شود که در جايي نگهداري گردد که معمولا چنين جايي مال مصون است.
دوم: بايد مال دزديده شده به اندازه يک چهارم دينار يا سه درهم، و يا آنچه که برابر با يک چهارم دينار يا سه درهم است؛ باشد . پس اگر کمتر از اين را دزديد دستش قطع نمي گردد. شايد اين مفهوم از لفظ سرقت و معني آن استنباط مي شود؛ زيرا کلمه سرقت به معني دزديدنِ چيزي است که از آن نگهداري مي شود. پس اگر مال نگهداري ن شد و کسي آن را برداشت از نظر شرع دزدي محسوب نمي شود.
سوم: امري حکيمانه و به جا است که به خاطر دزديده شدن مالِ بي ارزش و کم، دست قطع نگردد، پس بايد اندازه آن مشخص شود، بنابراين اندازه شرعي که در سنّت ثابت است، حکم قرآن درباره دزد را تخصيص مي نمايد. و حکمت در قطع  کردن دست اين است که باعث حفظ اموال مي گردد، و بايد عضوي قطع شود که جنايت از آن سرزده است. و اگر دزد دوباره دزدي کرد ، پاش چپش قطع مي گردد و چنانچه باز هم دزدي کند گفته شده است که دست چپش قطع مي شود. اگر باز هم دزدي کرد پاي راستش قطع مي گردد. و گفته شده است که به زندان انداخته مي شود تا اينکه در زندان بميرد. 
« جَزَاء بِمَا كَسَبَا» قطع دست دزد کيفر دزدي او است، چرا که اموال مردم را دزديده است. « نَكَالاً مِّنَ اللّهِ» و مجازات و عبرتي است از جانب خدا براي دزد و ديگران تا از دزدي بازآيند. زيرا، وقتي بدانند که هرگاه دزدي کنند دستشان قطع خواهد شد ديگر به اين کار اقدام نمي کنند.
« وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» و خداوند چيره و با حکمت است. و از چيرگي و حکمت  اوست که به قطع دست دزد دستور داده است.
« فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» و هرکس پس از ستمي که  مرتکب شده است  توبه  کند، و به اصلاح خود بپردازد، همانا خداوند توبه او را مي پذيرد، بي گمان خداوند آمرزنده و مهربان است . پس هرکس که توبه کرد و گناهان را ترک گفت و اعمال و عيوب خود را اصلاح کرد، خداوند توبه او را مي پذيرد. و اين بدان جهت است که پادشاهي آسمانها و زمين از آنِ خداست و به هر صورت که بخواهد در آن تصرف قدري و شرعي مي کند؛ براساس حکمت و رحمت گسترده اش هرکس را که بخواهد عذاب مي دهد، و هرکس را که نخواهد مورد عفو و بخشش قرار مي دهد.وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ، و به یاد آورید هنگامی را که از شما پیمان گرفتیم و  کوه طور را بر فرازتان برافراشتیم، آنچه را که به شما داده ایم یا جهد و جدیت بگیرید و به یاد آورید آنچه را که در آن است تا پرهیزگار شوید.
 ثُمَّ تَوَلَّيْتُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنتُم مِّنَ الْخَاسِرِينَ ، سپس از آن روی گرداندید، و اگر فضل و رحمت خدا نبود از زیانکاران بودید.
سپس خداوند بنی اسرائیل را به سبب کار گذشتگانشان سرزنش نمود و می فرماید: « وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ» و به یاد آورید هنگامی را که از شما پیمان گرفتیم. و میثاقی که خداوند از آنها گرفت با برافراشتن کوه طور بر بالای سر آنها و ایجاد رعب و وحشت در دلشان موکد گردید.
و به آنها گفته شد: « خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ» و آنچه از تورات که به شما داده ایم با جهد و تلاش، و صبر و شکیبایی بر انجام دستورات خداوند، بگیرید. « وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ» و آنچه را که در کتابتان هست یاد کنید؛ آن را تلاوت نموده و مطالبش را درک کنید. « لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون» شاید از عذاب خدا و ناخشنودی او رهایی یابید و یا پرهیزگار شوید. 
« ثُمَّ» و پس از این تاکید بلیغ و رسا، « تَوَلَّیتُم» شما روی گرداندید، و همین امر کافی بود که بزرگترین عذاب بر شما فرود آید، « فَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنتُم مِّنَ الْخَاسِرِينَ» و اگر فضل و رحمت الهی بر شما نبود از زیان کاران می شدید.يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هِادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَـذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللّهِ شَيْئًا أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ؛ اي  پيامبر ، غمگين  نکند تو را کردار آنان  که  به  کفر مي  شتابند  چه ، آنهايي  که  به  زبان  گفتند که  ايمان  آورديم  و به  دل  ايمان  نياورده  اند و  چه  آن يهودان  که  گوش  به  دروغ  مي  سپارند و براي  گروهي  ديگر که  خود نزد تو  نمي  آيند سخن  چيني  مي  کنند ، و سخن  خدا را دگرگون  مي  سازند ، و مي  گويند  : اگرشما را اينچنين  گفت  بپذيريد و گرنه  از وي  دوري  گزينيد  و هر کس   را که خدا به  فتنه  گري  افکند ، تواش  از قهر خدا رهايي  نخواهي  داد  اينان  کساني  هستند که  خدا نخواسته  است  که  دلهايشان  را پاک  گرداند  آنان  را در دنيا خواري  و در آخرت  عذابي  بزرگ  است.
سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَآؤُوكَ فَاحْكُم بَيْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ؛ گوش  نهادگان  بر دروغند ، خورندگان  حرامند  پس  اگر نزد تو آمدند  ميانشان ، حکم  کن  يا از ايشان  رويگردان  شو ، و اگر رويگردان  شوي  هيچ  به  تو زياني نرسانند  و اگر ميانشان  حکم  کني  به  عدالت  حکم  کن  که  خدا عدالت   پيشگان  را دوست  دارد.
وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِندَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَـئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ؛ چگونه  تو را داور قرار مي  دهند ، در حالي  که  تورات  که  حاوي  حکم   خداست در، نزد آنهاست  ? سپس  از حکم  تو رويگردان  مي  شوند و اينان  ايمان   نياورده اند.
إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ اللّهِ وَكَانُواْ عَلَيْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلاً وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ ؛ ما تورات  را که  در آن  هدايت  و روشنايي  است  ، نازل  کرديم   پيامبراني که ، تسليم  فرمان  بودند بن