دگان مومنش را فرمان مي دهد که هرگاه براي جهاد و طلب خشنودي او بيرون رفتند، در همه کارهاي مشتبه خودشان تحقيق کنند، زيرا امور بر دو قسم اند: امور روشن و امور مبهم.پس کاري که روشن و واضح است احتياج به تحقيق و روشنگري ندارد، چون تحقيقِ امر روشن تحصيل حاصل است.
و انسان در امور مشکل و غير روشن نياز به تحقيق و روشنگري دارد که آيا به آن اقدام کند يا  نه؟ زيرا تحقيق در اين کارها فوايد زيادي در بردارد و از بسياري از بدي ها باز مي دارد، زيرا تاني و عجله نکردن نشانه دين و عقل و متانت بنده است، به خلاف کسي که در کارها شتاب مي ورزد و قبل از اينکه تحقيق نمايد، حکم را صادر مي کند. همانطور که خداوند کساني را که در اين آيه به خاطر اينکه تحقيق نکردند و کسي را کشتند که به آنها سلام کرد، و  غنيمت يا مالي را به همراه داشت، سرزنش کرد، و آنها گمان بردند که او بدان خاطر به آنها سلام مي کند که اورا نکشند، و اين گمان در حقيقت گمان اشتباهي بود، بنابراين خداوند آنها را سرزنش کرد و فرمود: « وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِندَ اللّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ» و کالاي اندک و فاني دنيا نبايد شما را به ارتکاب کارهاي ناشايستي وا دارد که با  ارتکاب آن پاداش  فراوان و جاوداني خدا را از دست مي دهيد. پس آنچه نزد خدا است بهتر و جاودانه تر است.
و اين بيانگر آن است که شايسته است بنده هرگاه انگيزه هايي او را به هواپرستي فرا خواند ، حال آن که هواپرستي براي او زيان آور است خود را به ياد چيزهايي بياندازد  که  خداوند براي کسي آماده کرده است که نفس خود را از تبعيت از هوي و هوس باز مي دارد، و رضاي خدا را بر رضاي خويشتن مقدم مي نمايد، زيرا اين کار به پيروي کردن از دستور خدا مي انجامد، گرچه اين امر بر انسان حالت اوليه، و دوراني مي اندازد که هنوز هدايت نشده بودند، و مي فرمايد: « كَذَلِكَ كُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ اللّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُواْ» شما نيز قبلا چنين بوديد، پس خداوند بر شما منت نهاد، يعني همانطور که شما را پس از گواهي تان هدايت کرد، ديگران را نيز هدايت مي کند، و همان طور که شما هدايت و روشنايي بصيرت را به تدريج به دست آورديد، براي کساني ديگر نيز به دست مي آيد. پس چنانچه انساني که اکنون در مرحله ي تکامل به سر مي برد به  مرحله ي قبلي خود که سرشار از نقصان بوده است نظر بيفکند، و با اقتضائات اين حال و وضع با کساني تعامل کند که حالشان همانند مرحله ي نقصان وي مي باشد، چنين نگرشي بزرگترين عامل است براي سود رساندن به اين دسته از انسان ها و سود گرفتن از آنان است. به همين خاطر باري ديگر به دقت و ايمان نظر دستور داد و فرمود:« فَتَبَيَّنُواْ» تحقيق کنيد.
پس هرکس که براي جهاد و پيکار با دشمنان خدا بيرون رفته وبراي حمله بردن به آنها ک املا آمادگي پيدا کرده است، بايد در مورد کسي که به او سلام کرده است تحقيق نمايد، هرچند که قرينه قوي وجود داشته باشد  مبني بر اينکه به خاطر کشته نشدن و ترس از جان خودش سلام کرده است. اين بدان معني است که در هر کاري و در همه حالت ها که احتمال وقوع اشتباه در آن مي باشد بايد بنده تحقيق نمايد تا مسئله براي او روشن شود، و به حقيقت و راي صواب راه يابد.
« إِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا» بي گمان خداوند به آنچه مي کنيد آگاه است، پس هريک را طبق نيت و عملي که انجام داده است سزا و جزا مي دهد.لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُوْلِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُـلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا ؛ مؤمناني  که  بي  هيچ  رنج  و آسيبي  از جنگ  سر مي  تابند با کساني  که  به  مال و، جان  خويش  در راه  خدا جهاد مي  کنند برابر نيستند  خدا کساني  را که   به مال  و جان  خويش  جهاد مي  کنند بر آنان  که  از جنگ  سر مي  تابند به   درجتي  برتري  داده  است   و خدا همه  را وعده  هاي  نيکو داده  است   و جهاد  کنندگان را بر آنها که  از جهاد سر مي  تابند به  مزدي  بزرگ  برتري  نهاده   است.
دَرَجَاتٍ مِّنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ؛ درجاتي  از جانب  خدا و آمرزش  و رحمتي  ، که  او آمرزنده  و مهربان  است.
مومناني که با جان و مالشان جهاد مي کنند با  کساني که براي جهاد بيرون نرفته اند و با دشمنان خدا نجنگيده اند برابر نيستند. در اين آيه، خداوند مومنان را به منظور بيرون رفتن براي جهاد  تحريک و تشويق مي نمايد، و از تنبلي ورزيدن و نشستن و نرفتن به جهاد بدون اينکه عذري در ميان باشد برحذر مي دارد.
اما آنهايي که معذورند مانند مريض و کور و لنگ و کسي که وسيله اي براي رفتن به جهاد ندارد، همچون کساني نيست که بدون عذر نشسته و به جهاد نمي روند، و هر فرد معذوري که به نشستن و نرفتن به جهاد خشنود باشد، و نيت و قصد بيرون رفتن براي جهاد را در صورت برطرف شدن عذرش نداشته باشد، و خود را براي جهاد آماده ننمايد، مانند کسي است که بدون عذر در خانه نشسته و به  جهاد نرفته است.
و هرکس که براي رفتن به جهاد نيت کند و آرزوي شرکت در جهاد را در دل داشته باشد او مانند کسي است که در جهاد شرکت کرده است. زيرا نيت قطعي اگر بر زبان جاري گردد و به اندازه توان در راه گام بردارد دارنده نيت را به مقام انجام دهنده کار مي رساند. سپس خداوند متعال برتري مجاهدين را بر کساني که در خانه نشسته اند به صراحت و به طور مجمل بيان داشته است. 
سپس خداوند به طور مشروح برتري مرتبه ي آنها را تصريح نمود و به آنها نويد آمرزش و رحمت پروردگار را داد که هرکا خوب و دور شدن از هر کار بدي را در بر مي گيرد.
و پيامبر (ص) در حديثي که در صحيح مسلم و بخاري آمده است درجات را به طور مشروح بيان کرده و مي فرمايد: در بهشت صد درجه وجود دارد که فاصله هر مقامي تا مقام ديگر به اندازه فاصله آسمان و زمين است و خداوند اين مقامات را براي مجاهدان آماده نموده است.
و اين پاداشي که خداوند بر جهاد مترتب نموده است. مانند پاداشي است که در سوره صف بيان شده است، آنجا که خداوند فرموده  است: « يأيهَا الَّذِينَ ، تُومِنُونَ أَدلُّکُم عَلَي تِجرَةِ تُنجيکُم مِن عَذَابِ أَليم ، تُومِنوُنَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَهدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بَأَموِلَکُم وَأَنفُسِکُم ذَلِکُم خَيرُ لَّکُم إن کُنتُم تَعلَمُونَ ، يغفِر لَکُم ذُنُوبَکُم وَيدخِلکُم جَنَّتِ تَجرِي مِن تَحتِها الأَنهَرُ وَمَسَکِنَ طَيبَةً فِي جَنَّتِ عَدنِ ذلِکَ الفَوزُ العَظِيمُ» اي کساني که ايمان آورده ايد! آيا شما را به تجارتي راهنمايي کنم که شما را از عذابي دردناک نجات مي ده