مَن تَصَدَّقَ بِهِ» پس هرکس در قصاص؛ اعم از قصاصِ کشتن يا زخمي کردن گذشت کند و فرد جنايتکار را ببخشد و قبل از بخشيدن، حق او ثابت گرديده باشد، « فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ» اين عفو و بخشش کفاره اي است براي گناهان فردي که مرتکب جنايت شده است ، چون آدمي حق خود را بخشيده است، و خداوند نيز به طريق اولي حق خود را مي بخشد. و نيز باعث بخشوده شدن گناهان کسي مي شودکه حق خود را بخشيده است. پس همانطور که او جنايتکار را بخشيده است خداوند نيز لغزش و جنايت  هاي او را مي بخشد.
« وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ » و کساني که به آنچه خدا نازل نموده است حکم نکنند پس ايشان ستمگرانند. ابن عباس در رابطه با تفسير «کفر» و «ظلم» اي که در اين دو آيه به آن پرداخته شده، نيز در رابطه با «فسق» ي که در آيه ي بعدي به آن پرداخته مي شود، و مي فرمايد: مراد از «کفر و ظلم و فسق دراينجا کفر و ظلم و فسق اصغر است». پس اگر کسي حکم به غير آنچه خدا نازل نموده است را حلال و جايز بداند، ظلم او ظلم اکبر يعني کفر است. و اگر آن را حلال و جايز نداند، اما آن را انجام بدهد مرتکب گناه کبيره شده است.وَقَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِعَيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَيْنَاهُ الإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ ؛و از پي  آن  رسولان  ، عيسي  پسر مريم  را فرستاديم  که  تصديق  کننده  توراتي ، بود که  پيش  از او فرستاده  بوديم  و انجيل  را که  تصديق  کننده  تورات  پيش   ازاو بود به  او داديم  که  در .آن  هدايت  و روشنايي  بود و براي  پرهيزگاران   هدايت  و موعظه  اي
وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِيهِ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ؛ و بايد که  اهل  انجيل  بر وفق  آنچه  خدا در آن  کتاب  نازل  کرده  است  داوري کنند  زيرا هر کس  به  آنچه  خدا نازل  کرده  است  داوري  نکند ، از نافرمانان  است.
به دنبال پيراموني که به تورات حکم مي کردند، بنده و پيامبرمان؛ عيسي پسر مريم، روح خدا و  کلمه اي که خدا آن را به سوي مريم فرستاد در آورديم. خداوند او را مبعوث نمود در حالي که تورات را که پيش از او فرستاده شده بود تصديق کرد، پس او گواهي داد که  موسي و آنچه از تورات آورده حق است، و دعوت موسي را تاييد و برابر شريعت او حکم نمود. و در اکثر امور شرعي با شريعت موسي موافق بود.
و گاهي عيسي عليه السلام در برخي احکام نرم تر و آسان تر مي گرفت، همان طور که خداوند متعال از او مي گويد که به بني اسرائيل گفت:« وَلأُحِلَّ لَکُم بَعضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيکُم» و تا پاره اي از چيزهايي را که بر شما حرام شده بود برايتان حلال نمايم.
« وَآتَيْنَاهُ الإِنجِيلَ» و به عيسي کتاب بزرگ انجيل که کامل کننده تورات بود، داديم. « فِيهِ هُدًى وَنُورٌ» در انجيل رهنمودي است که به راه راست هدايت مي نمايد، و نوري است که حق را از باطل روشن مي گرداند. « وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ» و تصديق کننده تورات است که پيش از آن بوده است، و آن را تحکيم مي نمايد، و بر صحت آن گواهي مي دهد، و با آن موافق است.
« وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ» و هدالت و پندي است براي پرهيزگاران ، زيرا پرهيزگاران از هدايت و رهنمود بهره مند مي شوند و از مواعظ پند مي گيرند و از آنچه که شايسته نيست باز مي آيند.
« وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِيهِ» و پيروان انجيل بايد طبق آنچه در انجيل آمده است حکم کنند. يعني بر آنان لازم است تا به  کتابشان مقيد و پايبند باشند. و براي آنها جايز نيست که از  آن عدول کنند.
« وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» و هرکس طبق آنچه خدا نازل  کرده است حکم نکند پس ايشان فاسق اند. وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَآ آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُون ؛ و اين  کتاب  را به  راستي  بر تو نازل  کرديم  ، تصديق  کننده  و حاکم  بر، کتابهايي  است  که  پيش  از آن  بوده  اند  پس  بر وفق  آنچه  خدا نازل  کرده   است در ميانشان  حکم  کن  و از پي  خواهشهاشان  مرو تا آنچه  را از حق  بر تو  نازل  شده  است  واگذاري   براي  هر گروهي  از شما شريعت  و روشي  نهاديم   و  اگر خدا مي  خواست  همه  شما را يک  امت  مي  ساخت   ولي  خواست  در آنچه   به  شما ارزاني  داشته  است  بيازمايدتان   پس  در خيرات  بر يکديگر پيشي   گيريد  همگي  بازگشتتان  به  خداست  تا از آنچه  در آن  اختلاف  مي  کرديد  آگاهتان  سازد.
وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللّهُ إِلَيْكَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ؛ ميانشان  بر وفق  آنچه  خدا نازل  کرده  است  حکم  کن  و از خواهشهاشان  پيروي   مکن  و از ايشان  بپرهيز که  مبادا بفريبندت  تا از بعضي  از چيزهايي  که  خدا  بر تو نازل  کرده  است  سر باز زني   و اگر رويگردان  شدند بدان  که  خدا مي   خواهد آنان  را به  پاداش  برخي  گناهانشان  عقوبت  کند ، و هر آينه  بسياري   ازمردم  نافرمانند.
أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ؛ آيا حکم  جاهليت  را مي  جويند ? براي  آن  مردمي  که  اهل  يقين  هستند چه   حکمي از حکم  خدا بهتر است  ?
خداوند متعال مي فرمايد:« وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ» و ما اين کتاب را که قرآن است و برترين و بزرگترين کتابهاست، به سوي تو فرستاديم.
« بِالْحَقِّ» آن را به حق نازل کرده ايم و اخبار و  دستورات و نواهي آن مشتمل بر حق است. « مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ» و کتابهايي را که پيش از آن آمده اند، تصديق مي کند، چون قرآن بر صحت کتابهاي پيشين گواهي مي دهد و اخبارش با  اخبار آنها موافق و برابر، و آيين و قوانين بزرگ آن با شرايع و قوانين کتابهاي گذشته موافق است. پس مصدّق کتابهاي پيشين است. « وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ» و مطالبي را در بر دارد که کتابهاي گذشته در برداشتند، و حتي مطالب الهي و اخلاقي بيشتري را نيز در 