 عار و ننگ زنده به گور مي کردند. و اين فريب و خدعه شياطين بود. شيطان هايي که مي خواستند آنها را هلاک سازند، و دينشان را بر آنان مشتبه گردانند، پس کارهايي را انجام دادند که در نهايتِ زشتي و قبح قرار داشت. و همواره شرکايشان کارهايشان را براي آنان زيبا جلوه مي دادند، تا جايي که آن را خوب، و عادت پسنديده به حساب مي آوردند. 
و اگر خداوند مي خواست آنها را باز دارد و مانع کشته شدن فرزندانشان شود، چنين نمي کردند. اما حکمت  او اقتضا نمود تا آنها را با کارهايشان رها کند، و مانعي ميان آنان و کارهايشان قرار ندهد، تا بيشتر در گناه فرو روند، و به آنها مهلت بدهد. بنابراين فرمود:« فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ» پس آنها را با دروغ و افترايشان رها کن، و بر آنان اندوهگين مباش، زيرا آنها هيچ زياني به خدا نمي رسانند.
يکي ديگر از مصاديق بي خبري آنان اين است که چهارپاياني را که خداوند براي آنها حلال نموده و آن را مايه روزي و رحمت آنان قرار داده تا از بدعتها و سخنهايي عجيب و غريبي در مورد آنها تراشيده اند. پس آنان در مورد برخي از چهارپايان و کشتزارها مي گويند:« هَـذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ» اينها چهارپايان و کشتزارهاي ممنوع و حرامي هستند که « لاَّ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن نّشَاء» جايز نيست کسي از آن بخورد، مگر کسي که ما بخواهيم، و يا کسي که ما  او را به صفت خاصي متصّف نموده باشيم. البته همه اين بحث ها را از پيش خود ساخته بودند و جز زغم و گمان  آنها چيز ديگري نبودند و جز اميال و خواست و نظر فاسدشان سند و حجتي بر اين مواردِ مزعوم ندارند. 
و چهارپاياني وجود داشت که از هر جهت حرام قرار داده نشده بودند، بلکه آنان فقط سوار شدن، و بار بردن با آنها را حرام قرار دادند، و پشت آن  حيوانات را از سواري و بار حفاظت کردند، و آن را حام مي ناميدند. و چهارپاياني بود که هنگام ذبح نام خدا را بر آن نمي بردند، بلک نام بت ها و آنچه غير از خدا مي پرستيدند بر آنها مي بردند و اين کارها را به خدا نسبت مي دادند، و آنها در اين امر، دروغگو و فاسق بودند.
« سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفْتَرُونَ» پس به زودي آنها را به سبب دروغي که بر خدا مي بستند، از قبيل قرار دادن شريک براي خدا، و حرام کردن خوردني هايي که منافع فراواني در بردارند، مجازات خواهد کرد. و از جمله آرا و نظرات بي ارزش آنها اين است که آنان جنينِ برخي از چهارپايان را بر زنان نه بر مردان حرام کرده و مي گفتند :« مَا فِي بُطُونِ هَـذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا»  آنچه در شکم اين چهارپايان است ويژه مردان ماست. يعني براي مردان حلال است و زنان با مردان در آن مشارکت ندارند. 
« وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا» و بر زنان ما حرام است، اين زماني بود که جنينِ حيوان، زنده به دنيا بيايد، و اگر جنينِ حيوان به صورت مرده متولد شود آنها هم در آن شريک هستند. يعني جنين مرده هم براي مردان و هم براي زنان حلال است. « سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ» پس به زودي خداوند کيفر توصيفشان را خواهد داد، زيرا آنچه را خدا حلال کرده است حرام کردند، و حرام وي را حلال نمودند. پس با شريعت خدا مخالفت ورزيده و حريم آن را شکستند، و  اين را به خدا نسبت دادند.« إِنَّهُ حِكِيمٌ» خداوند در اين که به آنان مهلت داده، و آنها را بر گمراه شدن توانايي داده ، با حکم است. « عَلِيمُُ» و به حال آنان آگاه است؛، هيچ چيزي بر او پوشيده نيست و خداوند به آنان و به دروغي که به او نسبت داده واز جانب خود آن را مي سازند آگاه است، با اين  حال از آنها در مي گذرد و به آنان روزي مي دهد. 
سپس زيانکاري و بي خردي آنها را بيان نموده و مي فرمايد:« قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُواْ أَوْلاَدَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ» همانا کساني که فرزندانشان را از روي سفاهت و ناداني کشتند، دين و فرزندان و عقل خويش را از دست داده، و در سفاهت و بي خردي و سرگشتگي و گمراهي دست و پا مي زنند.
« وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ» و آنچه را خدا برايشان روزي داده است حرام کردند. يعني آنچه را که خداوند رحمتي براي آنها قرار داده، و آن را روزي آنها گردانده است، بر خود حرام کردند؛ پس آنها کرامت و بخشش پروردگارشان را رد نمودند . به اين هم اکتفا نکردند، بلکه آن را حرام توصيف نمودند، در حالي که از حلال ترين حلالها بود. و همه اينها، « افْتِرَاء عَلَى اللّهِ» دروغ بستن بر خداست، و هر مخالف و ناسپاسي اين دروغها را مي بافد. « قَدْ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ» به راستي که بسي گمراه گشتند و در هيچ کدام از کارهايشان راهيان نشدند.وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِن بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَكُلَّمَا جَاءكُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقاً تَقْتُلُونَ، و به موسی کتاب دادیم و در پی او پیامبرانی را فرستادیم، و به عیسی پسر مریم معجزات و دلایل روشنی دادیم و او را به وسیله روح القدس نیرو بخشیدیم، آیا هرگاه پیامبری پیش شما(احکامی) به خلاف میل و آرزویتان آورد سرکشی کردید، آن گاه گروهی را تکذیب و درغگو قرار دادید و گروهی را کشتید؟
خداوند بر بنی اسرائیل منت می نهد که موسی را برای آنها فرستاد و تورات را به او داد؛ سپس بعد از او پیامبرانی دیگر را فرستاد که به تورات حکم کردند، تا اینکه با آمدن عیسی علیه السلام سلسله پیامبران را در آن زمان که با مشاهده چنان معجزاتی، انسان ایمان می آورد.
«وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ» و او را با روح القدس نیرو بخشیدیم. بیشتر مفسرین گفته اند که روح القدس جبرئیل علیه السلام است. و گفته شده، روح القدس نیروی ایمان است که خداوند به وسیله آن بندگانش را تقویت می نماید. 
سپس همراه با این نعمت ها که با مقیاس مادی اندازه گیری نمی شوند، پیامبرانی پیش شما آمدند، « بِمَا لاَ تَهْوَى أَنفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ» و احکامی را پیش شما آوردند که برخلاف میل شما بود، و شما از ایمان آوردن سرباز زدید. « فَفَرِيقاً» و گروهی از پیامبران را « كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقاً تَقْتُلُونَ» دروغگو نامیدید وگروهی را کشتید.
پس شما هوای نفس را بر هدایت مقدم داشتید، و دنیا را بر آخرت ترجیح دادید. در این کلمات توبیخ و سرزنش گزنده ای نهفته است که بر هیچ عاقلی پوشیده نیست.وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ؛ و اوست  که  باغهايي  آفريد نيازمند به  داربست  و بي  نياز از داربست  ،، ودرخت  خرما و کشتزار ، 