فْلِحُ الظَّالِمُونَ» و ستمگران رستگار نمي شوند. پس هر ستمگري گرچه در دنيا از تمام بهره ها برخوردار باشد، در نهايت نابود و مضمحل مي گردد:« إنَّ الله لَيملِي لِلظَّالِم حَتَّي إذاَ أَخَذَهُ لَم يفلِتُه» همانا خداوند به ستمگر مهلت مي دهد، اما ناگهان او را مي گيرد و رهايش نمي کند.وَجَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُواْ هَـذَا لِلّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَـذَا لِشُرَكَآئِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلاَ يَصِلُ إِلَى اللّهِ وَمَا كَانَ لِلّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَآئِهِمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ؛ براي  خدا از کشته  ها و چارپاياني  که  آفريده  است  نصيبي  معين  کردند و، به خيال  خود گفتند که  اين  از آن  خداست  و اين  از آن  بتان  ماست   پس   آنچه  از آن  بتانشان  بود به  خدا نمي  رسيد ، و آنچه  از آن  خدا بود به   بتانشان  مي رسيد  به  گونه  اي  بد داوري  مي  کردند.
وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَآؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُواْ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ؛ همچنين  ، کاهنان  ، کشتن  فرزند را در نظر بسياري  از مشرکان  بياراستند  تاهلاکشان  کنند و در باره  دينشان  به  شک  و اشتباهشان  افکنند  اگر خدا مي   خواست  چنين  نمي  کردند  پس  با دروغي  که  مي  بافند رهايشان  ساز.
وَقَالُواْ هَـذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لاَّ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن نّشَاء بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لاَّ يَذْكُرُونَ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاء عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ؛ از روي  پندار گفتند : اينها چارپايان  و کشتزاران  ممنوع  است   هيچ  کس   جز، آنکه  ما بخواهيم  ، نبايد از آنها بخورد  و اينها چارپاياني  است  که   سوار شدنشان  حرام  است  و اينها چارپاياني  است  که  نام  خدا را بر آنها  ياد نکنند  به  خدا افترا مي  بندند و به  زودي  به  کيفر افترايي  که  مي   بسته  اندجزايشان  را خواهد داد.
وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَـذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاء سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حِكِيمٌ عَلِيمٌ ؛ و گفتند : آنچه  در شکم  اين  چارپايان  است  براي  مردان  ما حلال  و براي ، زنانمان  حرام  است  ، و اگر مردار باشد زن  و مرد در آن  شريکند  خدا به   سبب  اين  گفتار مجازاتشان  خواهد کرد  هر آينه  او حکيم  و داناست.
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُواْ أَوْلاَدَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاء عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ؛ زيان  کردند کساني  که  به  سفاهت  بي  هيچ  حجتي  فرزندان  خود را کشتند و به   خدا دروغ  بستند و آنچه  را به  ايشان  روزي  داده  بود حرام  کردند  اينان   گمراه  شده  اند و راه  هدايت  را نيافته  اند.
خداوند متعال از بي خردي و ناداني و سبک مغزي و جهالت عميق مشرکاني که پيامب ر (ص) را تکذيب مي کردند خبر ميدهد. و خداوند تبارک و تعالي پاره اي از خرافات هايشان را برمي شمارد تا گمراهيشان را يادآور شود، و مردم از آن بپرهيزند. مخالفت اين بي خردان با حقي که پيامبر (ص) آورده است نقص و عيبي را متوجّه حقاّنيت پيام و رسالت رسول اکرم نمي سازد، زيرا آنها شايستگي آن را ندارند که در مقابل حق بايستند.
پس خداوند از جمله خرافات آنان به اين نکته اشاره کرد که آنها « جَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيبًا» براي خداوند از کشتزار و چهارپاياني که آفريده است بهره اي قرار دادند، و سهمي از آن براي بتهايشان در نظر گرفتند. در حالي که خداوند اين چيزها را براي بندگانش آفريده و آن را روزي آنان قرار داده است . پس آنان دو امر ممنوع را در کنار هم قرار دادند، بلکه سه چيز را که بايد از آن پرهيز شود با هم انجام دادند: يکي اينکه بر خدا منت نهادند که براي او سهمي قرار داده اند، و بر اين اعتقاد و باور بودند که اين کار احساني است نسبت به خدا. و يکي اينکه بت هايشان را که به آنها روزي نداده و هيچ چيزي را براي آنان به وجود نياورده بودند دراين امر شريک گردانيدند. و موضوع سوم حکم و داوري ستمگرانه آنهاست که به آنچه سهم خدا بود توجه نکرده و به آن اهميتي نمي دادند، اما اگر همان سهم به بت ها مي رسيد و براي بت ها قرار مي دادند به آن توجه مي کردند، و از آن پاسداري مي نمودند، و چيزي از آن به خدا نمي دادند. زيرا هرگاه از کشتزارها و ميوه ها و حيواناتي که خداوند براي آنان آفريده بود چيزي به دست مي آوردند، آن را به دو بخش تقسيم کرده و مي گفتند:« اين به گفته و گمان آنها از آن خداست.» و خداوند جز چيزي که خالصانه براي او باشد نمي پذيرد، و عمل کسي را که به او شرک بورزد قبول نمي کند. و بخش ديگر را که سهميه شرکا اعم از بت ها و شريکان قرار مي دادند.پس اگر چيزي از آنچه که سهم خدا قرار داده بودند با آنچه که براي غير خدا در نظر گرفته بودند مخلوط مي شد، به آن توجهي نکرده و مي گفتند:خداوند از آن بي نياز است، و آن را باز نمي گرداندند. و اگر چيزي از آنچه براي خداهايشان قرار داده بودند با آنچه براي خدا مقرر کرده بودند مخلوط مي شد، آن را به سر جايش برگردانده، و مي گفتند: بت ها فقيرند و بايد سهم آنان برگردانده شود. پس آيا حکمي بدتر از اين هست؟ و آيا حکمي ستمگرانه تر از اين هست؟! زيرا از آنچه که براي مخلوق قرار داده بودند حمايت مي کردند تا جايي که آن گونه از حق خدا  محافظت نمي کردند.
و احتمال دارد که تاويل آيه کريمه آن گونه باشد که در حديث صحيح از پيامبر (ص) ثابت شده است که از خداوند نقل مي کند:« أَنَا أغنَي الشُّرَکَاءِ عِنِ الشَّرکِ ، مَن أشرَکَ مَعِي شَيئَا تَرکُتُه وَشِرکَهُ» من از هر نوع مشارکت و غير آن بي نيازم، و هرکس که به نيت من و غير من کاري را انجام دهد، يعني برايم در هر کاري شريک قايل شود، آن را از او نمي پذيرد، بلکه آن را به آن غير واگذار مي کنم. معني آيه اين است که آنچه آنها براي بت هايشان قرار داده و بوسيله آن به بت هاي خود نزديکي جسته اند، تقرب و عبادتي خالصانه براي غير خداست، وچيزي از آن به خدا تعلق نمي گيرد. و آنچه راکه به گمان خود براي غير خدا در نظر گرفته بودند به خدا نمي رسد، چون آن شرک است؛ بلکه سهم شرکا و همتايان است، چون خداوند از آن بي نياز است و عملي را که در آن يکي از آفريدگانش شريک قرار داده شود، نمي پذيرد.
يکي از موارد بي خردي و گمراهي مشرکين اين است که شرکا يعني سران و شياطين آنها کشتن فرزندان را براي بسياري از مشرکين زيبا جلوه مي دادند. وکشتن فرزندان، به صورت زنده بگور کردن بود، و آنان پسران را از ترس فقر و ناداري، و دختران را از ترس آلوده شدن به