کنندگان است که در دينا و آخرت ميان بندگانش داوري مي نمايد، به گونه اي که کسي که عليه او قضاوت شده و حق به او داده نشده است او را به خاطر اين داوري ستايش مي نمايد.
«قُل» به کساني که از روي ناداني و عناد و ستم براي وقوع عذاب شتاب مي ورزند، بگو:« لَّوْ أَنَّ عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الأَمْرُ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ» اگر آنچه که شما بر وقوع آن شتاب مي ورزيد در دست من بود، کار من و شما تمام مي شد. اگر عذاب آوردم، و در اين ميان سود و منفعتي به شما نمي رسيد. اما کار در دست خداوند بردبار و شکيباست؛ خداوندي که گناهکاران از فرمان او سرمي پيچند، و جرات کنندگان بر نافرماني او جرات مي  کنند، اما او از آنها در مي گذرد، و به آنها رزق و روزي مي دهد، ونعمت هاي ظاهري و باطني خود را به سوي آنان سرازير مي نمايد.« وَاللّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ» و خداوند نسبت به ستمگران آگاه است. چيزي از احوال آنان بر او پوشيده نيست، پس آنان را مهلت مي دهد اما آنان را مورد اهمال و فراموشي قرار نمي  دهد.وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ؛ کليدهاي  غيب  نزد اوست   جز او کسي  را از غيب  آگاهي  نيست   هر چه   را که  در خشکي  و درياست  مي  داند  هيچ  برگي  از درختي  نمي  افتد مگر آنکه   از آن  آگاه  است   و هيچ  دانه  اي  در تاريکيهاي  زمين  و هيچ  تري  و خشکي  نيست  جز آنکه  در کتاب  مبين  آمده  است.
اين آيه يکي از بزرگترين آياتي است که علم فراگير الهي را به طور مشروح بيان داشته، و تصريح مي کند که علم او همه خفايا و نهانها و امور غيبي را در بر مي گيرد، و هرکس از آفريدگانش را که بخواهد از آن امور غيبي آگاه مي سازد. و بسياري از امور غيب را از فرشتگان مقرب و پيامبران پنهان داشته، و آنان را بدان آگاه نکرده است، تا چه رسد به اينکه کس ديگري از جهانيان را از آن با خبر نمايد. و او به حيوانات و درختان و ريگها و سنگريزه ها و خاکهايي که در بيابانها و صحراها مي باشد آگاه است. از آنچه که در درياها وجود دارد از قبيل حيوانات، معادن، و ساير موجودات زنده اي که آب آنرا فرا گرفته، آگاه است.« وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ» و هيچ برگي از درختان خشکي و دريا و درختان آباديها و بيابان ها و دنيا و آخرت فرو نمي افتد مگر اينکه خداوند به آن آگاه است. 
« وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ» و هيچ دانه اي از دانه ميوه ها و کشتزارها و بذري که مردم مي کارد و دانه گياهان بياباني که از آن انواع گياهان مي رويند، و در تاريکي هاي زمين قرار دارند، نيست، مگر اينکه خداوند از آن خبر دارد. 
« وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ» و هيچ ترو خشکي وجود ندارد که خداوند از آن خبر نداشته باشد، و اين  عموم بعد از خصوص است، « إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ» مگر اينکه در لوح محفوظ ثبت و ضبط شده است. بعضي از اين امور، عقل و عقلا را در حيرت مي اندازد، و درک و خاطر هوشياران را سرگشته مي کند. پس اين بر عظمت پروردگار و گستردگي صفاتش دلالت مي نمايد . نيز بيانگر آن است که اگر مردمِ اول و آخر جمع شوند تا برخي از صفات او را احاطه نمايند توان اين کار را نخواهند داشت. پس با برکت است پروردگار بزرگ و گشايشگر و دانا و ستوده و بزرگوار و حاضر و ناظر و احاطه کننده. و بزرگ است خدايي که هيچ کس نمي تواند ستايش او را بيان کند، بلکه او آن گونه است که خودش خويشتن را ستوده است، و بالاتر از آن است که بندگانش بتوانند وي را آن گونه که شايسته اوست ستايش نمايند. پس اين آيه بر دانش و آگاهي فراگير خدا که همه چيز را فرا گرفته است، نيز برکتاب او لوح المحفوظ که تمام حوادث را در برگرفته  است، دلالت مي کند.وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُم بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُّسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ؛ و اوست  که  شما را شب  هنگام  مي  ميراند و هر چه  در روز کرده  ايد مي   داند،، آنگاه  بامدادان  شما را زنده  مي  سازد تا آن  هنگام  که  مدت  معين   عمرتان به  پايان  رسد  سپس  بازگشتتان  به  نزد اوست  و شما را از آنچه   کرده  ايد آگاه  مي  کند.
وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُم حَفَظَةً حَتَّىَ إِذَا جَاء أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَ يُفَرِّطُونَ؛ اوست  قاهري  فراتر از بندگانش   نگهباناني  بر شما مي  گمارد ، تا چون   يکي  از شما را مرگ  فرا رسد فرستادگان  ما بي  هيچ  کوتاهي  و گذشتي  جان  او  بگيرند.
ثُمَّ رُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ أَلاَ لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ؛ سپس  به  نزد خدا ، مولاي  حقيقي  خويش  بازگردانيده  شوند  بدان  که  حکم ، حکم اوست  و او سريع  ترين  حسابگران  است.
تمام اين آيات در رابطه با اثبات الوهيت خدا و  استدلال عليه مشرکين بوده ، و بيانگر آن است که خداوند متعال سزاوار محبت و تعظيم و بزرگداشت و  اکرام است. پس خداوند خبر داد که تنها او به امور بندگانش در بيداري و خوابشان مي پردازد و او روح آنان را در شب مي گيرد، پس حرکات آنان آرام مي گيرد و جسم هايشان استراحت مي کند، سپس آنان را از خواب بر مي  انگيزد، تا براي به دست آوردن منافع ديني و دنيوي خود به فعاليت و  تلاش بپردازند. و هموکارهايي را که در روز انجام مي دهند، مي داند، سپس خداوند همواره به آنان مي پردازد تا اينکه مدت زندگيشان را تمام کنند، پس طبق اين تدبير، مدتِ مشخص شده به پايان مي رسد، و آن دوران زندگي است. پس از آن دوران ديگري شروع مي شود، و آن زنده شدن پس از مرگ است. بنابر اين فرمود:« ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ» سپس بازگشت شما به سوي اوست، نه به سوي کسي ديگر. « ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» سپس شما را به آنچه از خير و شر که انجام مي داديد آگاه مي سازد.
« وَهُوَ» و خداوند متعال، « الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ» بر بندگانش چيره و غالب است. و اراده فراگير و مشيت و خواست  عام او بر آنان جاري مي گردد. پس هيچ کاري به دست آنان صورت نمي گيرد و هيچ کاري در دست آنان نيست، و حرکت نمي کنند، و آرام نمي گيرند مگر به فرمان او. با وجود اين فرشتگاني مراقب بر بندگان گماشته است تا از آنان محافظت کنند و آنچه را که انجام مي دهند ثبت و ضبط نمايند، « وَإِنَّ عَلَيکُم لَحفِظينَ، کِرَامَا کَتِبينَ ، يعلَمُونَ مَا تَفعَلُونَ» و همانا بر شما مراقباني گماشته شده اند؛ نويسندگان بزرگواري که آنچه مي کنيد، مي دانند، « عَنِ اليمينِ وَعَنِ الشِمَالِ قَعيدُ ، مَّا يلفِظُ مِن قَولِ إِلَّا لَدَيهِ رَقيبُ عَتِيدُُ» از چپ و راست نشسته اند، انسان ه