ه قبلا نيز اشاره شد، سکوت در برابر گناهف به منزله سبک نمودن آن است.
3- سکوتِ آحاد جامعه سبب مي شود که اهل معصيت و بزهکاران بر ارتکاب  گناهان و نابهنجاريها جرات و جسارت پيدا کنند. و چنانچه از اين اعمال نهي نشود فتنه و فساد ازدياد يافته و مصايب د يني و دنيوي فراواني ببار مي آيد، و افراد گناهکار شکوه و عظمت پيدا کرده و بيشتر از گذشته خود را نشان مي دهند، و به گناه و عصيان مبادرت مي ورزند. و اهل خير نيز از مقابله با آنان باز مانده و نمي توانند جلوي  انحرافات آنان را بگيرند، و روز به روز بر ضعف و ناتواني آنان افزوده مي شود.
4- چنانچه انسان ها در مقابل تبهکاران سکوت کنند، به تدريج چراغ علم و انديشه به خاموشي گراييده و جهالت و ناداني مستولي مي شود، چرا که گناه و معصيب اگر تکرار شود، و بسياري از مردم به آن بگرايند، و اهل علم و دين به  مقابله با آن نپردازند، گمان مي رود که گناه محسوب نمي شود، و چه بسا جاهل تصور کند که اين گناه عبادتي نيکو است. و چه مفسده اي بزرگتر از آن است که آدمي حرام را  حلال بداند؟! و چه فسادي خطرناکتر از آن است که انسان، باطل را حق بداند؟! 
5- سکوت در برابر گناه، بسياري اوقات موجب مي شود که گناه در نظر گناهکاران آراسته گردد و ديگران نيز به  آنان اقتدا نمايند، چرا که آدمي دوست دارد به هم نوعان خود تاسي  کند. البته سکوت در برابر گناه، مفاسد بسيار زياد ديگري را در بردارد که به همين مقدار اکتفا مي شود.
پس چون سکوت اين پيامدها را در پي دارد، خداوند به صراحت اعلام نمودکه کافرانِ بني اسرائيل به سبب گناهاني که مرتکب شدند مورد لعن و نفرين پروردگار قرار گرفتند، به ويژه به سبب گناهِ بزرگ « سکوت در مقابل ارتکاب گناه.»
« لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ» چه عمل بدي را انجام دادند! « تَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ » بسياري از آنان را مي يابي که کافران را به دوستي مي گيرند، و محبت آنان را در دل دارند، و به ياري و نصرت آنان مي شتابند؛ و ولايت و رهبري آنان را مي پذيرند. « لَبِئْس  مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ» اين کالاي بي رواج و اين معامله خسارت ديده، بد چيزي است که از پيش فرستادند، چرا که خشم و غضب خدا را در پي دارد، و موجب مي شود براي هميشه در آتشِ جهنم باقي بمانند.
آنان خودشان بر خويشتن ستم کردند، و اين مهماني نامبارک و شوم را براي خود تدارک ديدند، و خويشتن را از نعمت پايدار و هميشگي محروم نمودند. « وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِالله والنَّبِيِّ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاء» و اگر به خدا و پيامبر و آنچه بر او نازل شده است ايمان مي آوردند، آنان را به دوستي نمي گرفتند، زيرا ايمان به خدا و پيامبر و به آنچه بر او نازل شده است بر بنده واجب مي گرداند تا پروردگار و دوستا پروردگارش را دوست بدارد، و با کسي که به خدا کفر ورزيده و با وي دشمني کررده و در ارتکاب گناه و نافرماني خدا شتاب مي کند، دشمني ورزد. پس شرط ولايت خدا و ايمانِ به او، آن است که دشمنان خدا به دوستي گرفته نشوند. و اينها فاقد اين شرط بودند، پس مشروط نيز منتفي است. « وَلَـكِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُمْ فَاسِقُون» اما بسياري از آنان فاسق هستند، يعني از اطاعت پروردگار و ايمان به خدا و پيامبر بيرون رفته اند. و از جمله فاسق آنها اين است که با دشمنان خدا دوستي مي کنند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:398.txt">آيه 86-82</a><a class="text" href="w:text:399.txt">آيه 88-87</a><a class="text" href="w:text:400.txt">آيه 89</a><a class="text" href="w:text:401.txt">آيه 91-90</a><a class="text" href="w:text:402.txt">آيه 92</a><a class="text" href="w:text:403.txt">آيه 93</a><a class="text" href="w:text:404.txt">آيه 96-94</a><a class="text" href="w:text:405.txt">آيه 99-97</a><a class="text" href="w:text:406.txt">آيه 100</a><a class="text" href="w:text:407.txt">آيه 102-101</a><a class="text" href="w:text:408.txt">آيه  104-103</a><a class="text" href="w:text:409.txt">آيه 105</a><a class="text" href="w:text:410.txt">آيه 108-106</a><a class="text" href="w:text:411.txt">آيه 110-109</a><a class="text" href="w:text:412.txt">آيه 120-111</a></body></html>لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ؛ دشمن  ترين  مردم  نسبت  به  کساني  که  ايمان  آورده  اند يهود و مشرکان  را  مي يابي  ، و مهربان  ترين  کسان  نسبت  به  آنان  که  ايمان  آورده  اند کساني  را  مي يابي  که  مي  گويند : ما نصراني  هستيم   زيرا بعضي  از ايشان  کشيشان  و  راهبان  هستند و آنها سروري  نمي  جويند.
وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ ؛ چون  آنچه  را که  بر پيامبر نازل  کرده  ايم  بشنوند ، و حقيقت  را دريابند، ،چشمانشان  پر از اشک  مي  شود  مي  گويند : اي  پروردگار ما ، ايمان   آورديم ، ما را نيز در زمره  شهادت  دهندگان  بنويس.
وَمَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا جَاءنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبَّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ؛ چرا به  خدا و اين  آيين  حق  که  بر ما نازل  شده  است  ايمان  نياوريم  و طمع   نورزيم  در اينکه  پروردگار ما ما را در شمار صالحان  آورد ?
فَأَثَابَهُمُ اللّهُ بِمَا قَالُواْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ؛ به  پاداش  اين  سخن  که  گفتند ، خدا آنان  را به  بهشتهايي  که  در آن  نهرها، روان  است  پاداش  داد  در آن  جاودانند و اين  است  پاداش  نيکوکاران.
وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ؛ و آنان  که  انکار ورزيدند و آيات  ما را تکذيب  کردند اهل  جهنمند.
خداوند متعال در بيان نزديکترين گروه به مسلمين و نزديکترين آنها در دوستي و محبت با مومنان، و دورترين آنها مي فرمايد:« َتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ» مسلما سرسخت ترين دشمن مومنان را يهوديان و مشرکان خواهي يافت. پس اين دو گروه به طور مطلق بزرگترين دشمنان اسلام و مسلمين  اند، و بيش از همه مردم براي ضرر رساندن به مسلمانان تلاش مي کنند. و اين به خاطر شدّت تنفر و دشمني آنها نسبت به مسلمانان و حسد و کينه و کفر آنها است. 
« وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى» و مسلما مهربان ترين افراد را نسبت به مومنان کساني خواهي يافت که گفتند: « ما نصارا هستيم» . خداوند براي اين امر چند سبب را بيان کرده است:
1- « مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا» در ميان آنها دانشمنداني است که از دنيا بريده اند. و ديرنش