ن بود که از کسي که آنها را موعظه مي کرد و به آنان گمان نيک داشت حق را کتمان کردند، و بر کفرشان باقي ماندند، که اين خيانتي بس بزرگ بود. و هر کس صفات آنها را دارا باشد به اين خصلت  هاي مذموم و زشت گرفتار مي شود. پس هرکس به دستور خدا و آنچه که پروردگار ما را بدان ملزم نموده است انجام ندهد، بهره اي فراوان از نفرين و سنگدلي خواهد داشت و به مرض تحريف  کلام مبتلا مي شود، وبخشي از آنچه را که به وي تذکر داده شده است فراموش مي  کند و به راه راست و نيک توفيق نمي يابد. و حتما دچار خيانت خواهد شد. از خداوند مي خواهيم که ما را از اين آفات مصون بدارد.
خداوند آنچه را که به آنان تذکر داد « حفظ» يعن بهره و نصيب ناميده است، چون آن بزرگترين بهره است، و ديگر بهره ها، بهره هاي دنيوي هستند. همانطور که خداوند  متعال فرموده است:« فَخَرَجَ عَلَي قَومِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يريدُونَ الحَيوةَ الَّدنيا يلَيتَ لَنَا مِثلَ مَآ أَُوتِي قَرُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظّ عَظِيمٍ» پس قارون با کوکبه خود به سوي قومش بيرون آمد، کساني که زندگي دنيا را مي خواستند، گفتند: « اي کاش مانند آنچه به قارون داده شده است ما هم داشتيم، بي گمان او داراي بهره بزرگي است». و خداوند در مورد بهره مفيد فرموده است:« وَمَا يلَقَّهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوُا وَمَا يلَقَّهَآ إِلَّا ذُو حَظٍ عَظِيمٍ» اين بردباري و چشم پوشي را مگر صابران نمي يابند، و آن را جز کساني که داراي سهم و بهره بزرگي هستند نخواهند يافت.
« إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمُ» جز تعداد اندکي از آنان که به پيماني که با خدا بسته بودند وفا کردند، و خداوند آنها را توفيق داد و به راه راست هدايت کرد.« فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ» پس آنان را به خاطر آزاري که به تو مي رساند مواخذه نکن، بلکه آنها را به ببخش و از آنان درگذر، زيرا عفو و بخشش از نيکوکاري و احسان است. « إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» همانا خداوند نيکوکاران را دوست دارد. احسان يعني اينکه خدا را طوري عبادت کني که انگار او را مي بيني، و اگر او را نبيني او ترا مي بيند. و احسان در حق مخلوق و مردم يعني رساندن نفع و استفاده ديني و دنيوي به آنان.وَمِنَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللّهُ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ ؛ و از کساني  که  گفتند که  ما نصراني  هستيم  پيمان  گرفتيم   پس  قسمتي  از، اندرزهايي  را که  به  آنها داده  بوديم  فراموش  کردند و ما نيز ميان  آنها  تا روز قيامت  کينه  و دشمني  افکنديم   به  زودي  خدا آنان  را از کارهايي   که  مي کنند آگاه  خواهد ساخت.
همچنان که از يهوديان عهد و پيمان گرفتيم، از کساني هم پيمان گرفتيم که به مسيح پسر مريم گفتند:« ِمنَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّا نَصَارَى» از کساني که گفتند: ما ياور و ياران هستيم»، و با متصف نمودن خويشتن به ايمان به خدا و پيامبرانش، و آنچه پيامبران آورده اند خود را پاک مي شمردند، اما آنها پيمان را شکستند.
« فَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ» و آنان بخش قابل توجهي از آنچه را که به آن تذکر داده شده بودند، هم از نظر علمي و هم از نظر عملي به دست فراموشي سپردند. « فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ» و برخي را بر برخي ديگر مسلط گردانديم، و شرارتي در ميان آنان درگرفت که تا قيامت موجب جنگ و کينه و دشمني در ميان آنها خواهد بود. و اين مسئله اي است که هم اکنون به وضوح مشاهده مي شود، زيرا نصارا همواره در کينه و بغض و دشمني و تفرقه به سر مي برند. « وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللّهُ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ» و خداوند آنان را به آنچه مي کردند آگاه مي کند، و آنان را به خاطر کارهايشان مجازات خواهد کرد.إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ، بی گمان کسانی که ایمان آورده اند«مسلمین» و کسانی که یهودی و صابئی و نصرانی بوده اند هر کس که به خدا و روز قیامت ایمان داشته و کردار شایسته انجام داده اجرشان نزد پروردگارشان است، نه ترسی بر آنها است و نه غمگین می گردند.
این حکم فقط برای اهل کتاب است، زیرا سخن درست این است که صابئین از جمله فرقه های نصارا هستند، پس خداوند خبر داده است که مومنانِ امت اسلام، و یهود نصارا و صابئین؛ هرکس از آنان که به خدا و روز قیامت ایمان داشته و پیامبران را تصدیق نموده، برای آنها پاداش بزرگی است؛ نه ترسی بر آنها است و نه اندوهگین می شوند. و اما کسانی از آنها که به خدا و پیامبران وروز قیامت کفر ورزیده اند ترس و  غم بر آنها مستولی می گردد.
 و صحیح آن است که بگوییم این حکم مختص فِرَق و گروه های اهل کتاب است و ربطی به موضوع ایمان آوردن به حضرت محمد (ص) ندارد، زیرا این آیه از حالت آنها قبل از بعثت حضرت محمد (ص) خبر می دهد، و این روش قرآن است که هرگاه در لابلای آیات ابهامی پدید آید حتما چیزی را مطرح می کند که این شک و ابهام را از بین ببرد، زیرا قرآن از طرف ذاتی نازل شده است که هر چیزی را قبل از پدید آمدن آن می داند، و رحمت او همه چیز را فرا گرفته است. خداوند که از بنی اسرائیل سخن به میان آورد و گناهان و زشتی های آنان را بیان داشت، ممکن است در دل بعضی از مردم این تصور ایجاد شود که مذمت و نکوهش، همه بنی اسرائیل را فرا می گیرد. پس خداوند خواست آنهایی را که مذمومن نیستند جدا کند و نیز از آن جا که به طور خاص بنی اسرائیل ذکر شد گمان می رود که این امور  به آنها اختصاص دارد. بنابراین خداوند حکم عامی را بیان فرمود که همه گروهها را در برگیرد و نیز حق روشن شود و توهم و ابهام از بین برود. پس پاک است خداوندی که در کتابش چیزهایی را قرار داده است که عقل جهانیان را حیرت می اندازد.يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِّمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ قَدْ جَاءكُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ ؛ اي  اهل  کتاب  ، پيامبر ما نزد شما آمد تا بسياري  از کتاب  خدا را که ، پنهان  مي  داشتيد برايتان  بيان  کند و از بسياري  در گذرد ، و از جانب  خدا  نوري  و کتابي  صريح  و آشکار بر شما نازل  شده  است.
يَهْدِي بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ؛ تا خدا بدان  هر کس  را که  در پي  خشنودي  اوست  به  راههاي  سلامت  هدايت   کند و، به  فرمان  خود از تاريکي  به  روشناي