 نبوت  علم و شناختي نداشته است: « مَا کُنتَ تَدرِي مَا الکِتَبُ وَلَا إِلا يمنُ » تو نمي دانستي کتاب و ايمان چه هستند. « وَوَجدَکَ ضَالّاَ فَهَدَي » و تو را گمراه يافت پس تو را هدايت نمود. سپس خداوند بر او وحي فرستاد و به او آموخت و او را کامل گردانيد، تا اينکه به مقامي از علم و  دانش رسيد که رسيدن به آن براي گذشتگان و آيندگان ممکن نيست. پس پيامبر (ص) از همه خلايق به طور مطلق داناتر بود، و پيش از همه از صفات کمال برخوردار بود. بنابراين خداوند فرمود:« وَكَانَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا» و فضل خدا بر تو بزرگ است. پس فضل و رحمت خدا بر پيامبرش (ص) بزرگتر از فضل و رحمت او بر همه مردم بوده  است، و شمردن تمام فضل و رحمتي که خداوند به محمد بخشيده است ممکن نمي باشد.لاَّ خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا  ؛ در بسياري  از نجواهايشان  فايده  اي  نيست  ، مگر در سخن  آنان  که  به  صدقه ، دادن  يا نيکي  کردن  و يا آشتي  جويي  فرمان  مي  دهند  و آن  کس  را که  براي   خشنودي  خداي  چنين  کند مزد بزرگي  خواهيم  داد.
در بسياري از راز گويي هاي مردم خبر و برکت نيست، و چون در آن خير و برکت نيست، يا فايده اي ندارد مانند سخن هاي بيهوده که مباح هستند، و يا با سخن باطل محض است، مانند انواع سخن حرام. 
سپس خداوند مواردي را از آن مستثني نمود و  فرمود: « إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ» مگر کسي که به صدقه دادن مال يا دانش يا فايده اي ديگر دستور دهد. عبارت هاي کوتاه مانند گفتن « سبحان الله» و « الحمدلله» در آن داخل است. همانطور که پيامبر (ص) فرمود: « إنَّ بِکُلَّ تَسبيحَةٍ صَدَقَةُ وَکُلَّ تَکبِيرَةِ صَدَقَهُ وَکُلَّ تَهليلَةٍ صَدَقَةُ وَأمر بَالمَعرُوفِ صَدَقَةُ » همانا سبحان الله گفتن صدقه است و الله اکبر و لا اله الا الله گفتن و امر به معروف و نهي از منکر صدقه است ، و جماع هر يک از شما با زنش صدقه است.
« أَوْ مَعْرُوفٍ» و آن احسان و طاعت و هر آن چيزي است که برحسب شريعت و عقل، نيک تشخيص داده شده باشد و چون امر به معروف را به طور مطلق بيان کرد شامل نهي از منکر نيز مي شود زيرا ترک کردن چيزهايي که از آن نهي شده است، معروف و نيکي است، و نيز کار خوب به طور کامل انجام نمي شود مگر با ترک کردن کار بد. و اما در صورتي که امر به معروف و نهي از منکر همراه با يکديگر بيان شوند، در اين صورت معروف به معني انجام دادن کاري است که بدان دستور داده شده، و منکر به معني ترک کردن آنچه از آن نهي شده است مي باشد.
« أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ» و اصلاح صورت نمي پذيرد مگر ميان دو نفري که با يکديگر کشمکش و اختلاف دارند. و کشمکش و درگيري ،جدال و  دشمني ورزيدن با يکديگر ، فتنه و تفرقه بي شماري را در پي دارد. پس در اينجا شارع، مسلمانان را براي اصلاح در مساله ي خون و اموال و آبروي مردم و  اصلاح و همبستگي ديني تشويق نموده است. همانطور که فرموده است:« وَاعتَصِمُوا بِجَبلِ اللَّهِ جَميعَاَ وَلَا تَفَرَّقُوا» همه به ريسمان الهي چنگ بزنيد، و متفرق نشويد. و فرموده است:« وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ المُومِنينَ اقتَتلُوا فَأصلِحُوا بَينَهُما فَإِن بَغَت إِحدَئُهمَها عَلَي الأُخرَي فقَتِلُوا الَّتِي تَبغِي حَتَّي تَفِي ءَإِلَي أَمرِ اللَّهِ» و اگر دو گروه از مومنان با يکديگر جنگيدند در ميانشان اصلاح و آشتي برقرار کنيد. پس اگر يکي بر ديگري تجاوز کرد با گروهي که تجاوز مي کند بجنگيد تا به دستور و فرمان خدا باز گردد. و خداوند متعال فرموده است: « وَالصُّلحُ خَيرُ» وصلح بهتر است، و کسي که براي اصلاح و آشتي دادن مردم تلاش مي نمايد از کسي که همواره به نماز و روزه و صدقه مشغول است، بهتر است. و کسي که به دنبال اصلاح و آشتي دادن مردم است خداوند حتما تلاش و کار او را به نتيجه مي رساند.
همانطور کسي که براي فساد انگيزي تلاش مي کند، خداوند کارش را بي نتيجه نمي گرداند و او را به هدفش نمي رساند، همانطور که خداوند متعال فرموده است:« إِنَّ اللَّهَ لَا يصلِحُ عَمَلَ المُفسِدينَ» خداوند کار فسادانگيزان و تباهي کنندگان را درست نمي نمايد. پس اين کارها در هر کجا که  انجام شوند ، خير و خوبي هستند، همانطور که اين استثنا بر آن دلالت مي نمايد. 
اما پاداش کامل بر حسب نيت، و اخلاص در اين کارها مي باشد. بنابراين خداوند متعال فرمود:« وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا» و هرکس اين کارها را براي خشنودي خدا انجام دهد به او پاداش بزرگ خواهيم داد. 
پس شايسته است که بنده هدفش رضاي خدا باشد، و کار را در هر وقت و مکاني خالصانه براي خدا  انجام دهد، تا به سبب آن پاداش بزرگ به دست بياورد و به اخلاص عادت کند و از مخلصان باشد، و پاداش کامل به  او برسد، خواه هدفش حاصل شده، و خواه حاصل نشده باشد، زيرا نيت درست وجود داشته و به اندازه توانش کار کرده است.وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيرًا ؛ هر که  پس  از آشکار شدن  راه  هدايت  با پيامبر مخالفت  ورزد و از شيوه ، اين شيوه  مؤمنان  پيروي  کند ، بدان  سوي  که  پسند اوست  بگردانيمش  و به   جهنمش  افکنيم  ، و جهنم  سرانجام  بدي  است.
إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيدًا ؛ خدا کسي  را که  براي  او شريکي  قرار دهد نمي  آمرزد و جز آن  هر گناهي  را  براي  هر که  خواهد ، مي  آمرزد  و هر کس  که  براي  خدا شريکي  قرار دهد  سخت  به  گمراهي  افتاده  است.
هرکس با پيامبر (ص) و با آنچه او  آورده است مخالفت ورزد، « مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى» پس از اينکه با دلايل  قرآني و برهان هاي دنيوي هدايت براي او روشن شده است، « َيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ» و راهي جز راه مومنان در پيش بگيرد، و راه مومنان شيوه و راه آنها در عقايد و اعمالشان است. « نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى» او را با آنچه که براي خود برگزيده است رها مي کنيم، و او را خوار مي گردانيم، و او را بر انجام کار خير توفيق نمي دهيم چون او حق را ديده و آن را شناخته اما آن را ترک کرده است. پس سزاي دادگرانه و عادلانه از جانب خدا اين است که او را در گمراهي اش سرگردان باقي بگذارد و بر گمراهي اش بيافزايد. همانطور که خداوند متعال فرموده است:« فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبِهِم» و چون منحرف شدند خداوند دلهايشان را منحرف و کج نمود.
و خداوند متعال فرموده است:« وَنُقَلِّبُ أَفئِدَتَهُم وَأَبصَرَهُم کَمَا لَم يومُِنوا بِهِ أَو