ن اعتراف مي کنند، بنابراين فرمود:« يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي» اي گروه جن و انس! آيا پيامبراني از شما نيامدند که آيات واضح و روشن ما را که در آن امر و نهي، خير و شر و وعد و وعيد به صورت مشروح بازگو شده است براي شما بازگو کنند؟« وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَـذَا» و شما را از رسيدنتان به اين روز برحذر دارند؟ و طريقه نجات يافتن از اين روز را به شما بياموزند؟ و به شما بياموزند که رستگاري و موفقيت در پيروي کردن از دستورات خدا و پرهيز از آنچه او نهي کرده است، مي باشد؟ و به شما بياموزند که بدبختي و زيان در ضايع کردن دستورات و نواهي  خدا است؟ پس آنان اعتراف  کرده، « قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَى أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا» و مي گويند: آري، ما عليه خود گواهي مي دهيم. و زندگي دنيا و زيبايي ها و زخارف و نعمت هاي آن آنان را فريب داد، و به آن آرامش پيدا کردند و از آن راضي و خشنود شدند و آنان را از ياد آخرت مشغول داشت. « وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِينَ» و آنان عليه خود گواهي مي دهند که  کافر بوديم. پس حجت خدا بر آنان اقامه شده، و در اين هنگام هرکس و حتي خودشان مي دانند که خداوند در مورد آنها به عدالت رفتار مي نمايد. پس به آنان مي فرمايد:« ادخُلُوا فِي أُمَمِِ قَد خَلَت مِن قَبلِکُم مِّن َ الجِنِّ وَالإِنسِ» در ميان امتهايي از جن و انس، که پيش از شما بوده اند، وارد آتش شويد. آنان نيز همانند شما عمل کردند، و همچنانکه آنها از بهره خود برخوردار شدند، شما هم از بهره خويش بهره مند مي شويد. آنان در باطل فرو رفتند، همچنانکه شما هم در باطل فرو رفتيد، « إِنَّهُم کَانُوا خَسِرينَ » همانا گذشتگان و آيندگان آنا جن و انس از زيان ديدگان بودند، و چه زياني بزرگتر از خسارت و از دست دادن بهشت هايي پر از نعمت و محروم شدن از همسايگي اکرم الاکرمين؟! اما آنان هرچند که در اين زيان مشترک هستند اما در مقدار آن تفاوت عظيمي با هم دارند.
« وَلِكُلٍّ» و براي هريک از آنها، « دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ» برحسب اعمالشان درجاتي هست، و بدي و گناه کم، مانند بدي زياد، محسوب نمي شود. نه تابع و پيرو چون متبوع و پيروي شده است، و نه با فرمانبر چون رئيس برخورد مي شود.
همانطور که ميان اهل بهشت گرچه همه در سود بردن و رستگاري و وارد شدن مشترک اند فرق هايي وجود دارد که جز خدا کسي آن را نمي داند، با اينکه همه آنان به آنچه مولايشان بدانان بخشيده است خشنودند. پس ، از خداوند متعال مي خواهيم که ما را از اهل فردوس اعلي که آن را براي بندگان مقرب و برگزيدگان خويش و منتخبان و دوستان خود تهيه نموده است، بگرداند.« وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ» و پروردگارت از آنچه مي کنند بي خبر نيست، پس هريک را برحسب نيت و عملش مجازات مي نمايد.
و خداوند از آنجا که نسبت به بندگان مهربان است و مصالح آنها را مي خواهد، آنها را به انجام اعمال صالح و کارهاي شايسته دستور داده ،و از کارهاي بد نهي کرده است، و گرنه ذات خداوند از همه مخلوقات بي نياز است، پس طاعت فرمانبرداران به او سودي نمي رساند. همانطور که نافرماني گناهکاران به او زياني نمي رساند. « إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ» اگر بخ واهد شما را هلاک نموده واز ميان مي برد، « وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ» و هرکس را که بخواهد پس از شما جايگزين تان مي کند، همان طور که شما را از نسل و دودمان قومي ديگر پديد آورده است.
پس وقتي شما دانستيد که حتما بايد از اين دنيا منتقل شويد، همان طور که کسان ديگري غير از شما منتقل شده اند، و دانستيد که از اين دنيا مي رويد و کوچ مي کنيد و آن را براي کساني که بعد از شما مي آيند، مي گذاريد، همان طور که کساني که پيش از شما بوده اند از دنيا رفته و آن را براي شما به جا گذاشته اند ، پس چرا دنيا را محل استقرار و آرامش و وطن خويش گردنيده ايد، و فراموش کرده ايد که دنيا گذرگاهي است نه محل استقرار؟! و فراموش کرده ايد که پيش روي شما سرا و جهاني است که همه نعمتها را در بردارد و از هر آفت و نقصي بدور است؟ و آن جهاني است که مردمان نخستين و آخرين براي آن تلاش مي کنند، و گذشتگان و آيندگان به سوي آن کوچ خواهند کرد، که هرگاه به آن برسند، در آن جا براي هميشه مي مانند و  اقامت هميشگي در آن خواهند داشت.
و آن جهان هدف و غايتي است که هدفي بالاتر و راي آن وجود ندارد، و مطلوبي است که هر هدف و امر مطلوبي در آن پايان مي پذيرد، و آنقدر مورد علاقه خردمندان است که هرچيز ديگري را فداي آن مي کنند. سوگند به خدا در آنجا چيزهايي است که انسان ها در پي آنند و چشم از ديدن آن لذت مي برد، و رقابت کنندگان در آن به رقابت مي پردازند، چيزهايي از قبيل لذت ارواح و زيادي و فراواني شاديها، و نعمت هاي جسم و دل، و نزديک شدن به خدايي که همه غيبها و پنهاني ها را مي داند. همه اينها در آنجا وجود دارد. چه همت و اراده بالايي است همتي که در پي اين خوبي ها مي باشد! و چه خسارتمند است کسي که به بهره اي پست راضي شده است! و چقدر پست و پايين است همّت کسي که معامله زيان بار را برگزيده است! پس آن کس که دچار روي گرداني و غفلت شده است نبايد رسيدن سريع به اين منزل و سرا را بعيد بداند، زيرا« إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ» همانا آنچه به شما وعده داده مي شود خواهد آمد، و شما نمي توانيد خدا را درمانده و ناتوان نماييد، و از عذاب او فرار کنيد، زيرا پيشاني هايتان در دست خدا است و شما تحت تدبير و تصرف او قرار داريد.
«قُل» اي پيامبر! وقتي که قوم خود را به سوي خدا دعوت کردي و سرانجامي که در انتظار آنهاست برايشان بيان نمودي، و آنان از تسليم شدن در برابر دستور خدا امتناع ورزيدند، و از اميالشان پيروي کردندو به شرک خود ادامه دادند ، به آنان بگو:« يَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ» اي قوم من! بر حالتي که هستيد و آن را براي خود پسنديده ايد، بمانيد وهمانطور عمل  کنيد، « إِنِّي عَامِلٌ» من هم طبق دستور خدا عمل مي کنيم و تابع خشنودي پروردگارم هستم.
« فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدِّارِ» به زودي خواهيد دانست که سرانجام نيک از آن چه کسي خواهد بود، به نفع من مي شود يا به نفع شما؟!  و اين انصاف بزرگي است، چرا که خداوند ، هم از اعمال و هم از انجام دهندگان آن سخن به ميان آورده و سزا و جزا را پيش روي بينندگان قرار داده، و از صراحت گويي پرهيز کرده است، چرا که اشاره و تلويح صريحتر و روشنتر است.
و دانسته شد که عاقبت و سرانجام نيک در دنيا و آخرت از آن پرهيزگاران است. و عاقبت و سرانجام نيک از آن مومنان است و هرکس که از آنچه پيامبران آورده اند روي گرداني نمايد سر انجامش بد خواهد بود. بنابراين فرمود:« إِنَّهُ لاَ ي