چ سخني را بر زبان نمي آورد مگر اينکه نزد او مراقبي آماده است و آن را مي نويسد . پس اين ، مراقب خدا از آنان در حال زندگي است. « حَتَّىَ إِذَا جَاء أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا» تا اينکه زمان مرگ شما فرا رسد، آنگاه که فرشتگان ما، که مسوول گرفتن جان و قبض روح هستند، جان او را مي گيرند، « وَهُمْ لاَ يُفَرِّطُونَ» و آنان در اين کار کوتاي نمي ورزند؛ پس يک لحظه را بر زماني که خدا مقدر نموده است نمي افزايند، و لحظه اي از آن کم نمي کنند، و اين کار را طبق تقدير و فرمان الهي انجام مي دهند.« ثُمّ» و بعد از مرگ، و زندگي برزخ، و خير و شري که در آن هست، « رُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ» به سوي خدا که سرور حقيقيشان است برگردانده مي شوند.
به سوي خدايي بر مي گردند که با حکمت و تقدير خويش آنها را سرپرستي نموده، و مشيت خود را بر آنان جاري کرده است. سپس با  امر و نهي خود آنها را سرپرستي نموده و پيامبرانش را به سوي آنها فرستاده و کتابها را بر آنان نازل نموده است. پس به سوي او برگردانده مي شوند تا به سزا و جزاي آنها حکم نمايد و به خاطر خوبي هايي که انجام داده اند آنان را پاداش بدهد، و آنها را بر بديها و زشتي هايي که مرتکب شده اند مجازات کند. «  أَلاَ لَهُ الْحُكْمُ» هان! فرمان و داوري از آنِ اوست؛ معبودي يگانه که هيچ شريکي ندارد.« وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ» و  او سريعترينِ حسابگران است، زيرا خدا بسيار آگاه است ، و اعمال آنها را در لوح المحفوظ ثبت نموده، و فرشتگانش تمامي حرکات و سکنات آنان را در نامه اعمال و کتابي که در دستشان است ثبت کرده اند.
پس تنها خدا مي آفريند و به تدبير امور مي پردازد، و او در آفريدن و تدبير يگانه، و بر بندگانش چيره است ، و همه حالاتشان را زير نظر دارد، و حکم و داوري تقديري و شرعي و جزائي از آن اوست. پس چرا مشرکين از ذاتي که داراي چنين صفاتي است روي مي گردانند و به عبادت کسي روي مي آورند که هيچ کاري در دست او نيست، و به اندازه ذرّه اي سود و نفع نمي رساند، و قدرت و اراده اي ندارد؟! سوگند به خدا اگر بردباري خداوند و گذشت و رحمت وي را نسبت به خويش مي دانستند به شناخت وي روي آورده و شيفته و سرگشته  او مي شدند.
حال آنکه به شرک و ناسپاسي روي آورده و با خدا مبارزه مي کنند، و به خود جرات مي دهند که شکوه و عظمت پروردگار را ناديده بگيرند و به وي دروغ نسبت دهند، اين در حالي  است که پروردگار، آنان را روزي مي دهد. تمام اين بدبختي ها بدان جهت است که تسليم شيطان شده اند، و اين کار جز رسوايي و زيان چيز ديگري به دنبال ندارد. اما آنها قومي نادان هستند.قُلْ مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَـذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ؛ بگو : چه  کسي  شما را از وحشتهاي  خشکي  و دريا مي  رهاند ? او را به  زاري   ودر 
نهان  مي  خوانيد که  اگر از اين  مهلکه  رهايي  يابيم  ، ما نيز از  سپاسگزاران  خواهيم  بود.
قُلِ اللّهُ يُنَجِّيكُم مِّنْهَا وَمِن كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِكُونَ؛ بگو : خداست  که  شما را از آن  مهلکه  و از هر اندوهي  مي  رهاند ، باز هم   بدو شرک  مي  آوريد.
« قُل» به کساني که براي خدا شريک قرار مي دهند و معبودان ديگري را با او مي خوانند، و توحيد ربوبيت را مي پذيرند و توحيد الوهيت را انکار مي کنند، بگو:« مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ» چه کسي شما را از سختي ها و مشقت هاي خشکي و دريا نجات مي دهد؟ و آن گاه که چاره سازي و چاره انديشي برايتان سخت و مشکل مي شود خداوند را با فروتني مي خوانيد و پيوسته حاجات خود را از او مي طلبيد، و در حالي  که شما در آن موقعيت قرار داريد، مي گوييد:« لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَـذِهِ» اگر خداوند ما را از اين سختي که در آن افتاده ايم نجات بدهد، « لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ» قطعا از سپاس گزاراني خواهيم بود که به نعمت او اعتراف مي کنند، و آن را در مسير طاعت پروردگارشان به کار مي برند، نه در راه گناه و معصيت. « قُلِ اللّهُ يُنَجِّيكُم مِّنْهَا وَمِن كُلِّ كَرْبٍ» بگو: خداوند شما را از اين سختي، و از همه مشکلات نجات مي دهد، « ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِكُونَ» سپس شما شرک مي ورزيد، و به آنچه که گفتيد وفا نمي کنيد، و نعمتي را که خداوند به شما داده است فراموش مي کنيد. پس چه دليلي آشکارتر از اين بر باطل بودن و صحت توحيد وجود دارد؟!قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ ؛ بگو : او قادر بر آن  هست  که  از فراز سرتان  يا از زير پاهايتان  عذابي ، برشما بفرستد ، يا شما را گروه  گروه  در هم  افکند و خشم  و کين  گروهي  را به گروه  ديگر بچشاند  بنگر که  آيات  را چگونه  گوناگون  بيان  مي  کنيم   باشدکه  به  فهم  دريابند.
وَكَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَهُوَ الْحَقُّ قُل لَّسْتُ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ؛ قوم  تو قرآن  را دروغ  مي  شمردند در حالي  که  سخني  است  بر حق  بگو : من   کارساز شما نيستم.
لِّكُلِّ نَبَإٍ مُّسْتَقَرٌّ وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ؛ به  زودي  خواهيد دانست  که  براي  هر خبري  زماني  معين  است.
خداوند متعال بر فرستادن عذاب از تمامي جهات به سوي شما توانا است. « مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً» از بالاي سرتان يا از زير پاهايتان و يا اينکه شما را در هم بياميزد، « وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ» و شما را دسته دسته نمايد، و به فتنه مبتلا سازد و برخي، برخي ديگر را بکشد، و او بر همه اين کارها توانا است.
پس، از انجام گناه بپرهيزيد زيرا عذابي شما را فرا خواهد گرفت که نابودتان مي  کند. و او بر اين کار توانا است، اما از رحمت الهي است که عذاب را از اين امت دور نموده و از بالا سنگباران و رجم نمي شوند، و عذاب را از زير پاهايشان بسوي آنان نمي فرستد و در زمين فرو برده نمي شوند. اما برخي را مجازات نموده و آنان را به جان هم انداخته و يکديگر را مي کشند. و برخي را بر برخي ديگر مسلط گردانده، و اين سزا و مجازات دنياست که اهل بصيرت آن را مي بينند، و عالمان آن را احساس مي کنند. « انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ» بنگر که چگونه آيات را به صورتهاي گوناگون و شيوه هاي مختلف که همه بر حق دلالت مي کنند بيان مي داريم! « لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ» شايد هدف از آفرينش خود، و حقايق شرعي و مفاهيم الهي را بفهمند.
« وَكَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَهُوَ الْحَقُّ» و قوم تو قرآن را تکذيب نمودند، حال آنکه قرآن حق است و هيچ شکي در آن نيست، و هيچ ترديدي به آن راه ندارد، « قُل لَّسْتُ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ» بگو: من مراقب و نگهبان اعمالتان نيستم، و من شما را بر آن مجاز