 شود و فايده اي براي وي نخواهد داشت. « أُوْلَـئِكَ» ايشان که داراي صفات مذکورند، « الَّذِينَ أُبْسِلُواْ» کساني اند که هلاک شده و از خير نااميد گشته اند، و اين « بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ» به سبب کارهايي است که انجام داده اند . براي آنان شرابي است که بي نهايت داغ و گرم است و چهره هايشان را مي سوزاند و روده هايشان را تکّه تکّه مي کند. « وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ » و به سبب  کفري که مي ورزيدند براي آنان عذابي دردناک است.قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ  ؛ بگو : آيا سواي  الله  کسي  را بخوانيم  که  نه  ما را سود مي  دهد و نه  زيان ، مي  رساند ? و آيا پس  از آنکه  خدا ما را هدايت  کرده  است  ، همانند آن   کس که  شيطان  گمراهش  ساخته  و حيران  بر روي  زمين  رهايش  کرده  ، از دين   بازگرديم  ? او را ياراني  است  که  به  هدايت  ندايش  مي  دهند که  نزد ما  بازگردد بگو : هدايتي  که  از سوي  خدا باشد ، هدايت  واقعي  است   و به   ما فرمان رسيده  که  در برابر پروردگار جهانيان  تسليم  شويم.
وَأَنْ أَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِيَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ؛ و نماز بخوانيد و از او بترسيد  اوست  آنکه  همگان  نزدش  محشور مي  شويد.
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ؛ و اوست  آنکه  آسمانها و زمين  را بيافريد  و روزي  که  بگويد : موجود شو  ،پس  موجود مي  شود  گفتار او حق  است   و در آن  روز که  در صور بدمند  فرمانروايي  از آن  اوست   نهان  و آشکار را مي  داند و او حکيم  و آگاه   است.
«قُل» اي پيامبر! به کساني که خدا شرک مي ورزند و غيرِ او را به فرياد مي خوانند، و شما را به دينشان دعوت مي کنند، و اوصاف معبودانشان را براي تو بيان مي کنند، اوصافي که  عاقل با آگاهي يافتن از آن باز مي آيد، زيرا هرگاه انسان خردمند به طور سطحي در مذهب مشرکان نظر اندازد به باطل بودن آن يقين حاصل مي نمايد، و براي بطلان آن نيازي به اقامه دليل آن ندارد، پس به چنين کساني بگو:« أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا» آيا غير از خدا کسي را بخوانيم که سود و زياني به ما نمي رساند؟ اين صفت شامل تمامي کساني است که غير خدا را مي پرستند، چون آنچه جز خدا پرستش مي شود، سود و زياني نمي رساند، و کاري در دست او نيست، بلکه همه کارها در دست خداست.
« وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ» و آيا بعد از اينکه خداوند ما را هدايت  کرد به گمراهي بازگرديم؟ و از هدايت و رشد به انحراف برگرديم؟ و از راهي که انسان را به باغهاي بهشت مي رساند به راهي برگرديم که آدمي را به عذاب دردناک جهنم مي رساند؟! پس اين حالتي است که انسانِ خردمند آن را نمي پسندد. و کسي که داراي اين حالت  است، « كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ» بسان کسي است که شياطين او را گمراه نموده و از راه و برنامه و هدفش منحرف کرده  است. « حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى» سرگشته و حيران است؛ دوستاني دارد که او را به سوي هدايت فرا مي خوانند، اما شيطان ها او را به زشتي و انحراف دعوت مي کنند، و او ميان اين دو دعوتگر حيران مانده است. و همه مردم چنين حالتي را دارند جز  کساني که خداوند آنها را در امان قرار داده است، به درستي که آنان کشش ها و انگيزه هايي متعارض در خود مي يابند؛ کشش و جاذبه هاي شيطاني و انگيزه و محرک هاي رحماني . انگيزه هاي خيري که در وجود چنين کساني يافت مي شود عبارتند از انگيزه ي رسالت، عقل صحيح و فطرت سالم. « يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى» او را به سوي هدايت و صعود به بالاترين مقام فرا مي خوانند. از طرفي نيز انگيزه هاي شيطاني در درون آدمي وجود دارد، و هرکس شيوه شيطان را در پيش گيرد و از نفس سرکش پيروي کند گمراه شده و به پايين ترين جايگاه و « اسفل السافلين» سقوط مي  کند. برخي از مردم در همه با اغلب کارهايشان از انگيزه هاي رحماني بهره برده و راه هدايت را در پيش مي گيرند، و برخي از مردم برعکس اين هستند. 
و برخي هستند که هر دو نوع انگيزه در آنها وجود دارد، و اين دو انگيزه در وجود آنان با يکديگر متعارض و مخالف اند. و در اينجا اهل سعادت از اهل شقاوت باز شناخته مي شوند. « قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ» بگو: هدايت خدا هدايت واقعي است. هدايت همان است که خداوند بر زبان پيامبرش بيان نموده، و ديگر راهها به گمراهي و نابودي و هلاکت مي انجامند. « وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ» و  فرمان داده شده ايم تا از پروردگار جهانيان فرمان بريم؛ تسليم يگانگي و اوامر و نواهي او باشيم، و به بندگي وي در آييم. همانا اين برترين نعمتي است که خداوند به بندگاني ارزاني نموده است، و کاملترين تربيتي است که خداوند آنها را از آن بهره مند کرده است. « وَأَنْ أَقِيمُواْ الصَّلاةَ» و دستور داده شده ايم که نماز را همراه با ارکان و شرايط و سنت هايش و آنچه آن را تکميل مي نمايد، برپا داريم.« وَاتَّقُوهُ» و با انجام آنچه خداوند بدان دستور داده ، و با پرهيز از منهياتش از او بترسد. 
« وَهُوَ الَّذِيَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ» و او خدايي است که به سويش محشور خواهيد شد، و در روز قيامت در پيشگاه  او جمه مي شويد و شما را طبق اعمال خوب و بدتان پاداش مي دهد. « وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ» و او خدايي است که آسمانها و زمين را به حق آفريده است تا بندگان را فرمان دهد وآنان را نهي کند، و به آنان پاداش و کيفر بدهد. « وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ» و روزي که مي فرمايد: «باش» پس مي شود ، سخن  او حق است، و هيچ شک و ترديدي در آن نيست، و او چيزِ بيهوده اي را نمي گويد، « وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ» و روزي که در صور دميده مي شود پادشاهي از آن اوست، يعني در روز قيامت. به طور ويژه فرمود: پادشاهي قيامت از آن اوست با اينکه او صاحب و فرمانرواي هر چيزي است ، زيرا در روز قيامت همه مالکيت ها لغو شده و از بين مي رود، پس پادشاهي و ملوکيت جز براي خداوند قهار و يکتا باقي نخواهد ماند.
« عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ» آگاه و عالم به پنهان و آشکار مي باشد، و او با حکمت و آگاه است؛ ذاتي که داراي رحمت کامل و نعمت فراوان و احسان بزرگ 