ز حزب و لشکر خدا گردد. او پيروز خواهد شد و پيروزي از آن اوست، گرچه بنا به حکمتي که خدا مي داند، در بعضي وقتها شکست مي خورد اما آخر کارش پيروز است، و چه کسي از خدا راستگوتر است.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ  اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، اهل  کتاب  را که  دين  شما را به  مسخره  و  بازي  مي  گيرند ، و نيز کافران  را به  دوستي  برمگزينيد  و اگر ايمان  آورده ايد از خدا بترسيد.
وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْقِلُونَ؛ و چون  بانگ  نماز کنيد آن  را به  مسخره  و بازيچه  گيرند ، زيرا مردمي ، هستند که  نمي  انديشند.
خداوند بندگان مومنش را نهي مي کند از اين که اهل کتاب يهوديان ونصارا و ساير کفار را به دوستي بگيرند، و با آنها محبت کنند، و آنان را دوست بدارند، و اسرار مومنان را براي آنها فاش کنند، و آنان را در برخي از کارهايشان که به زيان اسلام و مسلمين است ياري دهند. زيرا ايماني که در وجود مومنان است ايجاب مي کند تا دوستي ايشان را ترک نمايند و از درِ دشمني با آنها درآيند.
نيز پايبندي مومنان به  تقواي الهي که عبارت است از اطاعت از دستورهاي خدا و پرهيز از نواهي اش، آنان را به دشمني با کفار فراخواند. مشرکان و کفار و مخالفان، از دين مسلمين عيب گرفته و آن را به مسخره و بازي مي گيرند و بدان توهين مي کنند، به ويژه نماز که آشکارترين شعار مسلمين و بزرگترين عبادت آنان است که هرگاه مسلمين براي آن ندا دهند آن را به بازيچه و تمسخر مي گيرند، و اين به خاطر بي خردي و جهالت فراوان آنهاست. و اگر آنان عقل داشتند در مقابل اين ندا سر تسليم فرود آورده، و به فضيلت هايي که نماز دارد پي مي برند.
پس شما اي مومنان! حالت و شدت دشمني آنها را با خودتان و دينتان دانستيد، بنابراين دستِ کم گرفته است و اينکه برايش مهم نيست که آنان اسلام را مورد طعنه و تنقيص قرار داده است؛ همان کساني که از سوي خدا  وپيامبر به کافر و گمراه از آنان نام برده شده است. و چنين فردي بهره اي از انسانيت و جوانمردي ندارد.
پس چگونه ادعاي داشتن بني اسرائيل داريد؛ ديني که حق است و ديگر دين ها باطل هستند؛ اما به دوستي با کساني از جاهلان و احمقان که اسلام را به مسخره و بازي گرفته، و دين و اهل دين را با ديده حقارت مي نگرند، راضي مي شويد؟! در اين آيه انسانِ مسلمان بر دشمني با کفار تحريک شده است، و اين موضوع کاملا واضح و روشن است.قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ؛ بگو : اي  اهل  کتاب  ، آيا ما را سرزنش  مي  کنيد ? جز اين  است  که  ما  به خدا و آنچه  بر ما نازل  شده  و آنچه  پيش  از اين  نازل  شده  است  ايمان   آورده ايم  و شما بيشترين  نافرمان  هستيد ?
قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَـئِكَ شَرٌّ مَّكَاناً وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ ؛ بگو : آيا شما را از کساني  که  در نزد خدا کيفري  بدتر از اين  دارند خبر، بدهم  : کساني  که  خدايشان  لعنت  کرده  و بر آنها خشم  گرفته  و بعضي  را  بوزينه و خوک  گردانيده  است  و خود بت  پرستيده  اند ? اينان  را بدترين   جايگاه  است  و از راه  راست  گمگشته  ترند.
وَإِذَا جَآؤُوكُمْ قَالُوَاْ آمَنَّا وَقَد دَّخَلُواْ بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُواْ بِهِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُواْ يَكْتُمُونَ؛ و چون  نزد شما آمدند ، گفتند که  ايمان  آورديم  ، و حال  آنکه  با کفر  داخل شدند و با کفر خارج  گشتند ، و خدا به  آنچه  پنهان  مي  دارند آگاه  تر  است.
وَتَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ مي  بيني  بسياري  از ايشان  را که  به  گناه  و تجاوز و حرامخوارگي  مي  شتابند  چه  بد کارهايي  مي  کردند.
لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ؛ از چه  روي  خدا پرستان  و دانشمندان  ، آنان  را از گفتار بد و حرامخوارگي ، باز نمي  دارند  چه  بد کارهايي  مرتکب  مي  شدند.
«قُل» اي پيامبر! بگو « يَا أَهْلَ الْكِتَابِ» به طريق الزام آور به آنان بگو: اي اهل کتاب! دين اسلام دين حق است و عيب جويي شما در آن عيب گرفتن از چيزي است که شايسته ستايش و تمجيد مي باشد. « هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ» آيا به نظر شما ما جز اين عيبي داريم که به خدا و به کتابهاي پيشين و پسينِ او، به پيامبران گذشته و متاخرين ايمان آورده ايم؟ و آيا جز اين عيبي داريم که معتقديم هرکس چنين ايماني نداشته باشد کافر و فاسق است؟!
و آيا خرده گيري شما جز اين چيز ديگري است که ما به مسايلي که بر همه مکلفين واجب است ايمان آورده ايم؟! و بدانيد که بيشتر شما فاسق هستيد. يعني از اطاعت الهي بيرون رفته و بر ارتکاب گناه جرات کرده ايد. پس اي فاسقان! براي شما بهتر است که سکوت کنيد. اگر شما  فاسق نبوديد و عيب مي گرفتيد، زشتي کارتان کمتر از آن بود که فاسق باشيد و از ما عيب بگيريد.
و از آنجا که آنها از مسلمين عيب جويي مي کردند، اين امر مقتضي آن بود که آنان بر اين باور باشند که مسلمين بر شر و بدي قرار دارند، پس خداوند متعال فرمود:« قُل» آنان را از زشتي آنچه بر آن قرار دارند خبر بده، و بگو:« هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ» آيا شما را خبر دهم که چه صفاتي از نظر سزاي خداوند بدتر از آن چيزي است که ما را بدان متهم نموده ايد. حال آنکه از صفات در شما موجود مي باشد؟ آن صفات، « مَن لَّعَنَهُ اللّهُ» صفات کسي است که خدا نفرينش نموده و او را از رحمت خويش دور کرده است، « وَغَضِبَ عَلَيْهِ» و بر او خشم گرفته و در دنيا و آخرت او را سزا داده است، « وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ» و از آنان ميمونها و خوک و طاغوت پرستاني ساخته شده است. شيطان و هر آنچه به جاي خدا پرستش شود طاغوت است.
« أُوْلَـئِكَ» افراد مذکوري که اين صفات زشت را  دارند، « شَرٌّ مَّكَاناً» نسبت به کساني که رحمت خدا به آنان نزديک است، و خداوند از آنان خشنود و راضي مي باشد، و در دنيا و آخرت به آنان پاداش مي دهد جايگاه بدتري دارند؛ چون آنها دين را براي خدا