و بر زبان پيامبرش انجام نمي گيرد. و خدا به پيامبرش فرموده است:« قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ»  بگو: در آنچه به من وحي شده است بر هيچ خورنده اي چيزي را نمي يابم که خوردنش حرام باشد. البته در اينجا از موضوع تحريم و عدم تحريم، استفاده ي از اين چيزها در غير مساله ي «خوردن» بحث نشده است، بلکه فقط به موضوع تحريم و عدم تحريم در مساله ي خوردن پرداخته شده است. « إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً» مگر مردار، و آن حيواني است که بدون ذبح شرعي مرده باشد، چنين حيواني حلال نيست. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« حُرِّمَت عَلَيکُمُ المَيتَةُ وَالدَّمُ وَلَحمُ الخِنزِيرِ» حيوان مردار و خون و گوشت خوک بر شما حرام شده است.
« أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا» يا خون جاري، و آن خوني است که از حيواني که ذبح مي شود بيرون مي آيد، و ماندنِ آن در بدن حيوان، به کسي که آن را بخورد آسيب مي رساند، اما وقتي از جسم بيرون بيايد زيانِ خوردنِ گوشت برطرف مي شود. و مفهوم کلام، آن است خوني که بعد از ذبح در گوشت و رگها باقي مي ماند حلال و پاک است.
« أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ» يا گوشت خوک. همه موارد سه گانه پليد، آلوده و 