ه است که خاطرات را آرامش دهد و دلت را اطمينان بخشد. 
« وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ» و اگر به خاطر اصراري که بر ايمان آوردنِ آنان داري، روي گرداني آنان از قرآن بر تو دشوار مي آيد، پس کوشش خود را مبذول بدار، ولي هرگز نمي تواني کسي را هدايت کني که خداوند هدايت شدن او را نخواسته است. « فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاء فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ» بنابراين اگر مي تواني تونلي در زمين ايجاد کن، يا نردباني به سوي آسمان بگذار و برايشان دليل بياور. يعني اگر مي تواني چنين کن، اما اين کار نيز برايشان فايده اي نخواهد داشت. و خداوند در اينجا آرزو و اُميد پيامبر (ص) را مبني بر هدايت امثال اين مخالفان و معاندان قطع مي نمايد. « وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى» واگر خداوند مي خواست قطعا آنها را بر هدايت گرد مي آورد،  اما حکمت خداوند متعال مقتضي است که آنان بر گمراهي باقي بمانند. « فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ» پس، زنهار از نادانان مباش! کساني که حقايق امور را مي دانند و آن را وارونه نشان مي دهند. إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى يَبْعَثُهُمُ اللّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ؛ هر آينه  تنها آنان  که  مي  شنوند مي  پذيرند  و مردگان  را خدا زنده  مي ، کندو سپس  همه  به  نزد او بازگردانده  مي  شوند.
وَقَالُواْ لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ قَادِرٌ عَلَى أَن يُنَزِّلٍ آيَةً وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ؛ و گفتند : چرا معجزه  اي  از پروردگارش  بر او نازل  نشده  ? بگو : خدا  قادراست  که  معجزه  اي  فرو فرستد  ولي  بيشترينشان  نمي  دانند.
خداوند متعال به پيامبرش (ص) مي فرمايد: « إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ» دعوت تو را کسي مي پذيرد، و رسالت تو را کساني لبيک مي گويند، و از امر و نهي تو فرمان مي برند که آنچه را به آنان سود مي دهد با دلهايشان بشنوند، و  آنان ، خردمندان و صاحبان شنوايي اند. و منظور از شنيدن در  اينجا شنيدن و پذيرش قلبي است، وگرنه نيکوکار و بدکار در گوش کردنِ صرف برابرند. پس همه مکلفين با شنيدن آيات خدا بر آنان اتمام حجت شده، و براي آنان عذري در عدم پذيرش باقي نمانده است. « وَالْمَوْتَى يَبْعَثُهُمُ اللّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ» و مردگان را خدا بر مي  انگيزد سپس به سوي او بازگردانده مي شوند. احتمال دارد که معني « وَالْمَوْتَى» نقطه مقابل معناي مذکورِ « إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ» باشد . يعني کساني دعوت تو را مي پذيرند که دلهايشان زنده است، و اما کساني که دلهايشان مرده  است و سعادت خود را نمي دانند، و آنچه را که سبب نجاتشان است احساس نمي کنند، دعوت  تو را نمي پذيرند و از تو فرمان نمي برند.
و ميعادگاه آنان روز قيامت است که خداوند آنان را زنده مي کند و سپس به سوي او باز مي گردند. و احتما ل دارد که ظاهرا آيه مدنظر باشد و خداوند مي خواهد بر مساله معاد تاکيد نمايد که او مردگان را در روز قيامت بر خواهد انگيخت و آنان را از آنچه که مي کرده اند آگاه مي سازد. و اين متضمن تشويق براي اجابت فراخواني خدا و پيامبر، و ترساندن از عدمِ اجابت خدا و پيامبر است.« وَقَالُوا» و تکذيب کنندگان از روي سرسختي و کينه توزي گفتند:« لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ» چرا دليل و معجزه اي از دلايلي که آنها با عقل هاي فاسد و نظرهاي باطل خود درخواست مي کردند بر  او نازل نمي گردد؟ همچنانکه گفتند:« وَقَالُوا لَن نُّومِنَ لَکَ حَتَّي تَفجُرَ لَنَا مِنَ الأَرضِ ينبوعَا، أَو تَکُونَ لَکَ جَنَّةُ مِنّ نَّخيلِ وَعِنِبِ فَتُفَجِّرَ الأَنهَرَ خِلَلَها تَفجِيراَ، أَو تُسقِطَ الَّمَاءَ کَمَا زَعَمتَ عَلَينَا کِسَفَا أَو تَآتِي بِاللهِ وَالمَلَئِکَةِ قَبِيلَا....» و گفتند: « تا از زمين چشمه اي براي ما نجوشاني، هرگز به شما ايمان نمي آوريم. يا بايد براي تو باغي از درختان خرما و انگور باشد و آشکارا از ميان آنها جويبارها روان سازي، يا چنانکه ادعا مي کني، آسمان را پاره پاره بر ما فرود  اندازي، يا خدا و فرشتگان را در برابر ما حاضر آوري...» «قُل» در پاسخ آنان بگو:« إِنَّ اللّهَ قَادِرٌ عَلَى أَن يُنَزِّلٍ آيَةً» خداوند توانا است که هر دليلي را نازل نمايد. پس بدون شک او بر انجام اين کارها توانا است. چگونه مي توان در قدرت او شک کرد در صورتي که همه هستي تسليم قدرت او بوده، و در برابر فرمانروايي و پادشاهي او رام شده است؟ « وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ» اما بيشترشان نمي دانند. پس آنان به سبب نادانيشان دلايلي را مي خواهند که براي آنان بد است، زيرا اگر آن دلايل پيش آنها بيايد و به آن ايمان نياورند بدون درنگ عذاب خدا آنها را درخواهد گرفت، و اين سنت  خدا است، و سنت خدا هرگز دگرگون نمي شود. با اين وجود اگر منظورشان آيه هايي باشد که حق را براي آنان بيان دارد، و راه را برايشان روشن سازد، محمد (ص) هر آيه قاطع و حجت روشني را که مبين حق و حقيقت است براي آنان آورده است، طوري که آدمي مي تواند بر هر مسئله اي از مسائل دين چندين دليل عقلي و نقلي بياورد، به صورتي که کوچکترين شک و ترديدي در دل باقي نماند. پس با برکت است خداوندي که پيامبرش را با هدايت و  دين حق فرستاده، واو را با دلايل روشن ياري کرده است ، تا هرکس که هلاک مي شود از روي دليل هلاک گردد، و هرکس که زنده مي ماند از روي دليل زنده باشد. و خداوند شنوا و دانا است.وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ ؛ هيچ  جنبنده  اي  در روي  زمين  نيست  و هيچ  پرنده  اي  با بالهاي  خود در هوا  نمي  پرد مگر آنکه  چون  شما امتهايي  هستند ما در اين  کتاب  هيچ  چيزي  را  فروگذار نکرده  ايم  و سپس  همه  را در نزد پروردگارشان  گرد مي  آورند.
همه حيواناتِ زمين و آسمان از قبيل چهارپايان و حيوانات وحشي و پرندگان، گروههايي مانند شما هستند، و هريک را آفريده ايم، همانطور که شما را آفريده ايم،  و به آنان روزي مي دهيم همانطور که به شما روزي مي دهيم، و مشيت و قدرت ما بر آنان جاري است، همانطور که مشيت و قدرت ما در شما نافذ و جاري است. 
« مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ» و هيچ چيزي را در «لوح محفوظ» فراموش نکرده، و از آن  غافل نمانده ايم ، بلکه هرچيز کوچک و  بزرگي را آن گونه که هست در « لوح محفوظ» ثبت و ضبط کرده ايم. پس همه  حوادث طبق تقدير خدا به وقوع مي پيوندند. و از اين آيه استنباط مي شود که کتاب اول لوح محفوظ همه کاينات و هستي را در برگرفته، و اين يکي از مراحل قضا و تقدير الهي است، زيرا قضا و تقدير چهار مرحله دارد؛ علم و آگاهي فراگير خدا به همه اشياء ، ک