 که قلب خود را از وابستگی به غیر خدا پاک نماید، زیرا هیچ احدی نمی تواند در پیشگاه احدیث نفعی به وی برساند و ضرری را از او دفع کند، بلکه آدمی باید به خدایی دل ببندد که هر خیر و منفعتی را برای او جلب می کند و هر شر و ضرری را از او دور می گرداند. پس باید فقط چنین خدایی پرستش کند که هیچ شریکی ندارد، و بر انجام عبادت و پرستش از وی یاری بطلبد.وَلاَ تَهِنُواْ فِي ابْتِغَاء الْقَوْمِ إِن تَكُونُواْ تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللّهِ مَا لاَ يَرْجُونَ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ؛ و در دست  يافتن  به  آن  قوم  سستي  مکنيد  اگر شما آزار مي  بينيد ، آنان   نيز چون  شما آزار مي  بينند ، ولي  شما از خدا چيزي  را اميد داريد که  آنان   اميد ندارند  و خدا دانا و حکيم  است.
يعني در طلب و دنبال کردن دشمنانِ کافرتان سست و ضعيف نشويد، و در جهاد کردن و اهتمام دادن به آن سستي نورزيد، زيرا سست شدنِ دل باعث سست شدن بدن مي گردد، و سستي بدن باعث ناتواني در برابر دشمنان مي شود. بلکه قوي باشيد، و در جنگيدن با آنها با نشاط و چابک باشيد.
سپس دو چيز را بيان نمود که قلب مومنان را تقويت مي نمايد: اول: آنچه از درد و زخم و خستگي و امثال آن که به شما مي رسد، پس، از جوانمردي و مروّت و انسانيت و شهامت اسلامي دور است که شما از آنها ضعيف تر باشيد، در حالي که شما و آنها در آنچه که باعث ضعف و سستي مي گردد برابر هستيد. زيرا عادت بر اين است که سست و ضعيف نمي شود، مگر کسي که درد و مصيبت ِ پي در پي بر او وارد شود، و همواره دشمنان بر او پيروز گردند. اما کسي که گاهي جنگ به نفع او تمام مي شود و گاهي به زيان او نبايد ضعيف گردد.
دوم: شما به خدا اميد داريد و آنها به خدا اميد ندارند، پس شما اميد داريد که با دست يافتن به پاداش خدا موفقيت را به دست آوريد، و از عذاب او نجات يابيد. بلکه مومنان واقعي اهدافي عالي و آرزوهاي بلندي در سر مي پرورانند از قبيل ياري کردن دين خدا و برپا داشتن شريعت الهي و توسعه دادن دايره اسلام و هدايت نمودن گمراهان و ريشه  کن کردن دشمنان.
پس اين چيزها براي مومني که داراي يقين است افزايش توانايي و چند برابر شدن چابکي و شجاعت در بر دارد، زيرا کسي که مي جنگد و سختي ها را به خاطر دست يافتن به افتخار دنيوي اش تحمل مي کند، مانند کسي نيست که براي به دست آوردن سعادت دنيا و آخرت دست يافتن به خشنودي خدا و بهشت او مي جنگد. پس پاک است خدايي که با علم و حکمت خويش بندگان را متفاوت قرار داده، و ميان آنها فرق گذاشته است. بنابراين فرمود:« وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا » و خداوند دانا و حکيم است، يعني داراي علم و حکمت کامل است.إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيمًا ؛ ما اين  کتاب  را به  راستي  بر تو نازل  کرديم  تا بدان  سان  که  خدا به  تو آموخته  است  ميان  مردم  داوري  کني  و به  نفع  خائنان  به  مخاصمت  برمخيز.
وَاسْتَغْفِرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ؛ و از خدا آمرزش  بخواه  که  او آمرزنده  و مهربان  است.
وَلاَ تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنفُسَهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا ؛ و به  خاطر، کساني  که  به  خود خيانت  مي  ورزند مجادله  مکن  ، که  خدا  خائنان گناهکار را دوست  ندارد.
يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلاَ يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لاَ يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا ؛ از مردم  پنهان  مي  دارند و از خدا پنهان  نمي  دارند ، زيرا آنگاه  که   سخناني  ناپسند در دل  مي  انديشند خدا با آنهاست  و او به  هر چه  مي  کنند احاطه  دارد.
هَاأَنتُمْ هَـؤُلاء جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَمَن يُجَادِلُ اللّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَم مَّن يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً ؛ هان  ، اين  شماييد که  در اين  جهان  از آنان  سخت  جانبداري  کرديد ، کيست ، که  در روز قيامت  از آنان  در برابر خدا جانبداري  کند يا چه  کسي  وکيل  آنهاخواهد بود ?
وَمَن يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّهَ يَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَّحِيمًا؛ و هر که  کاري  ناپسند کند يا به  خود ستم  روا دارد ، آنگاه  از خدا  آمرزش خواهد ، خدا را آمرزنده  و مهربان  خواهد يافت.
وَمَن يَكْسِبْ إِثْمًا فَإِنَّمَا يَكْسِبُهُ عَلَى نَفْسِهِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا؛ و هر که  گناهي  کند ، آن  گناه  به  زيان  خود کرده  است  ، و خدا دانا و  حکيم  است.
وَمَن يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا؛ و هر که  خود خطا يا گناهي  کند آنگاه  بي  گناهي  را بدان  متهم  سازد ، هر، آينه  بار تهمت  و گناهي  آشکار را بر دوش  خود کشيده  است.
وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّت طَّآئِفَةٌ مُّنْهُمْ أَن يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاُّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِن شَيْءٍ وَأَنزَلَ اللّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا ؛ اگر فضل  و رحمت  خدا شامل  حال  تو نبود ، گروهي  از کافران  قصد آن   داشتندکه  تو را گمراه  کنند ، ولي  آنان  جز خود را گمراه  نکنند و هيچ   زياني  به  تونرسانند  و خدا بر تو کتاب  و حکمت  نازل  کرد و چيزهايي  به   تو آموخت  که  از اين  پيش  نمي  دانسته  اي  و خدا لطف  بزرگ  خود را بر تو  ارزاني  داشت.
خداوند خبر مي دهد که کتاب را به حق بر بنده و پيامبرش نازل کرده است، يعني نزول قرآن از شر شيطان در امان بوده، و ياوه و باطلي به آن رخنه نکرده است. بلکه به حق فرود آمده و مشتمل بر حق است، پس اخبار قرآن راست، و اوامر و نواهي آن عادلانه است. « وَتَمَّت کَلِمَتُ رَبّکَ صِدقَاَ وَعَدلَاً» و سخن پروردگارت از نظر راستي و دادگري کامل است.
و خداوند خبر داده است که قرآن را بر پيامبر نازل فرمود تا ميان مردم داوري کند. و در آيه اي ديگر فرموده است: « وَأَنزَلَنا إِلَيکَ الّذِکرَ لِتُبَينَ لِلَّناسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِم» و قرآن را بر تو نازل کرده ايم تا آنچه را که بر مردم نازل شده است براي آنان بيان کني.
احتمال دارد که آيه « إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ» در مورد داوري بين مردم و حل و فصل درگيري و اختلافات آنان باشد، و اين آيه « وَأنزَلنَا إِلَيکَ» در مورد بيان اصول و فروع دين باشد. و احتمال دارد که معني هر دو آيه يکي باشد. پس داوري بين مردم در اينجا شامل داوري ميان آنها در مورد خون ها و آبرو و اموال و ساير حقوق و عقايد و تمام مسائل احکام باشد.
« بِمَا أَرَاكَ اللّهُ» براساس آنچه که خدا به تو نشان داد