شويد. پس دستور داد که در اين حالت بسيار او ياد شود. اين آيه فوايد ديگري را نيز در بر دارد« فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ» و چون آرامش يافتيد پس نماز را بر پا داريد . يعني وقتي که ترس برطرف شد و دل و جسمتان آرامش يافت، نماز را به کامل ترين صورتِ ظاهري و باطني و با ارکان و شرايط آن، و با فروتني و ساير اموري که نماز را تکميل مي نمايد برپا داريد.
« إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَّوْقُوتًا » همانا نماز بر مومنان فرضي است که بايد در اوقاتي معين خوانده شود، پس اين مبين فرضيت نماز است و اينکه نماز داراي وقتي است که به جز در آن وقت صحيح نيست خوانده شود، و وقت نماز اوقاتي است که نزد مسلمين ثابت و مقرر است، و کوچک و بزرگ ، و عالم و جاهل آن را مي دانند، و آنها اين اوقات را از پيامبرشان (ص) فرا گرفته اند که فرمود:« صَلُّوا کَمَا رَأيتُمُونِي أُصَلِّي « همانگونه نماز بخوانيد که مرا ديده ايد نماز مي خوانم.»
و « عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» بر اين دلالت مي نمايد که نماز معيار و ميزان ايمان است و برحسب ايمان بنده نماز وي کامل انجام مي شود، و اين دلالت مي نمايد که کافران گرچه به مانند اهل ذمه بايد به احکام مسلمين ملتزم باشند، اما آنها به انجام فروع دين مانند نماز امر نمي شوند، و چنانچه آن را انجام دهند مادامي که کافر هستند نمازشان صحيح نيست. هرچند که در آخرت به خاطر برپا نداشتن نماز و ساير احکام مجازات شده و سزا مي بينند.وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ ، و از صبر و نماز یاری بجویید و به راستی که آن گران و دشوار آید جز بر فروتنان.
الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ، آن کسانی که یقین دارند پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد و یقین دارند به سوی او باز می گردند.
يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ، ای بنی اسرائیل! بیاد آورید نعمت مرا که بر شما ارزانی داشتم و نیز اینکه شماره را بر جهانیان برتری دارم .
وَاتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ ، و بترسید از روزی که کسی نمی تواند برای کسی کاری را انجام دهد، و از کسی شفاعتی پذیرفته نمی شود، و نه به جای او جایگزینی پذیرفته می شود، و نه یاری می شوند.
خداوند به آنها دستور داده است که در همه کارهایشان از تمامی انواع شکیبایی و صبر یاری بجویند، و آن صبر بر انجام دادن طاعت و عبادت خداست، به گونه ای که آن را ادا نمایند، و اینکه در برابر سختی پرهیز از گناه و معصیت خدا صبر نمایند و آن را ترک کنند، و در برابر امور دردناکی که خداوند برای انسان مقدر نموده است صبر نمایند و ابراز نارضایتی نکنند، پس با صبر و خویشتنداری بر آنچه خداوند مقدر کرده است در همه کارها موفقیت زندگی حاصل می شود. و هرکس که از خداوند بطلبد که او را بر کسب صبر و شکیبایی توفیق دهد، خداوند صبوری و شکیبایی را بر او سهل و آسان می گرداند.
و همچنین در هر کاری باید از نماز که ترازوی ایمان است وانسان را از زشتی و منکر باز می دارد کمک گرفته شود.
« وَإِنَّهَا» و همانا نماز، « لَکَبِیَرةُ»  قطعا دشوار است « إِلاَّ عَلَی الخَشعِینَ» مگر بر فروتنان، که نماز خواندن برای آنها آسان است، زیرا فروتنی و ترس از خداوند و امید به نعمت هایی که نزد اوست باعث می شود بنده نماز را انجام دهد و خاطرش اطمینان یابد، چون او به پاداش خداوند چشم دوخته و از عذاب وی بیم دارد. به خلاف کسی که چنین نیست، زیرا انگیزه ای ندارد که او را به نماز فرا بخواند، و هرگاه نماز بخواند، سنگین ترین چیز بر او خواهد بود. خشوع یعنی خضوع، آرامش، فروتنی و آرام گرفتن دل با یاد خدا. خشوع یعنی تضرع و زاری به پیشگاه خداوند، و ابراز نیازمندی در بارگاه اقدسش، و ایمان داشتن به او و لقای او.
بنابراین فرمود: « الَّذِينَ يَظُنُّونَ» آنا ن که یقین دارند، « أَنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ» به لقای پروردگارشان خواهند رفت و خداوند آنها را طبق اعمالشان پاداش خواهد داد، « وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» و اینکه به سوی او باز می گردند. 
پس چنین ایده و تفکری عبادت را برای آنان آسان نموده و باعث شده تا در برابر ناگواریها استقامت ورزند، و همین تفکر و اندیشه است که مشکلات و سختی ها را از آنها دور کرده و آنها را از انجام دادن کارهای ناشایست باز داشته است. پس نعمت جاودان در خانه ها و منازل رفیع بهشتی برای آنان است، و هرکس که به لقای پروردگارش ایمان نداشته باشد نماز و دیگر عبادات را دشوارترین امر خواهد یافت.
سپس بار دیگر بنی اسراییل را به نعمت های خود یادآور می شود تا پند بپذیرند و از کارهای بد باز آیند و بر ایمان آوردن و انجام کارهای خیر تشویق شوند. و آنها را از روز قیامت ترسانده است که « لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ» در روز قیامت از هیچ کسی برای دیگری کاری ساخته نیست گرچه آن کس، افراد بزرگواری مانند پیامبران و صالحان باشد. « عَن نَّفْسٍ» برای هیچ کس، گرچه از خویشاوندانِ نزدیک باشد. « شَيْئاً» هیچ چیزی ساخت نیست، بلکه فقط اعمالی که انسان از پیش فرستاده است به او فایده می رساند. « وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا» و هیچ شفاعت و سفارشی بدون اذن و اجازه خدا از او پذیرفته نمی شود. و خداوند هیچ عملی را نمی پسندد مگر اینکه هدف  از آن جلب رضای پروردگار بوده و طبق روش و سنت پیامبر (ص) انجام شده باشد. « وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ» و هیچ بدل و جایگزینی از وی گرفته نمی شود: « وَلَو أَنَّ لِلَّذِینَ ظَلَموُا مَا فِی الأَرضِ جَمِیعَا وَ مِثلَهُ مَعَهُ، لَا فتَدَوا بِهِ مِن سَوءِ العَذَابِ یَومَ القِیَمَةِ» و اگر کسانی که ستم کرده اند همه آنچه که در زمین است و مانند آن را با آن داشته باشند، آن را برای نجات از عذاب سخت خدا خواهند داد اما از آنها پذیرفته نمی شود.
« وَلاَ هُمْ يُنصَرُون» و آنها یاری نمی شوند. یعنی هیچ امر ناگواری از آنها دور نمی شود. پس هرگونه ک مک و یاری رسانی را از طرف خلق تلقی کرده است. منظور از « لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً» بدست آوردن منافع است، و مراد از « وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ» دفع ضرر می باشد. پس هیچ کس به غیر از خدا نمی تواند به طور مستقل ضرر و یا نفعی را برساند « وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ» و نه از او شفاعتی پذیرفته می شود و نه به جای وی بدلی گرفته می شود. این نفی شامل نفعی است که آدمی در برابر انجام کاری آن را از کسی طلب می کند که  مالک آن نفع است، و یا به طریق شفاعت و بدون اینکه کار نیکی انجام داده باشد آن را طلب می کند. پس این بر بنده واجب می گرداند