 و محبوب است. آنان منظورشان اين نبود که حقيقتا فرزند خدا هستند، زيرا مذهب آنان چنين نبود، اما نصارا در مورد عيسي معتقدند که او فرزند خداست. خداوند در رد  ادعاي باطل آنها فرمود:« قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُم بِذُنُوبِكُم» بگو:اگر شما دوستان خدا بوديد هرگز عذابتان نمي داد، زيرا خداوند جز کسي که خشنودي او را فراهم نمايد دوست ندارد. « بَلْ أَنتُم بَشَرٌ مِّمَّنْ خَلَقَ» بلکه شما از جمله انسانهايي هستيد که خداوند آفريده است و احکام سرشار از عدالت و فضل خود را بر آنان جاري مي کند.
« يَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء» هرکس را که بخواهد مي آمرزد، آناني که اسباب مغفرت را فراهم  کنند. و هرکس را که بخواهد عذاب مي دهد؛ آنهايي که موجبات عذاب را فراهم نمايند. 
« وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ» و براي خداست پادشاهي آسمانها و زمين و آنچه ميان آسمانها و زمين است، و بازگشت همه به سوي اوست.
شما هم ملکِ خدا و از جمله  کساني هستيد که در سراي آخرت به سوي پروردگار باز مي گرديد و خداوند شما را براساس اعمالتان مجازات مي نمايد. پس اي يهود و نصارا! چه چيزي باعث شده است که اين فضيلت دوستي خدا به شما  اختصاص يابد؟!يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءنَا مِن بَشِيرٍ وَلاَ نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءكُم بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ؛ اي  اهل  کتاب  ، فرستاده  ما در دوراني  که  پيامبراني  نبودند مبعوث  شد  تاحق ، را بر شما آشکار کند و نگوييد که  مژده  دهنده  و بيم  دهنده  اي  بر ما  مبعوث  نشده  است   اينک  آن  مژده  دهنده  و بيم  دهنده  آمده  است  و خدا بر  هرچيز تواناست.
خداوند اهل کتاب را به سبب کتابي که به آنها ارزاني داشته است فرا مي خواند تا به محمد (ص) ايمان بياورند و خداوندي را سپاسگزار باشند که « عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ» بعد از مدت زماني که پيامبري مبعوث نشده بود و آنها به شدّت به وي نيازمند بودند، پيامبر را به سوي آنها فرستاد. و اين انقطاع وحي و نبوت براي مدت زماني، و احساس نياز عاملي بود که مردم را به ايمان آوردن به او فرا مي خواند. نيز عاملي بود براي اينکه پيامبر  همه مطالب الهي و احکام شرعي را براي آنان بيان نمايد. و خداوند از طريق «ارسال رسل» حجّت را به  اتمام رساند تا نگويند:« مَا جَاءنَا مِن بَشِيرٍ وَلاَ نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءكُم بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ» مژده دهنده و بيم دهنده اي نزد ما نيامده  است، به راستي که  مژده دهنده و بيم دهنده اي نزدتان آمده است که شما را به پاداش دنيا و آخرت، و بر انجام اعمالي که موجب پاداش هستند مژده مي دهد. نيز ويژگي کساني که آن اعمال را انجام مي دهند، بيان مي  نمايد و مردمان را از عذاب دنيا و آخرت و اعمالي که موجب آن مي گردند، و از متصف شدن به صفات کساني که آن اعمال را انجام مي دهند برحذر مي دارد.
« وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» و خداوند بر هر چيزي تواناست . همه اشيا در مقابل قدرت او تسليم هستند و هيچ چيزي از فرمان او سرپيچي نمي کند. و از جمله قدرت خداوند اين است که پيامبران را فرستاده و کتابها را نازل کرده است، و هرکس را که از پيامبران اطاعت کند ماجور مي سازد، و هرکس را که از آنان سرپيچي نمايد عذاب مي دهد.وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنبِيَاء وَجَعَلَكُم مُّلُوكًا وَآتَاكُم مَّا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِّن الْعَالَمِينَ و موسي  به  قوم  خود گفت  : اي  قوم  من  ، نعمتي  را که  خدا بر شما ارزاني  داشته  است  ياد کنيد ، که  از ميان  شما پيامبران  و پادشاهاني  پديد آورد و به شما چيزهايي  عنايت  کرد که  به  هيچ  يک  از مردم  جهان  عنايت  نکرده  است.
يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ ؛ اي  قوم  من  ، به  زمين  مقدسي  که  خدا برايتان  مقرر کرده  است  داخل  شويد و، باز پس  مگرديد که  زيان  ديده  باز مي  گرديد.
قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىَ يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ؛ گفتند : اي  موسي  ، در آنجا مردمي  جبارند و ما به  آن  سرزمين  در نياييم   تاآنگاه  که  آن  جباران  بيرون  شوند اگر آنان  از آن  سرزمين  بيرون  شوند ،  بدان  داخل  شويم.
قَالَ رَجُلاَنِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُواْ عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ؛ دو مرد از آنان  که  پرهيزگاري  پيشه  داشتند و خدا نعمتشان  عطا کرده  بود  گفتند : از اين  دروازه  بر آنان  داخل  شويد ، و چون  به  شهر در آمديد شما  پيروز خواهيد شد  و بر خدا توکل  کنيد اگر از مؤمنان  هستيد.
قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ ؛ گفتند : اي  موسي  ، تا وقتي  که  جباران  در آنجايند هرگز بدان  شهر داخل ، نخواهيم  شد  ما اينجا مي  نشينيم  ، تو و پروردگارت  برويد و با آنها  نبرد کنيد.
قَالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلاَّ نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ ؛ گفت  : اي  پروردگار من  ، من  تنها مالک  نفس  خويش  و برادرم  هستم   ميان من  و اين  مردم  نافرمان  جدايي  بينداز.
قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الأَرْضِ فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ؛ خدا گفت  : ورود به  آن  سرزمين  به  مدت  چهل  سال  برايشان  حرام  شد و در، آن بيابان  سرگردان  خواهند ماند  پس  براي  اين  نافرمانان  اندوهگين  مباش.
پس از آنکه  خداوند بر موسي  وقومش منّت نهاد و آنان را از فرعون و قومش، و از بردگي و اسارت فرعونيان نجات داد، آنها به سمت وطن و مملکت خود که بيت المقدس و اطراف آن بود، رفتند و به نزديکي هاي بيت المقدس رسيدند. آنگاه خداوند جهاد با دشمنان را بر آنها فرض کرد تا دشمن را از سرزمين خود بيرون برانند. بنابراين موسي عليه السلام براي آنها موعظه کرد و به آنها تذکر داد و نعمت هاي الهي را بر آنان يادآوري نمود تا عزم آنان براي جهاد تقويت گردد. پس موسي گفت:« اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ» نعمت خدا را با دل و زبانتان يادآوري کنيد، زيرا يادآوري نعمت خدا به محبت وي مي انجامد و در مسير عبادت خدا به آدمي نيرو مي بخشد.
« إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنبِيَاء» آنگاه که در ميان شما پيامبراني را قرار داد که شما را به سوي نور و هدايت ف