 بر مي گشتند. و اين ناکامي بدان سبب است که آنها از پروردگار و آفريننده خود روي برتافته و دشمني را که بدي آنان را مي خواهد به دوستي گرفته اند. بنابراين فرمود:« وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا » و هرکس به جاي خدا، شيطان را به دوستي برگزيند، به راستي که دچار زيان آشکاري شده است. و چه زياني روشن تر و بزرگتر از زيان کسي است که در دين و دنيايش دچار زيان شده و گناهان و لغزشهايش او را هلاک کرده است؟! در نتيجه گرفتار بدبختي هميشگي گرديده و نعمت جاودانگي را از دست داده است؟! اما کسي که با پروردگار خود دوستي نمايد و رضايت و خشنودي او را برگزيند به رستگاري کامل رسيده و خوشبختي دنيا و آخرت را به دست آورده و چشم و دلش روشن مي گردد. پروردگارا! آنچه را که تو داده اي هيچ کس نمي تواند مانع آن بشود، و آنچه را که تو منع نموده اي کسي نمي تواند آن را بدهد. پروردگارا! ما را از زمره کساني قرار بده که از عنايت و سرپرستي تو برخوردارند، و به آنها عافيت عنايت فرموده اي.
سپس فرمود:« يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ» شيطان کساني را که براي گمراه کردنشان تلاش مي کند وعده مي دهد. وعده، وعيد را نيز شامل مي شود، همانطور که خداوند متعال مي فرمايد: « الشَّيطَنُ يعِدُکُم الفَقرَ» شيطان به شما وعده فقر مي دهد. پس شيطان به آنها مي گويد: « اگر مالهايتان را در راه خدا انفاق کنيد ، فقير خواهيد شد» . و آنها را مي ترساند که اگر جهاد کنند کشته يا زخمي مي شوند، همانطور که خداوند متعال فرموده است:« إِنَّمَا ذَلِکُم الشَّيطَنُ يخَوفُ أَولِياءهُ» در واقع اين شيطان است که دوستانش را مي ترساند. و به هنگام برگزيدن خشنودي خدا آنها را با تمام وسايل ممکن و غيرممکن تهديد مي کند و اين ترس و وحشت را به مغز و انديشه ي آنان وارد مي گرداند تا در انجام کار نيک سستي بورزند، و آنها را از انجام دادنِ آن مي ترساند. همچنين آنها را در آرزوها و خيالات باطلي که سرابي بيش نيستند، سرگردان مي کند. بنابراين فرمود:« وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا ُأوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ» و شيطان جز وعده هاي فريبکارانه به آنها نمي دهد، ايشان جايگاهشان جهنم است. بنابراين هرکس از شيطان فرمان برد و از پروردگارش روي بگرداند، و به پيروان و گروه شيطان بپيوندد، جايگاهش جهنم است. « وَلاَ يَجِدُونَ عَنْهَا مَحِيصًا» و هيچ راه فرار و نجاتي از جهنم نمي يابند، بلکه براي هميشه در آن مي مانند.وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَعْدَ اللّهِ حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلاً ؛ و کساني  را که  ايمان  آورده  اند و کارهاي  نيکو کرده  اند به  بهشتهايي  در، مي  آوريم  که  در آن  نهرها روان  است  و در آنجا جاويدانند  وعده  بر حق   خداوند است  ، و چه  کسي  از او راستگوي  تر است  ?
وقتي که سرانجام بدبختان و ياران شيطان را بيان کرد، سرانجام سعادتمندان و دوستان خدا را نيز بيان نمود، و فرمود:« وَالَّذِينَ آمَنُواْ» و کساني که به خدا و فرشتگان و کتابها و پيامبران و روز قيامت و تقديرات خير و شر او، ان چنانکه به آنان دستور داده شده است از روي علم و شناخت  ايمان آوردند، و آن را تصديق کرده و به آن اقرار نمودند، « وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ» و کارهاي شايسته را که از ايمان سرچشمه مي گيرد انجام دادند. اعمال شايسته شامل هرچيزي است که به آن دستور داده شده است از قبيل واجب و مستحّباتي که با قلب و زبان و ديگر اعضا بايد انجام شوند. هرکاري برحسب حالت و جايگاهش، و به اندازه اي که ايمان و عمل صاحل را کامل گرداند پاداش دارد. و هرکاري به اندازه اي که به ايمان و عمل صالح خلل وارد کند کيفر و عقاب دارد.
اين چيزي است که از حکمت و رحمت الهي، و وعده راستين او در لابلاي کتاب وسنت دانسته مي شود، بنابراين پاداش عمل صالح را بيان نمود و  فرمود:« سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ» آنها را به باغهايي وارد مي کنيم که رودها از زير درختان آن روان است، و در آن خوردني ها و نوشيدني هاي لذيذ، منظره ها و همسران زيبا، قصرها و خانه هاي آراسته و درختاني که ميوه هايشان سهل المنال است، و در آن صداها و نغمه هاي دل انگيز و ميوه هاي فراوان وجود دارد. مومنان در بهشت به ملاقات و ديدار يکديگر مي روند و از نعمت هايي برخوردار مي شوند که هيچ چشمي آن را نديده و هيچ گوشي آن را نشنيده و به دل هيچ انساني خطور نکرده است. 
و بالاتر و بزرگتر از اين، خشنودي و رضايت خداوند است که نصيب آنان مي شود، و ارواح با نزديک شدن به خدا، و چشمها با ديدن او و گوشها به شنيدن سخن روحبخش وي که از هر نعمت و برکتي برتر است، به اوج لذّت و سرور مي رسند. و اگر خداوند آنها را استوار و پابرجا نمي کرد،  به پرواز در مي آمدند و از شادي و خوشحالي مي مردند.
به راستي که اين نعمت ها چقدر شيرين و لذيذ هستند! و آنچه خداوند بزرگوار به آنها بخشيده است چقدر بلند و  عالي است ! نيکي و شادابي که آنها به دست آورده اند قابل توصيف نيست. و کمال و عدم نقصان اين نيکي و شادابي در قالب جاودانه ماندن در اين منازل و مراتب رفيع تجلي مي کند. بنابراين خداوند فرمود:« خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَعْدَ اللّهِ حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلاً » پس راست گفته است خداوندي که سخن و گفتار او در بالاترين حدِ صداقت و راستي قرار دارد. پس چون سخن و خبر او راست است، هر آنچه که به طور « مطابقت» يا «تضّمن» يا «التزام» از سخن وي، و همچنين از سخن پيامبر (ص) برآيد نيز راست است، زيرا پيامبر جز به دستور خدا خبر نمي دهد، و جز از وحي او سخن نمي گويد.لَّيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ مَن يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ وَلاَ يَجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللّهِ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا ؛ نه  بر وفق  مراد شماست  و نه  بر وفق  مراد اهل  کتاب  ، که  هر کس  که   مرتکب  کار بدي  شود جزايش  را ببيند ، و جز خدا براي  خويش  دوست  و  ياوري  نيابد.
وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتَ مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَـئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلاَ يُظْلَمُونَ نَقِيرًا ؛ و هر کس  که  کاري  شايسته  کند چه  زن  و چه  مرد اگر مؤمن  باشد به  بهشت ، مي رود و به  قدر آن  گودي  که  بر پشت  هسته  خرماست  به  کس  ستم  نمي  شود.
« لَّيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ» حکم و نجات و صلاح به آرزوي شما و آرزوي اهل کتاب نيست. «اماني» عبارت است از سخن نفس که خالي از عمل و سرشار از ادعاهاي صرف باشد. چنانچه آن را با مشابه خودش  انکار کني، هيچ تفاوتي ميان آن دو وجود ندارد، چراکه هر دو از يک جنس مي باشند و هر دو پوچ هستند. «اماني» در هر امر کوچک و بزرگي فرقي نمي کند «امان