ع هدايت است که جز تعدادي از مردم در جهان به آن دست نيافته اند، و آنان پيامبران اولوالعزم هستند که نوح يکي از آنها است. « وَمِن ذُرِّيَّتِهِ» و احتمال دارد که ضمير در کلمه « ذُرّيتِهِ» به نوح برگردد، چون نوح نزديکترين اسم به ضمير است، و چون خداوند همراه با کساني که نام برده لوط را نيز ذکر کرده است که از فرزندان نوح مي باشد نه از فرزندان ابراهيم ، زيرا لوط برادر زاده ابراهيم است. و احتمال دارد که ضمير به ابراهيم برگردد، چون سياق جمله براي تمجيد از ابراهيم  است. و لوط گرچه از نسل ابراهيم نيست اما از جمله کساني است که به دست ابراهيم ايمان آورد. پس فضيليتي که به دست ابراهيم ايمان آورد. پس فضيلتي که از طريق ايمان آوردن لوط به دست ابراهيم عايد حضرت خليل مي گردد بزرگتر و ارزشمندتر از آن فضيلتي است که لوط تنها فرزند او باشد نه چيز ديگري. « َداوُودَ وَسُلَيْمَانَ» داود و پسرش سليمان، « وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ» و ايوب، و يوسف پسر يعقوب، « وَمُوسَى وَهَارُونَ» و فرزندان عمران، « وَکَذِلِکَ» و همانگونه که نسل ابراهيم خليل عليه السلام را به دليل اينکه پروردگارش را به بهترين شيوه  عبادت کرده بود و به نحو احسن به مردم سود رسانده بود، هدايت و اصلاح نموديم، « نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ» همانگونه نيز نيکوکاران را پاداش مي دهيم و از آنان نام نيک و نسل صالح برجاي مي گذاريم.
« وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى» و زکريا و يحيي که پسرش بود، « وَعِيسَى» و عيسي پسر  مريم، « وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ» و الياس، که همگي از صالحان و شايستگان بوه و  اخلاق و اعمال و علوم شايسته اي داشته و رهبر و پيشواي صالحان بودند. « وَإِسْمَاعِيلَ» و اسماعيل پسر ابراهيم ، پدر ملت عرب که برترين ملتها است، و پدر برترين فرزندان آدمي يعني محمد (ص) « َيُونُسَ» و يونس فرزند متي، « وَلُوطًا» و لوط فرزند هاران، برادر ابراهيم، « وَكُلاًّ» و هريک از اين انبياء و پيامبران را، « فضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ» بر جهانيان برتري داديم. و معيار برخورداري از درجات و رتبه هاي برتر چهار چيز است که خداونده بيان نموده است:« وَمَن يطِعِ اللَّهَ والرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذينَ أَنعَمَ اللَّهُ عَلَيهِم مِّنَ النَّبِيئّنَ وَالصِّدِيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّلِحِينَ» و هرکس از خدا و پيامبرش پيروي نمايد، پس او با کساني خواهد بود که خداوند بر آنها انعام کرده است، از پيامبران و صديقان و شهيدان و صالحان. پس ايشان در بالاترين رتبه قرار دارند، و اين دسته از پيامبران به طور مطلق برترين پيامبران هستند. زيرا پيامبراني که خداوند سرگذشت آنها را در قرآن بيان کرده است بدون شک از پيامبراني که خداوند سرگذشت آنان را بيان نکرده است، برترند. « وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ» و از برادران و نسل  ايشان عده اي را هدايت کرديم، « وَاجْتَبَيْنَاهُمْ»  و آنان را برگزيديم، « وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» و آنان را به راه راست هدايت کرديم، « ذَلِکَ» اين هدايت، « هُدَى اللّهِ» هدايت خدا است که هدايتي جز آن وجود ندارد. « يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ» هرکس از بندگانش را که بخواهد بدان هدايت مي نمايد، پس هدايت را از او طلب کنيد، زيرا اگر خداوند شما را هدايت نکند هدايت  کننده اي نخواهيد داشت. و افراد مذکور از جمله کساني هستند که خداوند هدايت آنان را خواسته است.
« وَلَوْ أَشْرَكُواْ» و اگر فرضا شرک مي ورزيدند، « لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ» هر آنچه را که کرده بودند از دستشان مي رفت. زيرا شرک، عمل را نابود و ضايع مي گرداند، و باعث خلودِ در جهنم مي شود. پس وقتي که اين برگزيدگان اگر شرک بورزند که هرگز چنين نمي شود و از آنان بعيد است اعمالشان هدر و ضايع گردد، ديگران به طريق اولي اعمالشان ضايع خواهد شد. 
« أُوْلَـئِكَ» اين افراد مذکور، « الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ» کساني اند که خداوند آنان را هدايت کرده  است، پس به هدايت ايشان اقتدا کن. پس اي پيامبر بزرگوار! به دنبال اين پيامبران برگزيده حرکت و از آئين آنان پيروي کن. و پيامبر (ص) از اين دستور اطاعت نمود، و به هدايت پيامبران پيش از خود راه يافت و هر کمالي را که در آنان بود در خود جمع کرد، پس برتري و ويژگي هايي در وي جمع شد که از همه جهانيان بالاتر رفت، و سردار پيامبران و پيشواي پرهيزگاران گرديد. 
درود و رحمت بي کران خدا بر او و همه ي پيامبران باد. و از اين رهگذر برخي از اصحاب استدلال کرده اند که پيامبر (ص) از همه پيامبران برتر است.
«قُل» به کساني که از دعوت تو روي گردانده اند، بگو:« لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا» به خاطر دعوتم از شما مزد و پاداشي نمي طلبم که آن را به عنوان پاداش به من بدهيد، زيرا اين کار سبب امتناع شما مي شود، بلکه مزد من بر خدا است. « إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ» نيست اين قرآن جز پندي  براي جهانيان ، تا آنچه را که به آنان فايده مي دهد از آن ياد گيرند، و آن را انجام دهند، و آنچه را که به زيان آنها است از آن ياد بگيرند، و آن را ترک کنند، و بوسيله آن پروردگارشان را با اسما و صفاتش بشناسند. و اخلاق خوب و پسنديده و راههايي که انسان را بدان مي رساند، بشناسند و اخلاق زشت و راههايي را که به آن مي انجامد ياد گيرند و از آن دوري جويند. پس چون قرآن براي جهانيان پند است، بزرگترين نعمتي است که خداوند با آن بر جهانيان انعام نموده اند. پس جهانيان بايد آن را بپذيرند، و سپاس خدا را به خاطر آن به جاي آورند.وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنكُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ، و به یاد آورید هنگامی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدا کسی را نپرستید و با پدر و مادر خود و خویشاوندان و یتیمان و بیچارگان به نیکی رفتار کنید و به مردم نیک بگویید و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید، سپس جز تعداد اندکی از شما همه روی گرداندید و سرپیچی کردید.
این توصیه ها، از ارکان مهم دین بوده و خداوند در هر شریعتی به آن فرمان داده است، زیرا برای هر زمان و مکانی مفید و ضروری هستند، پس منسوخ نمی شوند، همانطور که یکی از اصول دین منسوخ نمی گردد. بنابراین خداوند ما را فرمان داده است که « وَاعبُدُوا اللَه وَلَا تُشرِکُوا بِهِ شَیئَا» خداوند را پرستش کنید و برای او انبازی نگیرید.
« وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ» و هنگامی که از بنی اسراییل پیمان گرفتیم. این بیانگر سنگدلی آنها است، زیرا به هر امری که فرمان داده می شوند، سرپیچی می کردند، و آن را جز با قسم م