در آخرت  عذابي بس بزرگ مي باشد. 
پس اين دلالت مي نمايد که راهزني از گناهان کبيره است و باعث رسوايي در  دنيا و عذاب آخرت مي گردد. و راهزن ، محاربِ با خدا و پيامبرش است، يعني با خدا و پيامبرش مي جنگد. و چون اين جنايت بسيار بزرگ است، پاکسازي زمين از فساد کنندگان و تامين امنيت راهها و جاده ها از قتل و دزدي و ارعاب مردم، بزرگترين  نيکي و عبادت، و همچنين اصلاح در زمين است. همان طور که ضد آن فساد انگيزي در زمين است.
« إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُواْ عَلَيْهِمْ» مگر کساني از اين محاربين که قبل از دست يافتن شما بر آنها، توبه کنند. « فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» پس بدانيد که خداوند آمرزگار و مهربان است. يعني آنچه « حق الله» است از قبيل کشته شدن و به دار آويختن و قطع دست و پا و تبعيد، از او ساقط مي شود به شرطي که  توبه کند.
و نيز « حق الناس» از او ساقط مي شود، اگر محارب، کافر باشد و سپس مسلمان شود. و اگر محارب مسلمان باشد، « حق الناس» از قبيل کشتن و خوردن مال مردم از او ساقط نمي شود. و مفهوم آيه دلالت مي نمايد که توبه محارب پس از دست يافتن بر او ، چيزي را از او ساقط نمي کند. و حکمتِ اين آشکار است . بنابراين چون توبه قبل از دست يافتن بر محارب از اقامه حد و مجازات جلوگيري مي کند، اگر محارب قبل از دستگير شدن توبه  کند، ديگر حدود و مجازات ها به طريق اولي از او ساقط مي شوند.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، از خدا بترسيد و به  او تقرب  جوييد و  درراهش  جهاد کنيد  باشد که  رستگار گرديد.
اين دستور خدا به بندگان مومنش است و آن عبارت است از اين که به مقتضاي ايمان عمل کنند؛ تقواي خدا را داشته باشند و خويشتن را از خشم و غضب وي دور بدارند. به اين صورت که بنده تلاش کند و آنچه را در توان دارد در راستاي پرهيز از خشنودي خدا از قبيل گناهاني که با قلب يا زبان و يا ديگر جوارح انجام مي شوند، و پرهيز از گناهان ظاهري و باطني، مبذول دارد. و براي ترک گناهان، از خداوند ياري بجويد تا از خشم وي نجات يابد. « وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ» و براي تقرب به خدا و بهره مند شدن از خشنودي او و برخورداري از ولايت و محبّتش وسيله بجوييد. اين «وسيله» عبارت است ازانجام فرائض قلبي مانند دوست داشتن خدا، و دوست داشتن در راه خدا، و ترس از او و اميد به او و توبه و توکل.
نيز وسيله عبارت است از انجام فرائض و واجبات بدني مانند پرداختن زکات و حج، و انجام فرائضي که هم قلبي هستند و هم بدني مانند نماز و خواندن قرآن و ذکر، و نيکوکاري از طريق مال و علم و مقام و بدن و خيرخواهي براي بندگان خدا.
پس همه اين اعمال تقرب و نزديکي جستن به خدا و وسيله اي براي رسيدن به اين هدف مي باشند. و بنده با انجام اين اعمال همواره به خدا نزديک مي شود تا اينکه خداوند او را دوست مي دارد، پس هرگاه خداوند او را دوست داشت. کمکش مي کند که تمام اعضايش از قبيل گوش و چشم دست و پا را در مسير رضايت و خشنودي خدا بکار ببرد و آنها را در جهت ناخشنودي خداوند بکار نبرد. و خداوند دعاي او را مي پذيرد.
سپس خداوند از ميان عبادت هايي که انسان را به او نزديک مي نمايند، جهاد را به طور ويژه بيان نمود. جهاد يعني مبذول داشتن نهايت تلاش در جنگ با کافران، و فدا کردن مال و جان، و بهره گيري از فکر و زبان، و ياري کردن دين خدا، زيرا اين نوع عبادت از بزرگترين عبادات و برترين آن است. چون هرکس اين عبادت را انجام دهد، ديگر عبادت ها را به طريق اولي انجام خواهد داد.
« لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» هرگاه با ترک گناهان از خدا ترسيديد و پرهيزگار شديد و با انجام طاعات براي تقرب به خدا وسيله جستيد و براي طلب خشنودي خدا در راه وي جهاد کرديد رستگار مي شويد. «فلاح» يعني موفقيت و پيروزي و دست يافتن به هر امر مطلوب و مرغوب، و نجات يافتن از هر امر ناگوار و ناخوشايند. و حقيقت رستگاري و فلاح، سعادت جاودانگي و نعمت پايدار است.إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لِيَفْتَدُواْ بِهِ مِنْ عَذَابِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ؛ آنان  که  کافر شده  اند اگر همه  آنچه  در روي  زمين  است  و همانند آن   متعلق به  آنها باشد و بخواهند خود را با آن  از عذاب  روز قيامت  بازخرند  ، از ايشان  پذيرفته  نيايد و به  عذاب  دردآور گرفتار آيند.
يُرِيدُونَ أَن يَخْرُجُواْ مِنَ النَّارِ وَمَا هُم بِخَارِجِينَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ؛ مي  خواهند که  از آتش  بيرون  آيند در حالي  که  بيرون  آمدني  نباشند و، عذابشان  پاينده  است.
خداوند از حالت و اوصاف زشت کافران، و از عذاب وحشتناکي که در روز قيامت به آن دچار مي شوند خبر داده و مي فرمايد: اگر کافران براي نجات خود از عذاب، پُرِ زمين طلا و همانند آن را بپردازند، از آنها پذيرفته نمي شود و فايده اي براي آنان ندارد. چون زمان و مکان فديه دادن، و خود را رهاندن ، از دست رفته و چيزي جز عذاب دردناک و هميشگي باقي نمانده است که آنها هيچ زمان از آن بيرون نمي آيند و براي هميشه در آن هستند.وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ دست  مرد دزد و زن  دزد را به  کيفر کاري  که  کرده  اند ببريد  اين   عقوبتي است  از جانب  خدا ، که  او پيروزمند و حکيم  است.
فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛ هر کس  پس  از کردار ناپسندش  توبه  کند و به  صلاح  آيد ، خدا توبه  او را  مي  پذيرد ، که  او آمرزنده  و مهربان  است.
أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛ آيا ندانسته  اي  که  فرمانروايي  آسمانها و زمين  از آن  خداست  ، هر که  را، بخواهد عذاب  مي  کند و هر که  را بخواهد مي  آمرزد و بر هر کاري  تواناست  ?
سارق کسي است که مال ارزشمند ديگران را پنهاني و بدون رضايت صاحبش بر مي دارد. دزدي از گناهان کبيره است و موجب مي شود سزاي سختي که عبارت از قطع دست راست است آن طور که در قرائت بعضي از اصحاب آمده است بر آن مترّتب شود.
دست وقتي که به طور مطلق بيان شود، تا مچ دست را در بر مي گيرد، پس هرگاه کسي دزدي کرد دستش از مچ قطع، و در روغن ِ داغ فرو برده مي شود تا خونِ رگها بند بيايد. اما سنّت پيامبر، عام بودن آيه را از چند جهت  مقيد کرده است: اول: دزدي بايد از مکان مورد نگهداري اموال انجام شده، و مال بايد «محرز» باشد، پس اگر دزد، مال غيرِ «محرز» را دزديد دستش قطع نمي گردد. و « مال محرز» به مالي گفته مي 