يده است. و اما کسي که مي گويد: ابراهيم در کودکي اش چنين مي پنداشته است دليلي بر صحت گفته خود ندارد.
« وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ» و قومش با او در مجادله پرداختند، گفت: آيا درباره خدا با من مجادله مي کنيد حال آنکه مرا هدايت کرده است؟ مجادله کردن با کسي که هدايت براي او روشن نشده است چه فايده اي دارد؟ اما کسي که خداوند او را هدايت کرده، و به بالاترين مقام يقين رسيده است، او خودش  مردم را به آنچه بر آن است دعوت مي کند. « وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ» و از آنچه که شريک خدا مي سازيد، نمي ترسم، زيرا آنها نمي دانند هيچ سود و زياني به من برسانند. « إِلاَّ أَن يَشَاء رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ» مگر آنچه پروردگارم بخواهد، علم پروردگارم هر چيزي را در بر گرفته است، آيا ياد آور نمي شويد؟ آن گاه خواهيد دانست که او تنها معبودي است که سزاوار و شايسته عبوديت و بندگي است. « وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ» و چگونه از آنچه که شما شريک خدا مي سازيد، مي ترسم در صورتي که ناتوان است و نمي تواند فايده اي برساند؟« وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا» و شما از اينکه چيزهايي را شريک خدا قرار داده و بر  صحت آن دليلي نازل  نکرده است ترسي به دل راه نمي دهيد؟ شما دليلي جز پيروي از هوي و خواستهاي خود نداريد. « فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ » پس کداميک از ما دو گروه به امنيت سزاوارتر است اگر مي دانيد؟
خداوند متعال در حالي که هر دو گروه را از هم جدا مي سازد، مي فرمايد:« الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ» کساني که ايمان آورده و خود را به شرک نيالوده باشند، « أُوْلَـئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ» امنيت از هراس و وحشت، و از عذاب و بدبختي، و هدايت شدن به راه راست ايشان را سزد. پس اگر ايمانشان را به طور مطلق با هيچ ظلمي نياميخته باشند، نه با شرک و نه با ديگر گناهان ، به امنيت و هدايت کامل دست مي يابند. و اگر ايمانشان را فقط به شرک آلوده نکرده باشند، اما گناهان ديگري را انجام داده باشند، اصل هدايت و امنيت را در مي يابند، گرچه هدايت و امنيت کامل را از دست مي دهند. و مفهوم آيه  کريمه اين است که کساني که از اين دو ويژگي برخوردار نباشند، هدايت و امنيتي را به دست نياورده، و بهره آنان گمراهي و بدبختي است.
وقتي که خداوند متعال دلايل قاطعي را براي ابراهيم عليه السلام ارائه نمود، فرمود:« وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ» و اين بود دليل ما که به ابراهيم داديم تا عليه قومش به کار گيرد. يعني با اين دلايل بر قومش چيره شد و به وسيله اين دلايل آنان را در مجادله شکست داد. « نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء» درجات هرکس را که بخواهيم بلند مي  کنيم، همان طور که درجات ابراهيم عليه السلام را در دنيا و آخرت بلند کرديم، زيرا خداوند بوسيله علم، صاحب علم را بر بندگانش برتري مي دهد. به ويژه عالمي که به علم خود عمل نمايد، و علم را به ديگران بياموزد، چنين کسي را برحسب حالتش پيشواي مردم قرار مي دهد؛  مردم به کارهايش چشم مي دوزند و از او پيروي مي کنند، و از نور او براي خود روشنايي کسب مي نمايند.
خداوند متعال مي فرمايد:« يرفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ ءَامَنُوا مِنکُم وَالَّذِينَ أُوتُوا العِلمَ دَرَجَتِ» خداوند درجات م ومنان و اهل علم را بالا مي برد. « إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ» همانا پروردگار تو با حکمت و دانا است. پس علم و حکمت را جز در جايي که شايسته آن دو است قرار نمي دهد، و او به اين محل آگاه تر است.وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ؛ و به  او اسحاق  و يعقوب  را بخشيديم  و همگي  را هدايت  کرديم   و نوح  را  پيش ، از اين  هدايت  کرده  بوديم  و از فرزندان  ابراهيم  داود و سليمان  و  ايوب  و يوسف  و موسي  و هارون  را هدايت  کرديم   و نيکوکاران  را اين   گونه  جزادهيم.
وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ؛ و زکريا و يحيي  و عيسي  و الياس  ، که  همه  از صالحان  بودند.
وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلاًّ فضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ؛ و اسماعيل  و اليسع  و يونس  و لوط ، که  همه  را بر جهانيان  برتري  نهاديم.
وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ و از پدرانشان  و فرزندانشان  و برادرانشان  بعضي  را هدايت  کرديم  ، و  ايشان  را برگزيديم  و به  راه  راست  راه  نموديم.
ذَلِكَ هُدَى اللّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ اين  است  هدايت  خدا  هر که  را از بندگانش  خواهد بدان  هدايت  مي  کند  واگر، شرک  هم  آورده  بودند اعمالي  را که  انجام  داده  بودند نابود مي  گرديد.
أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِينَ؛ اينان  کساني  هستند که  به  آنها کتاب  و فرمان  و نبوت  داده  ايم   اگر  اين قوم  بدان  ايمان  نياورند قوم  ديگري  را بر آن  گمارده  ايم  که  انکارش   نمي  کنند.
أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ؛ اينان  کساني  هستند که  خدا هدايتشان  کرده  است  ، پس  به  روش  ايشان   اقتداکن   بگو : هيچ  پاداشي  از شما نمي  طلبم  ، اين  کتاب  جز اندرزي  براي   مردم جهان  نيست.
وقتي که خداوند از بنده و خليل خود ابراهيم عليه السلام و از علم و شکيبايي و دعوت در راه خدا را که به او ارزاني داشته بود، سخن به ميان آورد، ذکر نمود که خداوند چه نژاد صالح و نسل پاکيزه اي به او عطا  کرد و وي را بدان وسيله اکرام نمود، و اينکه خداوند برگزيدگان خلق را از نسل او قرار داده است. و از اين فضيلت عظيم و کرامت بي نظير که شبيه و مانندي براي آن نيست. پس فرمود:« وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ» و به ابراهيم اسحاق و يعقوب را داديم.
يعقوب فرزند اسحاق بودکه اسرائيل هم نام داشت. يعقوب پدر ملتي است که خداوند آن را بر جهانيان برتري داده بود. « کُلّاً» هرکدام از اين دو را « هَدَينَا» در علم و عمل به راه راست هدايت کرديم. « وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ» و نوح را پيشتر هدايت کرديم، و هدايت  او بالاترين ن