سپس خداوند آنها را در مورد شرکت نکردن در جنگ، اندرز داد و فرمود: « قُلْ مَتَاعُ الدَّنْيَا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى» بگو: کالاي دنيا اندک است و براي کسي که پرهيزگاري نمايد آخرت بهتر است. يعني بهره مند شدناز لذت هاي دنيا و راحتي هاي آن کم است. پس تحمل سنگيني ها در مسير اطاعت از خدا در کوتاه مدت بر مردم سبک و آسان مي شود، چون وقتي انسان بداند سختي و مشقتي که به او مي رسد طولاني نخواهند بود اين کار بر او آسان خواهد شد. بنابراين اگر دنيا و آخرت را با هم مقايسه نمايد به يقين مي داند که ذات و لذات و زمان آخرت از دنيا بهتر است.
همان طور که پيامبر (ص) در رابطه با ذات آن فرموده است: ن إنَّ مَوضِعَ سُوطِ فِي الجَنَّة خَيرُ مِنَ الدُّنيا وَمَا فِيها» همانا جاي يک شلاق در بهشت از تمام دنيا و آنچه که در آن هست بهتر است. 
و لذت بهشت از تمام آنچه که صفا و لذت آدمي را مکدر کند به دور است، بلکه از هر خوشي و لذتي که به تصور آيد بالاتر و بهتر است . همان طور که خداوند متعال فرموده است: « فَلَا تَعلَمُ نَفسُ مَّا أُخفِي لَهُم مِنّ قُرَّةِ أَعينِ جَزاءِ بِمَا کانُوا يعمَلُونَ» پس هيچ کس نمي داند چه چيز از آنچه روشني بخش ديدگان است به پاداش آنچه انجام ميدادند براي آنان پنهان شده است.
و خداوند بر زبان پيامبرش فرموده است: « براي بندگان صالح خودم نعمت هايي را آماده  کرده ام که هيچ چشمي آن را نديده و هيچ گوشي آنرا نشنيده و به دل هيچ انساني خطور نکرده است. اما لذت هاي دنيا انواع تلخي ها را به همراه دارند، و اگر لذت هاي دنيا با انواع دردها و رنج ها و ناراحتي هايي که به همراه دارند مقايسه شود، هيچ تناسبي ندارند.
و اما زمان آخرت بدان خاطر بهتر و برتر است که دنيا از بين رفتني است، و عمر انسان است نسبت به دنيا بسيار اندک است، اما نعمت آخرت هميشگي است و اهل آن هميشه در آن مي مانند.
پس وقتي فرد عاقل به اين دو دنيا  فکر کند، و حقيقتِ هر دو را آنگونه که سزاوار است درک کند، خواهد دانست که کدام يک را بايد ترجيح دهد، و کدام يک سزاوار تلاش و کوشش است.
بنابراين فرمود: « وَالأَخِرَةُ خَيرُ لِمَّنِ اتقَّي » و آخرت براي کسي که از شرک و ساير کالاهاي حرام بپرهيزد بهتر است. « وَلا تُظلَمُونَ فَتِيلاً» و نتيجه تلاش خود را که در راستاي بدست آوردن خوشبختي جهان آخرت مبذول داشته بوديد به طور کامل خواهيد يافت بدون اينکه چيزي از آن کاسته شود.
سپس خداوند خبر داد که احتياط، انسان را از تقدير نجات نمي دهد و هرکس در خانه بنشيند تا از مرگ و مشکلات در امان بماند نشستن او چيزي را از وي دور نمي کند. پس  فرمود: « أَينَمَا تَکُونُوا يدرِ ککُّمُ الَموتُ» مرگ شما را در هر زمان و مکاني در مي يابد. « وَلَو کُنتُم فِي بُرُوجِ مُّشَيدَةِ» اگرچه در قصرهاي محکم و منازل بلندي باشيد.
همه اين مطالب تحريک و تشويق است براي جهاد در راه خدا، پس گاهي با بيان فضل و پاداش آن، و گاهي با ترساندن از عقوبت ترک آن، و گاهي با خبر دادن از اين که کساني که نشسته اند و به جهاد نمي روند ماندنشان مرگ را از آنها دور نمي کند، و گاهي با آسان کردن راه جهاد، مسلمانان را تشويق مي نمايد. سپس فرمود: « وَإِن تُصبِهُم حَسَنَةُ» خداوند از کساني خبر مي دهد که در جهل و ناداني به سر مي برند، همانهايي که از پيام و رسالت پيامبران روي گردانند، و با آن مخالفند و زماني که از او نيکي و فراواني اموال و فرزندان و سلامتي برخوردار باشند، مي گويند: « هَذِهِ مِن عِندِاللهِ» اين از جانب خدا است، و اگر مصيبت و مشکلي به آنها برسد و دچار قحطي و فقر و بيماري و از دست دادنِ فرزندان و دوستان گردند، مي گويند: « هَذِهِ مِن عِندِکَ» اي محمد!  اين به سبب چيزي است که تو پيش ما آورده اي.
آنها پيامبر را به  فال بد گرفتند، همانطور که ملت هاي ديگر نيز پيامبران خدا را به فال بد گرفتند. چنانچه خداوند از قوم فرعون خبر داده و مي فرمايد: « فَإذَا جَاءَتهُم الحَسَنَةُ قالُا لَنَا هَذِهِ وَإِن تُصبِهُم سَيئَةُ يطَّيرُوا بِمُوسي وَمَن مَّعَهُ» هر گاه خير و نيکي به آنها روي آورد، مي گفتند: ما شايسته آن هستيم، و اگر دچار مشکل و بدي مي شدند به موسي و کساني که با او بودند شگون بد مي زدند. و قوم صالح گفتند: « اطَّيرنَا بِکَ وَبِمَن مَّعَک» تو و کساني که همراهت هستند شوم مي باشند. و قوم ياسين به پيامبرانشان گفتند: « إِنَّا تَطَيرنَا بِکُم لَئِن لَّم تَنتَهُوا لَنَرجُمَنَّکُم...» ما مشکلات را از بدي شما مي دانيم و اگر باز نياييد شما را سنگسار خواهيم کرد. پس وقتي دلهايشان در کفر مشابه يکديگر است، گفتار و کردارشان نيز مشابه گشته است. و هرکس که حاصل شدن بدي يا از بين رفتن خوبي را به تمام آنچه پيامبران آورده  اند يا به برخي از آن نسبت دهد، در اين مذمت وخيم داخل است. خداوند متعال در پاسخ آنها فرمود: « قُل کُلُّ» بگو همه چيز؛ نيکي و بدي و خير و شر، « مِّن عِندَ اللَّهِ» ناشي از تقدير و قضاي الهي و آفرينش اوست.
«فَمَالِ هَوُلاءِ القَومِ» پس اين مردمان را که سخن باطل مي گويند چه شده است؟ « لَا يکادُونَ يفقَهُونَ حَدِيثَاَ» که هيچ سخني را نمي فهمند، و به فهميدن آن نزديک نمي شوند، و يا آن را جز بصورتي ضعيف و نارسا نمي فهمند.
به هر حال آنها به سبب عدم فهم و درک صحيحشان از خدا و پيامبرش مورد مذّمت و سرزنش قرار گرفته اند. و اين نفهمي و ناداني آنان به سبب کفر و روي گردانيشان است . در ضمن کساني که سخن خدا و پيامبرش را مي فهمند ستايش شده اند. نيز اين آيه آدمي را به فهميدن و بدست آوردن اسباب فهم کلام خدا و پيامبر و در پيش گرفتن راههايي که انسان را به سخن خدا و پيامبرش مي رساند تشويق مي کند. پس اگر آنها سخن خدا را مي  فهمندند، مي دانستند که خير و شر و خوبي و بدي همه براساس تقدير الهي است و هيچ چيز از دايره تقدير و قضاي الهي بيرون نيست. و مي دانستند که پيامبران و آنچه که پيامبران آورده اند  عامل شر و بدي، نمي باشند، زيرا پيامبران مبعوث شده اند تا منافع دنيا و آخرت انسانها را تامين کنند.مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا ؛ هر خيري  که  به  تو رسد از جانب  خداست  و هر شري  که  به  تو رسد از جانب   خود تو است   تو را به  رسالت  به  سوي  مردم  فرستاديم  و خدا به  شهادت   کافي  است.
سپس خداوند متعال فرمود: « مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ» اگر در دنيا و دين به تو نيکي و خوبي برسد، « فَمِنَ اللّهِ» از جانب خدا است و خداوند آن را به تو ارزاني داسته و اسباب آن را برايت آسان نموده است. « وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ» و بدي و شرّي که در دين و دنيا به تو مي رسد، « فَمِن نَّفْسِكَ» از جانب خودت مي باشد، يعني به سبب گناهان و کارهايت است، و آن دسته از گناهانت که خداوند آنها را مورد عفو قرار مي دهد و نمي گذارد اسبا