 خالص گردانيده اند. و اين « شَرٌّ مَّكَاناً» از باب «استعمال افعل التفضيل» در غير جايگاه آن است، « وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ» و از راستاي راه دورترند. « وَإِذَا جَآؤُوكُمْ قَالُوَاْ آمَنَّا» و هرگاه پيش شما بيايند و از روي نفاق و مکر مي گويند: ايمان آورده ايم. « َقَد دَّخَلُواْ بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُواْ بِهِ» حال آنکه آنان با کفر وارد شده و با آن بيرون مي روند. پس ورود و خروج آنها با کفر است ، و آنها ادعا مي کنند که مومن هستند. آيا حالت کسي بدتر و زشت تر از حالت اينهاست؟!
« وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُواْ يَكْتُمُونَ» و خداوند به آنچه پنهان مي کنند آگاه تر است، و آنان را طبق اعمال و کارهاي خوب و بدشان مجازات مي نمايد. سپس خداوند به برشمردن عيب هاي آنان ادامه داد تا از عيب جويي آنها از بندگان مومنش انتقام بگيرد، پس فرمود:« وَتَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ» و بسياري از يهوديان را مي بيني که « يُسَارِعُونَ فِي الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ» در انجام گناه و تجاوز از يکديگر سبقت مي گيرند و براي آن تلاش مي کنند، « حق خدا» و « حق مردم» را زيرپا مي گذارند، « وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ» و در خوردم مال حرام از يکديگر سبقت مي گيرند . سپس خداوند  فقط به اين اکتفا نکرد که خبر دهد آنان اين کارها را  انجام مي دهند، بلکه خبر داد که آنها در انجام اين کارها از يکديگر پيشي مي گيرند. و اين پليدي و زشتي آنها دلالت مي نمايد، و اينکه آنان به گناه و ستمگري خوي گرفته اند. اين در حالي است که آنها براي خود جايگاههاي بلندي را ادعا مي کنند.« لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ» و چه زشت است آنچه انجام مي دهند! و  اين نهايت مذمّت و نکوهش و عيب جويي از آنهاست.
« لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ» چرا علمايي که براي فايده رساندن به مردم گماشته شده اند، و خداوند با ارزاني داشتن دانش و فرزانگي به آنان بر آنها منت نهاده است، ايشان را از گناهانشان باز نمي دارند تا جهالتشان دور گردد و حجت خدا بر آنان اقامه شود؟ زيرا بر علما لازم است که مردم را امر و نهي  کنند، و اموراتِ شرعي را بيان دارند، و آنان را بر انجام کارهاي خوب تشويق نمايند، و از کارهاي بد برحذر دارند. « لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ» چه کار زشتي مي کنند!وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاء وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ؛ يهود گفتند که  دست  خدا بسته  است   دستهاي  خودشان  بسته  باد  و بدين   سخن  که  گفتند ملعون  گشتند  دستهاي  خدا گشاده  است   به  هر سان  که   بخواهد روزي  مي  دهد  و آنچه  بر تو از جانب  پروردگارت  نازل  شده  است  ،  به  طغيان و کفر بيشترشان  خواهد افزود  ما تا روز قيامت  ميانشان  دشمني  و  کينه  افکنده  ايم   هر گاه  که  آتش  جنگ  را افروختند خدا خاموشش  ساخت   و آنان در روي  زمين  به  فساد مي  کوشند ، و خدا مفسدان  را دوست  ندارد.
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ؛ اگر اهل  کتاب ايمان  بياورند و پرهيزگاري  کنند ، گناهانشان  را خواهيم ، زدود و آنها را به  بهشتهاي  پر نعمت  داخل  خواهيم  کرد.
وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأكَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ سَاء مَا يَعْمَلُونَ ؛ و اگر تورات  و انجيل  و آنچه  را که  از جانب  خدا بر آنها نازل  کرده   ايم بر پاي  دارند ، از فراز سر و زير پايشان  روزي  بخورند  بعضي  از ايشان   مردمي  ميانه  رو هستند و بسياريشان  بدکردارند.
 خداوند متعال از گفته و عقيده بسيار زشت يهوديان خبر داده و مي فرمايد:« وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ» و يهوديان گفتند: دست خدا بسته است. يعني خدا نمي تواند خوبي و نيکي انجام دهد. « غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ» اين دعا و نفرين عليه آنهاست که از نوع سخنشان است؛ دست هايشان بسته باد، و به سزاي آنچه گفتند نفرينشان باد، زيرا آنها خداوند بزرگوار و بخشنده را به بخل و عدم  احسان و نيکوکاري توصيف مي کنند، پس آنان را مجازات کرد و اين ويژگي را بر آنان منطبق ساخت.
بنابراين آنان بخيل ترين مردم شدندف و از همه کمتر احسان و نيکوکاري کردند، و از همه مردم نسبت به خدا بدگمان تر هستند و از رحمت الهي که هر چيزي را فرا گرفته، و جهان بالا و عالم پايين را در برگرفته  است دورترند. بنابراين فرمود:«  بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاء» بلکه هر دو دست او باز است و هرگونه که بخواهد مي بخشد، هيچ محدوديتي  براي او نيست، و هيچ مانعي وجود ندارد که او را از آنچه که مي خواهد باز دارد. و خداوند متعال بخشش و فضل و احسان ديني و دنيوي را گسترانده، و بندگان را دستور داده  است تا خود را در معرض نسيم روحبخش سخاوت و بخشندگي  او قرار دهند، و به سبب گناهانشان دروازه هاي احسان وي را به روي خود  نبندند.
پس شبانه روز دست او باز است، و خير او در همه اوقات فراوان است، هرمشکلي را دور مي کند و هر اندوهي را برطرف مي نمايد، و فقير را توانگر مي کند، و اسير را آزاد مي نمايد، و شکسته را پيوند مي دهد، و درخواست کننده را اجابت مي کند. و به فقير مي بخشد و درماندگان و سوال کنندگان را جواب مي دهد. و به  کسي که از وي چيزي را نخواسته است نعمت مي بخشد، و به کسي که عافيت و تندرستي را طلب کند، سلامتي و تندرستي مي دهد، و هيچ گاه گناهکاري را از خير و نعمت خود محروم نمي گرداند، بلکه نيکوکار و فاسد در گلزار خير و برکت او به سر مي برند.
و به دوستانش توفيق انجام کارهاي شايسته مي دهد، سپس آنان را به خاطر انجام کارهاي شايسته ستايش مي کند واين کارها را بدانان نسبت مي دهد ، و اين از بخشندگي اوست. و به آنان در دنيا و آخرت پاداشي وصف ناپذير مي بخشد که در ذهن  انسان نمي گنجد و در همه کارهايشان به آنان مهرباني مي ورزد، و بسياري از خوبي ها را نصيب آنان مي گرداند، و بسياري از رنج ها و زشتي ها را از آنان دور مي نمايد، که آنان به بسياري از آن پي نمي برند. پس پاک است خدايي که همه نعمت هايي که بندگان از آن برخوردارند از اوست، و براي دور شدن ناگواري ها و سختي ها به او پناه مي برند.
پس با برکت است خدايي که هيچ ک