؟ به خدا و پيامبرش ايمان بياوريد و با مال و جانتان در راه خدا جهاد کنيد، اين برايتان بهتر است اگر بدانيد. خداوند گناهانتان را مي آمرزد و شما را وارد باغ هايي مي نمايد که رودها از زير آن روان است، و شما را در مسکن هاي پاکيزه اي در باغ هاي بهشت جاويدان جاي مي دهد، و پيروزي و رستگاري بزرگ همين است.
به زيبايي اين انتقال بيانديش که از حالتي به حالتي بالاتر صورت گرفته است. ابتدا خداوند برابر بودن مجاهد و غير مجاهد را نفي کرد، سپس به صراحت برتري مجاهد را بر کسي که نشسته است بيان نمود، سپس برتري او را به سبب اينکه مغفرت خدا و رحمت الهي او را در مي يابد، و به مقامي رفيع دست مي يازد، بيان داشت، و اين انتقال در صورت تفضيل دادن  فرد يا گروهي از حالتي به حالتي بالاتر است، اما به هنگام توهين و تحقير از حالتي به حالتي پايين تر است. و اين روش در مدح و ذم بهتر و بيشتر در انسان اثر مي گذارد.
همچنين وقتي که خداوند متعال چيزي را بر چيزي ديگر برتري مي دهد، و هريک نيز از فضيلتي برخوردار باشند، برتري هر دو کار يا هر دو چيز را بيان مي دارد، تا کسي گمان نبرد که يکي از اين دو حالت يا دو کار مورد نکوهش قرار گرفته است، همانطور که در اينجا فرموده است: « وَكُـلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَى» و خداوند به هريک وعده نيک داده است.
و همانطور که در آيه هاي سوره صف نيز مي فرمايد: « وَبَشِرّ المُومِنينَ » و مومنان را مژده بده. در جايي ديگر نيز مي فرمايد:« لَا يستَوي مِنکُم مَّن أَنفَقَ مِن قَبلِ الفَتحِ وَقَتَلَ» کساني که پيش از فتح مکه انفاق نموده و در راه خدا جنگيده اند، با کساني که چنين نکرده اند برابر نيستند.
سپس فرمود:« وَكُـلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَى» و خداوند به هريک وعده نيکو داده است. و همانطور که فرموده است:« فَفَهَّمنَهَا سُلَيمَنَ وَکلاَّ ءَاتَينَا حُکمَا وَعِلمَاَ» آن مساله را به سليمان تفهيم کرديم و به هريک از آنها علم و داوري بخشيديم. 
پس کسي که مي خواهد برخي از افراد و  گروه ها و کارها را در برخي ديگر برتري دهد شايسته است که اين نکته را درک کند. و همچنين اگر در صدد آن است اشخاص و گفتارها را نقد نمايد و بعضي از آن اشخاص و گفته ها را بر بعضي ديگر برتري دهد بايد نواقض و کمبودهاي آنها را بيان نمايد تا گمان نرود آنچه که ترجيح داده شده است به حد کمال رسيده است . همان طور که وقتي گفته مي شود: نصارا از آتش پرستان بهتراند، بايد همزمان بگويد: و هر يک از اينها کافراند.
و مثلا اگر گفت: قتل از زنا بدتر و زشت تر است، بايد بگويد: و هريک از اين دو کار گناه کبيره هستند و خدا و پيامبرش اين کارها را حرام قرار داده ، و از آن منع کرده اند.
و مجاهدان را به آمرزش و رحمت که از نام هاي بزرگوارِ « اَلغَفُورُ الَّرِحيمُ» بر مي آيند، نويد داد، آيه را با  اين دو اسم به پايان رساند و فرمود: « وَکانَ اللَّهُ غَفُورَاَ رَّحِيمَاَ».إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِيرًا ؛ کساني  هستند که  فرشتگان  جانشان  را مي  ستانند در حالي  که  بر خويشتن  ستم ، کرده  بودند  از آنها مي  پرسند : در چه  کاري  بوديد ? گويند : ما در روي   زمين  مردمي  بوديم  زبون  گشته   فرشتگان  گويند : آيا زمين  خدا پهناور نبود  که در آن  مهاجرت  کنيد ? مکان  اينان  جهنم  است  و سرانجامشان  بد.

إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلاَ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً؛ مگر مردان  و زنان  و کودکان  ناتواني  که  هيچ  چاره  اي  نيابند و به  هيچ  جا  راه  نبرند.
فَأُوْلَـئِكَ عَسَى اللّهُ أَن يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللّهُ عَفُوًّا غَفُورًا ؛ باشد که  خداشان  عفو کند که  خدا عفو کننده  و آمرزنده  است.
اين وعيد شديد براي کساني است که با وجود توانايي و قدرت، هجرت نکنند تا اينکه بميرند. پس فرشتگاني که روح آنان را قبض مي کنند، اين گونه آنان را به شدت توبيخ مي نمايند، و به آنها مي گويند: «فِيمَ کُنتُم» در چه حالي بوديد؟ و با چه چيزي خودتان را از مشرکان خدا ساختيد؟ چرا که شما انبوه و سياهي مشرکان را افزوديد و چه بسا آنان را کمک نموديد تا بر مسلمين چيره گردند، و خير فراوان و جهاد در رکات پيامبر و همراه بودن با مسلمانان و ياري کردن آنها بر ضد دشمنانشان را از دست دادي. « َقالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ» گفتند: ما ضعيف و ناتوان و ستمديده بوديم، و توانايي هجرت را  نداشتيم، و آنها در اين گفتارشان راست نمي گويند، چون خداوند آنها را سرزنش نموده و تهديد کرده است، و خداوند هيچ کس را مکلف نمي کند مگر به اندازه توانش، و خداوند ناتوانان و مستضعفان واقعي را استثنا نموده است، بنابراين فرشتگان به آنها مي گويند: « قَالْوَاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا» آيا سرزمين خدا وسيع نبود که در آن هجرت کنيد؟ و اين استفهام به منظور تقرير و تثبيت است، يعني هرکسي مي داند و براي هر انساني ثابت است که زمين خدا وسيع و پهناور است.
پس اگر بنده در جايي باشد که نمي تواند دينش را اظهار نمايد، زمين براي او گسترده و وسيع است و مي تواند در گوشه اي ديگر به عبادت خدا بپردازد. همانطور که خداوند متعال فرموده است: « يعِبَادِي الَّذينَ ءَامَنُوا إِنَّ أَرضِي وَسِعَةُ فَإِيي فَاعُبُدونِ» اي بندگان مومن من! بي گمان زمين من وسيع است، پس فقط مرا بپرستيد.
خداوند در مورد اين دسته از اشخاص که عذري ندارند، مي فرمايد: « فَأُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِيرًا» پس ايشان جايگاهشان جهنم است و بسيار بد سرانجامي است. و همانطور که گذشت اين بيانِ سببي است که موجب سزا مي گردد، که گاهي مقتضاي اين سبب در صورتِ وجود شرايط و منتفي شدن موانع آن ترتب پيدا مي کند، و گاهي مانع از به وجود آمدن مقتضاي سبب جلوگيري مي نمايد.
و اين آيه بيانگر آن است که هجرت از بزرگترين واجبات است، و هجرت نکردن از امور حرام و از بزرگترين گناهان کبيره مي باشد. نيز اين بيانگر آن است که هرکس وفات کند، رزق و روزي و زمان مرگ و عملي را که براي او مقدر شده است به طور کامل دريافته است، و اين از کلمه «تَوَفَّي» استنباط مي شود، زيرا کلمه «تَوَفَّي» بر آن دلالت مي نمايد، چون اگر چيزي از روزي يا عمل يا از اجل و زمان مرگش باقي مانده باشد او متوفي نخواهد بود، و نمي ميرد. و در اين آيه به ايمان آوردن به فرشتگان اشاره شده است و فرشتگان مورد ستايش قرار گرفته اند، چون خداوند دراين آيه و در قالب موافقت با رفتار و عملکرد فرشتگان، خطاب را از زبان آنان نقل مي کنند.
سپس خداوند متعال ناتوانان حقيقي، و کساني که به هيچ صورت توا