ُ» بگو:« اگر شما خدا را دوست داريد، پس از من پيروي کنيد تا خداوند شما را دوست بدارد.»
يکي از لوازم دوست داشتن بنده از سوي خدا اين است که بنده با انجام دادن فرائض و نوافل خودش را به وي خيلي نزديک نمايد، همان طور که پيامبر (ص) در حديث صحيح از قول خدا فرموده است:« بنده ام با هيچ چيزي به من نزديکي نمي جويد که براي من محبوبتر باشد از انجام دادن آنچه بر او فرض کرده ام، و بنده ام همواره با انجام نوافل به من نزديک مي شود تا اينکه او را دوست مي دارم، و هرگاه او را دوست بدارم کمکش مي کننم تا گوش و دست و پايش را بدارم کمکش مي کنم تا گوش و دست و پايش را در مسير خشنودي من بکار ببردو از آنها در مسير معصيت من بهره نبرد. و اگر چيزي از من بخواهد قطعا به او مي دهم، و اگر به من پناه بجويد او را پناه مي دهم». و از لوازم محبت خدا، شناخت و کثرت ذکر و ياد اوست. زيرا محبت بدونِ شناخت خدا بسيار ناقص است، بلکه اصلا وجود ندارد، گرچه آدمي ادعاي وجود آن را داشته باشد. و هرکس خدا را دوست بدارد او را ياد مي کند، و هرگاه خداوند بنده اي را دوست بدارد عمل کم او را مي پذيرد، و بسياري از لغزش هايش را مي آمرزد.
و از جمله صفاتِ کساني که خداوند آنها را دوست دارد اين است که آنها « أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ» با مومنان فروتن، و در برابر کافران سخت و سرفرازند. پس آنها مومنان را دوست دارند و خيرخواهشان هستند، و با آنان نرم و مهربان ، و  در مورد آنها آسان گير مي باشند، و منکران خدا و کساني که آيات الهي را به تمسخر مي گيرند و پيامبرانش را تکذيب مي کنند، سخت و نيرومند هستند. تصميم و  اراده آنان براي دشمني با آنها قاطع است و تمام تلاش و توان خود را براي دست يابي به آنچه که سبب پيروز شدن بر کافران مي گردد، مبذول مي دارند.
خداوند متعال  فرموده است:« وَأَعدُِّوا لَهُم مَّا استَطَعتُم مِنّ قُوَّةِ  وَمِن رِّبَاطِ الخَيلِ تُرهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ وَعَدّوَّکُم» و براي جنگ با آنها آمادگي حاصل کنيد و نيرو جمع نماييد، و اسب ها را پرورش دهيد که با آن دشمن خدا و دشمن خود را بترسانيد. و خداوند متعال فرموده است:« أَشِدَّآءُ عَلَي الکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَينَهُم» بر کافران سختگير و با يکديگر مهربان هستند.
پس درشت خويي و سختگيري با دشمنان خدا از جمله صفاتي است که بنده را به الله نزديک مي کند و بنده با خداوند در اينکه وي نيز از آنان خشنود است هماهنگ مي شود. و درشتي نمودن با کافران نبايد مانع از دعوت نمودن آنها به دين اسلام گردد. پس هم بايد بر آنان سخت گرفت، و هم به نرمي دعوتشان کرد، و هر دو کار به مصلحت آنان خواهد بود و فايده اش به آنها برخواهد گشت.
« يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ» با مالها و جانها، و با گفتار و کردارشان در راه خدا جهاد مي کنند« وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ» و از ملامت و سرزنش هيچ سرزنش کنندهاي نمي هراسند، بلکه آنها رضايت و خشنودي پروردگار و ترس از سرزنش الهي را اراده و عزم آنان دلالت مي نمايد، زيرا کسي که قلبش ضعيف است ، هّمت و اراده اش نيز به هنگام سرزنش سرزنش کنندگان ضعيف خواهد بود و عزم  او به هنگام سرزنش سرزنش کنندگان در هم مي شکند، و قوّت و نيرويش سست مي گردد. در دلهاي چنين کساني نوعي بندگي براي غير خدا وجود دارد، و ميزان اين عبوديت و بندگي به ميزان رعايت مردم و ترجيح دادن رضايت و خشنودي آنان بر انجام اوامر خدا بستگي دارد. پس هيچ گاه قلب از بندگي غير خدا سالم نمي ماند مگر اينکه در راه وي از ملامت هيچ ملامت کننده اي نهراسد.
وقتي خداوند صفت هاي زيبا و فضيلت هاي عالي آنان را ستود؛ صفات و فضايلي که مستلزم کارهاي نيک ديگري است که در اينجا بخشي از آن به ميان نيامده است، خبر داد که اين ناشي از آن به ميان نيامده است، خبر داد که اين ناشي از فضل و احسان خدا برآنهاست، تا دچار خودپسندي نشوند و شکر پروردگارشان را به خاطر نعمتي که بدانان ارزاني کرده است به جاي آورند، و از فضل خود بيشتر به آنان ببخشد. و تا ديگران بدانند که فضل خدا پوشش و حجابي ندارد. بنابراين فرمود:« ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» خداوند داراي فضل و بخشش گسترده و احسان فراوان است، و رحمت او هر چيزي را در برگرفته، و فضل و بخشش خود را بر دوستانش مي گستراند، اما به ديگران آن اندازه را نمي دهد، چرا که او مي داند چه کسي سزاوار فضل و بخشش است، پس به او مي بخشد، و خداوند بهتر مي داند که اصل و فرع رسالت خود را کجا قرار بدهد.إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ؛ جز اين  نيست  که  دوست  شما خداست  و رسول  او و مؤمناني  که  نماز مي   خوانند و همچنان  که  در رکوعند انفاق  مي  کنند.
وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ؛ و هر که  با خدا و پيامبر او و مؤمنان  دوستي  کند ، بداند که  پيروزمندان   گروه  خداوندند.
پس از آنکه خداوند متعال از دوستي با کفار؛ يهوديان و نصارا و ديگران نهي نمود و سرانجام زيانبار اين کار را بيان کرد، خبر داد که بايد با چه کسي دوستي کرد. و خداوند فايده و مصلحت آن را بيان داشت و فرمود:« إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ» دوست شما فقط خدا و پيغمبرش هستند، پس دوستي خدا بوسيله ايمان و پرهيزگاري به دست مي آيد. و هرکس که مومن و پرهيزگار باشد دوست خدا خواهد بود، و هر کس دوست خدا باشد دوست پيامبر نيز است، وهرکس که خدا و پيامبرش را به دوستي بگيرد بايد کساني را دوست بدارد که خدا و پيامبر را دوست دارند، و آنها مومناني هستند که در ظاهر و باطن مومن بوده و با اقامه نماز همراه با شرايط و فرايض و ساير مکملات آن، خالصانه خدا را عبادت کرده، و با مردم نيکي مي نمايند، و زکات اموال خود را به مستحقان آن مي پردازند.
« وَهُمْ رَاكِعُونَ» و در برابر خدا فروتن هستند. پس حصر در « إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ» دلالت مي نمايد که دوستي  فقط بايد با کساني که ذکر شده اند صورت پذيرد، و بايد از دوستي غيرآنان پرهيز شود. سپس فايده اين دوستي را بيان نمود و فرمود:« وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ» و هرکس خدا و پيامبرش، و مومنان را به دوستي بگيرد، بي گمان «حزب الله» پيروز است. يعني چنين کسي از گروهي است که به خدا منسوب هستند و خدا را مي پرستند و محبت او را در دل دارند، و حزب خدا پيروز است. و آنان کساني هستند که سرانجام و عاقبتِ نيک دنيا و آخرت از آنها خواهد بود. 
همان طور که خداوند متعال فرموده است:« وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الغَلِبُونَ» و لشکريان ما پيروزند. و اين مژده بزرگي است براي کسي که دستور خدا را انجام دهد، و ا