ريد.
« غَيْرَ مُسَافِحِينَ» و با هيچ کس زنا نکنيد. « وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ» و دوست نگيريد. و دوست گرفتن يعني زنا کردن با معشوقه ها، زيرا در جاهليت زنا اينگونه بود که عده اي با هرکس زنا مي کردند، چنين فردي «مُسَافح» زناکار ناميده مي شد. و بعضي فقط با دوست و معشوقه خود زنا مي کردند. خداوند خبر داد که اين کار با عفت و پاکدامني متضاد است ، و شرط  ازدواج اين است که شوره پاکدامن باشد. «  وَمَن يَكْفُرْ بِالإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ» و هرکس به خدا کفر ورزد و به کتابها و پيامبرانش که ايمان آوردن بدانها واجب است، يا به چيزي از شرايع و آيين الهي کفر ورزد، بي گمان عملش نابود گشته است، و آن زماني است که بر حالت کفر بميرد. همانطور که خداوند متعال مي فرمايد:« وَمَن يرتَدِد مِنکُم عَن دِينِهِ فَيمُت وَهُوَ کَافِرُ فَأُولَئِکَ حَبِطَت أَعمَلُهُم فِي الدُّنيا وَالأَخِرَةِ» و هرکس از شما از دين خود مرتد شود، و در حالي که  کافر است بميرد پس ايشان اعمالشان در دنيا و آخرت نابود مي شود.
« وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ» و او در آخرت از زمره کساني خواهد بود که در مورد خود و اموال و خانواده هايشان دچار زيان شده و به شقاوت هميشگي گرفتار آمده اند.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَـكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، چون  به  نماز برخاستيد ، صورت  و  دستهايتان ، را تا آرنج  بشوييد و سر و پاهايتان  را تا قوزک  مسح  کنيد  و  اگر جنب بوديد خود را پاک  سازيد و اگر بيمار يا در سفر بوديد يا از جاي   قضاي  حاجت  آمده  بوديد يا با زنان  نزديکي  کرده  بوديد و آب  نيافتيد با  خاکي  پاک تيمم  کنيد و صورت  و دستهايتان  را با آن  مسح  کنيد  خدا نمي   خواهد شما دررنج  افتيد ، بلکه  مي  خواهد که  شما را پاکيزه  سازد و نعمتش   را بر شما تمام  کند ، باشد که  سپاس  گزاريد.
اين آيه بزرگي است که مشتمل بر احکام زيادي مي باشد، و ما آنچه را از اين احکام که خداوند برايمان آسان و مقدور نموده است بيان مي کنيم:
1- اطاعت  کردن از آنچه در اين آيه ذکر شده و عمل کردن به آن از لوازم ايمان است و ايمان جز با آن کامل نمي شود، چون خداوند آيه را با « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ» آغاز کرده است . يعني اي کساني که ايمان آورده ايد! به مقتضاي ايمانتان به آنچه براي شما مشروع نموده ايم عمل کنيد.
2- امر به بپاخاستن براي نماز، زيرا فرموده است :« إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ» يعني هر وقت براي نماز بپاخاستيد. 
3- امر به نيت کردن براي نماز، زيرا « إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ» يعني هرگاه به قصد و نيت نماز بپاخاستيد. 
4- وضو شرط صحّت نماز است، زيرا خداوند به هنگام بلند شدن براي نماز به وضو دستور داده است، و اصل اين است که «امر» براي وجوب است.
5- وضو با داخل شدن وقت نماز واجب نمي شود، بلکه هنگام اراده کردن براي نماز واجب مي گردد.
6- هر آنچه که اسم نماز بر آن اطلاع شود از قبيل فرض، و نفل، و فرض کفايه و نماز جنازه، براي همه آنها وضو شرط است. حتي بسياري از علما براي سجده خالي، از قبيل سجده تلاوت و سجده شکر نيز وضو را لازم مي دانند.
7- امر به شستن چهره و صورت که طول آن از ابتداي محل روييدن موي سر تا زير چانه است، وعرض آن از گوش تا گوش است. و مضمضه آب در دهان کردن و استنشاق آب در بيني ک ردن با سنّت ثابت شده و در شستن صورت داخل مي گردد.  و موهاي چهره بخشي از چهره مي باشند. اگر اين موها کم باشند رسانيدن آب به زير آنها لازم است، ولي اگر پرپشت و زياد باشند فقط شستن سطح ظاهري آن کافي است.
8- امر به شستن دستها، و اينکه بايد با آرنج شسته شوند. و کلمه «الي» آنطور که جمهور مفسرين گفته اند به معني «مع» است، مانند اين فرموده الهي که مي فرمايد:« وَلا تَأکُلُوا أَموَلَهُم إِلَي أَموَلِکُم» يعني اموال يتيمان را همراه با اموال خودتان نخوريد. از طرفي نيز شستن دست که واجب است کامل نمي شود مگر با شستن تمام آرنج.
9- امر به مسح سر.
10- مسح تمام سر واجب است ، زيرا «باء» در « بِرُءُوسِکُم» براي تبعيض نيست، بلکه براي ملاصقه است و تمام سر بايد مسح شود.
11- مسح هرگونه انجام شود کافي است خواه با هر دو دست،يا با يک دست، يا با پارچه اي ، يا با تکه چوبي و يا امثال آن مسح صورت گيرد، زيرا خداوند مسح را به طور مطلق بيان نموده وآن را با يک صفت و ويژگي مقيد نکرده است، پس به همان صورت بر اطلاق خود دلالت مي کند.
12- مسح سر واجب است. پس اگر سرش را شست و بر آن دست نکشيد کافي نيست چون او کاري را که خداوند بدان دستور داده انجام نداده است.
13- آنچه در مورد شستن دستها با آرنج گفته شد در مورد شستن پاها با هر دو قوزک صدق مي کند.
14- در اين آيه به مسح خف « موزه» و  اشاره شده، و آن زماني است که « وَأَرجُلَکُم» را با قرائت جر بخوانيم. و هرکدام از هر دو قرائت نصب و جر به معني خاصي حمل مي شود، پسش اگر به قرائت نصب خوانده شود دستور به شستن پاهاست، و آن زماني است که پاها پوشيده نباشند. و اگر به قرائت جر خوانده شود دستور به مسح پاهاست  اگر با موزه پوشيده شده باشند.
15- رعايت ترتيب در وضو واجب است، زيرا خداوند آن را به ترتيب بيان کرده است. نيز خداوند عضوي را که در وضو مسح مي شود بين دو عضو که بايد شسته شوند ذکر نمود، و اين فايده اي را جز ترتيب نمي رساند.
16- ترتيب مخصوص اعضاي چهارگانه ي است که در اين آيه  نام برده شده اند. اما رعايت ترتيب ميان مضمضه و استنشاق و تقديم اين اعمال بر شستن چهره، و اينکه دست راست و پاي راست قبل از دست چپ و پاي چپ شسته شوند، و اينکه سر قبل از گوشها مسح شود، واجب نيست، بلکه مستحب مي باشد.
17- تازه کردن وضو براي هر نماز، تا صورتي که به آن دستور داده است تحّقق يابد. 
18- امر به غسل جنابت.
19- شستن تمام بدن در صورت جنابت واجب است، زيرا خداوند ، پاک کردن را به بدن نسبت داده و آن را ويژه قسمت هايي از بدن قرار نداده است.
20- امر به شستن ظاهر و باطن موها در جنابت.
21- حدث اصغر در حدث اکب رمندرج است، و اگر کسي هم جنب بود، و هم وضو نداشت، کافي است که نيت رفعِ هر دو را بکند و تمام بدنش را بشويد. چون خداوند جز پاک کردن چيز ديگري را بيان نکرده و نفرموده است که دوباره بايد وضو بگيريد.
22- جنابت بر هرکسي صدق پيدا مي کند که در حالت خواب يا بيداري از 