 این آیه گرچه در  خصوص بنی اسرائیل نازل شده است اما هرکس را شامل می شود که دارای چنین ویژگی باشد، زیرا خداوند متعال فرموده است: « یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءاَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفعَلُونَ ، کَبُرَ مَقتاً عِندَ اللهَ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفعَلُونَ» ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا چیزی می گویید که خود انجام نمی دهید؟ نزد خداوند گناه بسیار بزرگی است که شما چیزی بگویید و آن را انجام ندهید.
اما در این آیه به این مطلب اشاره نشده است چنانچه انسان کاری را انجام ندهد که دیگران را به انجام دادن آن امر می نماید، باید امر به معروف و نهی از منکر را ترک کند. زیرا آیه بر توبیخ ک سانی دلالت می کند که چنین رویه ای را در پیش می گیرند؛ یکی اینکه دیگران را به کار خوب امر کند و آنها را از زشتی باز دارد ، دوم اینکه خودش یکی از این دو وظیفه مجوّزی برای ترک بخش دیگر وظیفه نمی شود، بلکه کمال  واقعی این است که انسان هر دو وظیفه را انجام دهد و نقض واقعی نیز این است که انسان هر دو را ترک کند. و اما اگر کسی یکی از این دو مهم را انجام دهد و دیگری را ترک کند، در رتبه اول قرار نمی گیرد، اما رتبه او از فردی که هر دو وظیفه را ترک گفته، بالاتر است. و سرشت انسان چنان بنا نهاده شده از کسی که گفتار و کردارش مخالف یکدیگر است پیروی نکند، پس آدمی بیشتر از کردار پیروی می کند نه از گفتار.اللّهُ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِيثًا ؛ الله  خدايي  است  که  هيچ  خدايي  جز او نيست   به  تحقيق  همه  شما را در، روزقيامت  که  هيچ  شکي  در آن  نيست  گرد مي  آورد و چه  کسي  از خدا به  گفتار راستگوي  تر است  ?
خداوند متعال از يگانگي خودش و اينکه هيچ معبود بر حقي جز او نيست خبر مي دهد، چون او در ذات و صفاتش کامل، و در خلق و تدبير و اعطاي نعمت هاي ظاهري و باطني يگانه است. و اين مستلزم آن است که بنده او را بپرسند، و با انواع عبوديت و بندگي به وي نزديکي بجويد. چون تنها او شايسته پرستش است، و بندگانش را به خاطر بندگي و عبوديت پاداش مي دهد، و آنان را به خاطر کوتاهي ورزيدن در اين امر سزا مي دهد، به همين خاطر به محل دريافتِ سزا و جزا که روز قيامت است سوگند ياد کرد و فرمود: « لَيَجْمَعَنَّكُمْ» حتما همه شما را از اول تا آخر در يک جا گرد مي آورد. « إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ» در روز قيامت شما را گرد خواهد آورد که در وقوع آن هيچ شک و شبهه اي که مستدل به دليل عقلي و نقلي باشد وجود ندارد. 
از نظر عقلي در وقوع قيامت شکي نيست، زيرا ما مشاهده مي کنيم که زمينِ مرده زنده و آباد مي گردد، و اينکه پديده ها نخست از عدم به وجود آمده اند، پس ابتدا هيچ چيزي وجود نداشته و خداوند همه هستي و انسان ها را از عدم پديد آورده  است ، بنابراين زنده کردن و پديد آوردن درباره انسان به طريق اولي امکان پذيرتر است. و به يقين بايد دانست که خداوند آفريده ها و مخلوقات را بيهوده نيافريده است تا بدون هدف در دنيا زندگي کنند و بميرند و حکمت و فلسفه اي در آفرينش آنها نباشد. اما دليل شرعي خبر دادن راستگوترين راستگويان مبني برآمدن قيامت است، حتي خداوند نيز بر تحقق قيامت سوگند ياد کرده است. بنابراين فرمود: « وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِيثًا» و چه کي از خدا راستگوتر است؟! و نيز در چندين جاي قرآن پيامبرش (ص) را دستور داده است تا بر آمدن قيامت سوگند ياد کند. مثلا فرموده است: « زَعَمَ الَّذِينَ کَفَرُوا أَن لَّن يبعَثُوا قُل بَلَي وَرَبِّي لَتُبعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّئُونَّ بِمَا عَمِلتُم وَذَلِکَ عَلَي اللَّهَ يسِيرُ» کافران گمان مي برند که آنها زنده و برانگيخته نمي شوند، بگو: آري! قسم به پروردگار که حتما برانگيخته مي شويد، سپس به آنچه انجام داده ايد خبر داده خواهيد شد و اين براي خدا آسان است.
و آيه « وَمَن أَصدَقُ مِنَ اللّهِ حَديثَاَ» و « وَمَن أَصدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلَا» بيانگر آن است که گفته ها و اخبار خداوند در بالاترين مراتب صداقت و راستي قرار دارد. پس هر سخني که در زمينه عقايد و علوم و اعمال گفته شود و با آنچه که خداوند خبر داده است متضاد و مخالف باشد، باطل است، زيرا با خبر راست و يقيني متضاد و مخالف است، بنابراين امکان ندارد که حق باشد.فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللّهُ أَرْكَسَهُم بِمَا كَسَبُواْ أَتُرِيدُونَ أَن تَهْدُواْ مَنْ أَضَلَّ اللّهُ وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً ؛ چيست  شما را که  در باره  منافقان  دو گروه  شده  ايد ، و حال  آنکه  خدا  آنان را به  سبب  کردارشان  مردود ساخته  است  ? آيا مي  خواهيد کسي  را که   خدا گمراه  کرده  است  هدايت  کنيد ? و تو راهي  پيش  پاي  کسي  که  خداوند گمراهش  کرده  است  نتواني  نهاد.
وَدُّواْ لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِيَاء حَتَّىَ يُهَاجِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا ؛ دوست  دارند همچنان  که  خود به  راه  کفر مي  روند شما نيز کافر شويد تا، برابر گرديد  پس  با هيچ  يک  از آنان  دوستي  مکنيد تا آنگاه  که  در راه   خدا مهاجرت  کنند  و اگر سر باز زدند در هر جا که  آنها را بيابيد  بگيريد و بکشيد و هيچ  يک  از آنها را به  دوستي  و ياري  برمگزينيد.
إِلاَّ الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَىَ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ أَوْ جَآؤُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَن يُقَاتِلُونَكُمْ أَوْ يُقَاتِلُواْ قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْاْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلاً ؛ مگر کساني  که  به  قومي  که  ميان  شما و ايشان  پيماني  است  مي  پيوندند ،، ياخود نزد شما مي  آيند در حالي  که  از جنگيدن  با شما يا جنگيدن  با قوم   خود ملول  شده  باشند  و اگر خدا مي  خواست  بر شما پيروزشان  مي  ساخت  و  با شمابه  جنگ  برمي  خاستند  پس  هر گاه  کناره  گرفتند و با شما نجنگيدند  و به  شما پيشنهاد صلح  کردند ، خدا هيچ  راهي  براي  شما بر ضد آنان  نگشوده است.
سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَن يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُواْ قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوَاْ إِلَى الْفِتْنِةِ أُرْكِسُواْ فِيِهَا فَإِن لَّمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُواْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوَاْ أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثِقِفْتُمُوهُمْ وَأُوْلَـئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُّبِينًا ؛ گروه  ديگري  را خواهيد يافت  که  مي  خواهند از شما و قوم  خود در امان   باشند ، اينا