انب خدا است . و این کار اظهار باطل و کتمان حق است، و آنها از روی شناخت و بصیرت چنین کردند« لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً» تا آن را به بهای اندکی بفروشند. و دنیا از اول تا آخر بهای اندکی است. پس آنها باطل خود را دامی برای شکار دارایی های مردم قرار دارند و از دو جهت به مردم ستم کردند: یکی از جهت مشتبه کردن دین بر آنها و دیگر از جهت گرفتن اموالشان به ناحق، آنها به باطل ترین وسیله اموال مردم را می گرفتند، و گناه این کار از گناه کسی که مال مردم را به صورت غصب و دزدی چپاول می کند، برگتر است. بزرگترین خداوند دو بار آنها را مورد تهدید قرار داده و می فرماید: « فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ» پس وای بر آنها به سبب تحریف و باطلی که می نویسند،«وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُون» و وای بر آنها به سبب اموالی که جمع می کنند. ـویل» یعنی عذاب شدید و حسرت جانگاه، برای تهدید شدید به کار می رود. و ابوالعباس پس از آنکه آیات «أَفَتطمَعُونَ» را تا « یَکسِبُونَ» ذکر کرد، فرمود: خداوند کسانی را مورد مذمت قرار داده است که کلام او را تحریف نموده و غلط تفسیر می کنند. این مذمت همچنین شامل حال کسانی می شود که «کتاب» و «سنت» را براساس بدعت های باطل تفسیر می کنند.
خداوند کسانی را که از کتاب او (تورات) جز تلاوت نمی دانند، مذمت کرده است و این مذمت شامل کسی نیز می شودکه اندیشیدن و تدبر در قرآن را ترک نموده و جز خواندن کلماتش چیزی از آن نمی داند . نیز این مذمت شامل کسی می شود که با دستان خود چیزی می نویسد که با کتاب خدا م خالف است، تا به وسیله آن منافع دنیایی را به دست آورد، و ادعا  کند این از جانب خدا است، مانند اینکه بگوید: چیزی که در این کتاب است عین شریعت و دین است، و این مفهوم کتاب و سنت است، و نزد سلف و ائمه معقول، و یکی از اصول دین است که اعتقاد به آن هم واجب عینی و هم کفائی است.
این آیات همچنین مذمت کسی را در بردارد که کتاب و سنت را پنهان می سازد تا مخالفِش با استفاده از آنچه که او می داند علیه وی استدلال نکند. و این خرافات و بدعت گذاری در میان هواپرستان بسیار زیاد به چشم می خورد و بسیاری از منتسبین به فقها نیز از چنین رویه ای پیروی می کنند.قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ؛ بگو : از آن  کيست  آنچه  در آسمانها و زمين  است  ? بگو : از آن  خداست ، بخشايش  را بر خود مقرر داشته  ، همه  شما را در روز قيامت  که  در آن   ترديدي  نيست  گرد مي  آورد  آنان  که  به  زيان  خويش  کار کرده  اند ، ايمان   نمي  آورند.
خداوند متعال به پيامبرش (ص) مي فرمايد: «قُل» به مشرکين بگو به گونه اي که برايشان روشن نماييد، و آنان را بر توحيد ملزم سازي : « لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ» آنچه در آسمانها و زمين است از آن ِ کيست؟ يعني چه کسي آن را آفريده و مالک آن است و در آن تصرف مي  نمايد؟ « قُل» به آنان بگو: « لِلَّهِ» از آن خدا است، و مشرکين به آن اقرار کرده و آن را  انکار نمي کنند، پس چرا اعتراف مي کنند که تنها خدا فرمانروا است، و تنها او به تدبير جهان مي پردازد، اما به توحيد او در الويت اعتراف  نمي کردند؟! « كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ» جهان بالا و پائين تحت فرمانروايي و تدبير اوست و رحمت و احسان خويش را بر آنان گسترانده و رحمت و منت او آنها را در برگرفته است. او بر خود مقرر نموده است که رحمتش بر خشمش غالب آيد، و نزد او بخشيدن از محروم کردن پسنديده تر است و خداوند براي همه بندگان در هاي رحمت را گشوده است به شرطي که آنان به سبب گناهانشان درهاي رحمت را به روي خود نبندند، و آنان را به سوي رحمت  خويش فرا خوانده است مادامي که گناهان و عيب هايشان مانع رحمت  الهي نشود. « لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ» بدون شک شما را در روز قيامت که هيچ شکي در وقوع آن نيست گرد مي آورد، و اين سوگندي است از جانب خدا و او راستگوترين خبردهندگانِ است. خداوند دلايل و حجت هايي را بر آمدن قيامت اقامه نموده است که آمدن آن را يقيني مي سازد، اما ستمگران همواره بر عناد و لجاجت خويش افزوده و قدرت خداوند را مبني بر زنده کردن مردم پس از مرگ انکار کرده و در نافرماني او فرو رفته، و بر کفر ورزيدن جرات مي نمايند. پس دنيا و آخرتشان را ضايع و تباه ساخته اند. بنابراين فرمود:« الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ» آنان که خويشتن را تباه  کرده اند ايمان نمي آورند.وَلَهُ مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛ از آن  اوست  هر چه  در شب  و روز جاي  دارد و اوست  شنوا و دانا.
قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَينَ ؛ بگو : آيا ديگري  جز خدا را به  دوستي  گيرم  که  آفريننده  آسمانها و زمين ، است  و مي  خوراند و به  طعامش  نياز نيست  ? بگو : هر آينه  من  مامور شده   ام که  نخستين  کسي  باشم  که  تسليم  امر خدا شده  باشد  پس  ، از مشرکان   مباش.
قُلْ إِنِّيَ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ؛ بگو : از عذاب  آن  روز بزرگ  مي  ترسم  اگر از پروردگارم  فرمان  نبرم.
مَّن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ؛ در آن  روز ، عذاب  را از هر که  بگردانند مورد رحمت  خدا واقع  شده  است   ،و اين  کاميابي  آشکاري  است.
وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدُيرٌ؛ اگر خدا به  تو محنتي  برساند ، هيچ  کس  جز او دفعش  نتواند کرد ، و اگر  به  تو خيري  برساند بر هر کاري  تواناست.
وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ؛ اوست  قاهري  بالاتر از همه  بندگان  خويش  و دانا و آگاه  است.
قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ؛ بگو : شهادت  چه  کسي  از هر شهادتي  بزرگ  تر است  ? بگو : خدا ميان  من   وشما، شهادت  مي  دهد و اين  قرآن  بر من  وحي  شده  است  تا شما را و هر کس   راکه  به  او برسد بيم  دهد  آيا شهادت  مي  دهيد که  با الله  خدايان  ديگري   هم  هستند ? بگو : من  شهادت  نمي  دهم   بگو : جز اين  نيست  که  او خدايي   است يکتا و از آنچه  با او شريک  مي  سازيد بيزارم