 مورد آزمايش قرار دهد، تا همواره بازار جهاد گرم باشد، و مردم ايمان مفيد را به دست آورند؛ ايماني که از روي اختيار است نه از روي اجبار که  هيچ فايده اي ندارد.مَّن يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُن لَّهُ نَصِيبٌ مِّنْهَا وَمَن يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُن لَّهُ كِفْلٌ مِّنْهَا وَكَانَ اللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقِيتًا ؛ هر کس  در کار نيکي  ميانجي  شود او را از آن  نصيبي  است  و هر کس  در  کاربدي  ميانجي  شود او را از آن  بهره  اي  است   و خدا نگهبان  بر هر چيزي   است.
منظور از شفاعت در اينجا همکاري براي انجام کاري از کارها است. پس هرکس که ديگري را ياري  کند، و او را در کار خيري ياري دهد، از جمله کمک به ستمديدگان در برابر کساني که به آنها ستم مي کنند،  او از ميانجي گري و همکاري اش برحسب کار و تلاشش بهره اي دارد و از پاداش فرد اصلي يا کسي که مستقيما آن کار خوب را انجام مي دهد کاسته نمي شود. و  هرکس ديگري را بر انجام کار زشت ياري کند، برحسب همکاري اش به او گناه مي رسد. پس اين تحريک و تشويق بزرگي بر همکاري در نيکي و پرهيزگاري است، و بازداشتن و منع بزرگي است از همکاري کردن بر انجام گناه و دشمنانگي.
و اين مطلب را با فرموده خويش موکد نمود: « وَكَانَ اللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقِيتًا » و با خداوند بر هر چيزي شاهد و حافظ است، و آدمي را بر اين اعمال محاسبه مي کند، و هريک را برحسب آنچه که سزاوار او است مجازات مي نمايد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:309.txt">آيه 86</a><a class="text" href="w:text:310.txt">آيه 87</a><a class="text" href="w:text:311.txt">آيه 91-88</a><a class="text" href="w:text:312.txt">آيه 92</a><a class="text" href="w:text:313.txt">آيه 93</a><a class="text" href="w:text:314.txt">آيه 94</a><a class="text" href="w:text:315.txt">آيه 96-95</a><a class="text" href="w:text:316.txt">آيه 99-97</a><a class="text" href="w:text:317.txt">آيه 100</a><a class="text" href="w:text:318.txt">آيه 102-101</a><a class="text" href="w:text:319.txt">آيه 103</a><a class="text" href="w:text:320.txt">آيه 104</a><a class="text" href="w:text:321.txt">آيه 113-105</a><a class="text" href="w:text:322.txt">آيه 114</a><a class="text" href="w:text:323.txt">آيه 116-115</a><a class="text" href="w:text:324.txt">آيه 121-117</a><a class="text" href="w:text:325.txt">آيه 122</a><a class="text" href="w:text:326.txt">آيه 123-124</a><a class="text" href="w:text:327.txt">آيه 125</a><a class="text" href="w:text:328.txt">آيه 126</a><a class="text" href="w:text:329.txt">آيه 127</a><a class="text" href="w:text:330.txt">آيه 128</a><a class="text" href="w:text:331.txt">آيه 129</a><a class="text" href="w:text:332.txt">آيه 130</a><a class="text" href="w:text:333.txt">آيه 132-131</a><a class="text" href="w:text:334.txt">آيه 134-133</a><a class="text" href="w:text:335.txt">آيه 135</a><a class="text" href="w:text:336.txt">آيه 136</a><a class="text" href="w:text:337.txt">آيه 137</a><a class="text" href="w:text:338.txt">آيه 139-138</a><a class="text" href="w:text:339.txt">آيه 141-140</a><a class="text" href="w:text:340.txt">آيه 143-142</a><a class="text" href="w:text:341.txt">آيه 144</a><a class="text" href="w:text:342.txt">آيه 147-145</a></body></html>وَإِذَا حُيِّيْتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا ؛ چون  شما را به  سلامي  نواختند به  سلامي  بهتر از آن  يا همانند آن  پاسخ   گوييد هر آينه  خدا حسابگر هر چيزي  است.
درود و تحيت کلمه اي است که وقتي دو نفر با يکديگر روبرو مي شوند يکي از آنها به خاطر ابراز احترام و در قالب دعا بر زبان مي آورد، و ديگر کلماتي که با مهرباني و خنده رويي گفته مي شود 
بالاترين انواع «تحيت» و درود کلمه اي است که در شريعت اسلام آمده است. در هنگام روبرو شدن و ديدار با يکديگر ابتدا بايد سلام کرد، و در پاسخ نيز بايد سلام را جواب گفت. پس خداوند مومنان را دستور داده  است که هر درود و سلامي را بايد به گونه اي بهتر از آن جواب بگويند، و با کلماتي بهتر و چهره اي بازتر سلامِ سلام کننده را جواب دهند، و اين بدان معني است که از پاسخ ندادن سلام و يا جواب دادن آن بدون بشاشت نهي شده است.
و از اين آيه شريفه استنباط مي شود که بايد ابتدا سلام کرد. و از دو جهت اين مطلب استنباط مي گردد؛ يکي اينکه خداوند دستور داده است تا جواب سلام به گونه اي بهتر يا به همان صورت داده شود، و اين بدان معني است که سلام کردن از نظر شرع  مطلوب است. و دوم اينکه از کلمه ي «أحسن» که فعل تفضيلي است استنباط مي گردد که سلام کردن يک امر مشارکتي است و طرفين بايد به يکديگر سلام کنند و اينکه جواب سلام بايد زيبا و نيکو باشد. و اصل نيز بر همين است.
و چند مورد از عموم اين آيه کريمه استنثا مي شود، اينکه کسي در حالتي سلام کند که در آن حالت به سلام کردن امر نشده است؛ مانند اينکه بر کسي سلام کند که مشغول خواندن قرآن يا گوش دادن به خطبه باشد، يا مشغولِ خواندن نماز باشد. پس لازم نيست جواب سلام او را بدهد. و يا مانند کسي که شريعت دستور  داده است با او قطع رابطه گردد و به  او سلام نشود؛ و او شخص گناهکاري است که توبه ننموده و با قطع کردن رابطه با او از کار بدش باز مي آيد. چنين شخصي مستثني است و با او قطع رابطه شده و به او سلام گفته نمي شود و جواب سلامش نيز داده نمي شود، چون سلام کردن به او و پاسخ دادن به سلام وي با مصلحت بزرگي مخالف و متضاد است. و پاسخ گفتن به سلامهايي که مردن به آن عادت ندارند، و از نظر شرع نيز ايرادي به آن وارد نيست در موضوع « جواب سلام » داخل مي گردد.
و به  ما امر شده است که به اين نوع سلام ها به همان حالت خودشان و يا بهتر از آنچه سلام کننده گفته است، پاسخ بدهيم. سپس خداوند بر انجام کارهاي نيک نويد پاداش، و بر انجام کارهاي بد وعيد عذاب داده و فرموده  است: « إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا» بي گمان خداوند بر هر چيزي حسابرس است، پس خداوند اعمال نيک و بد و کوچک و بزرگ بندگانش را ثبت مي نمايد، سپس به مقتضاي فضل و عدالت و حکمت پسنديده اش به آنان سزا و جزا مي دهد.أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُون ، آیا مردم را به نیکوکاری امر کرده و خودتان را فراموش می کنید حال آنکه شما کتاب را می خوانید؟! آیا نمی اندیشید؟!
« أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ» آیا مردم را به نیکوکاری، یعنی به کارهای خوب و ایمن فرمن می دهید، « وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ » و خودتان را فراموش می کنید؟! یعنی خودتان این کارها را انجام نمی دهید، « وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ» در حالی که شما کتاب را می خوانید، آیا نمی اندیشید؟! تفکر و اندیشه، عقل نامیده شده است، چرا که به وسیله عقل نیکی ها و فواید آن ادراک می گردد، و آنچه به آدمی زیان می رساند تشخیص داده می شود، چون عقل، صاحب خود را تحریک می کند قبل از دیگران کاری را انجام دهد که آنان را به انجام دادن آن امر می کند، و قبل از دیگران کاری را ترک کند که آنان را از انجام آن باز می دارد.
پس هرکس دیگری را به کار خوب فرمان دهد و خود آن کار را انجام ندهد، و یا کسی را از کار زشت  باز دارد و خود آن کار را ترک نکند این عمل مبیّن بی عقلی و نادانی وی می باشد،به خصوص وقتی که به این امر آگاه باشد، پس حجت بر او تمام می شو