اةَ وَارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِين ، و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید و با نمازگذاران نماز بخوانید.
« يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ» منظور از اسراییل، یعقوب علیه السلام  است . در اینجا گروه هایی از بنی اسرائیل که در مدینه و اطراف آن سکونت داشتند مورد خطاب خداوند می باشند، و کسانی که پس از آنها می آیند نیز شامل این خطاب می شوند . بنابراین خداوند به همه آنها یک دستور کلی و فراگیر داده و می فرماید: « اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ»  به یاد آورید نعمت مرا که بر شما ارزانی داشتم. نعمتی که ذکر شده است شامل دیگر نعمت هایی نیز می شود که بعضی از آنها در این سوره ذکر می گرند. و  به منظور از به یاد آوردن این است که قلبا آن را به خاطر بیاورند و به آن اعتراف نمایندو با زبان آن را سپاسگزار باشند و آن چنانکه پروردگار دوست دارد و می پسندد آنرا  به کار گیرند.
« وَأَوْفُواْ بِعَهْدِي» و به پیمان خداوند که از شما عهد گرفته بود مبنی بر اینکه به او و پیامبرانش ایمان بیاورید و شریعت و قانون وی را اجرا نمایید، وفا کنید. « أُوفِ بِعَهْدِكُمْ» خداوند می  فرماید من نیز به عهد خویش وفا خواهم کرد، و به شما پاداش خواهم داد. پیمانی را که خداوند از بنی اسرائیل گرفته بود در این آیه بیان شده است: « وَلَقد أَخَذاللَهُ مِیثَقَ بَنِی إسرءیِلَ وَبَعثنَا مِنهُم اَثنَی عَشَرَ نَقِیبَا وَقَالَ اللهُ إِنّی مَعَکُم لَئِن أَقَمتُمُ الصَّلوةَ وَءاَتَیتُمُ الزَّکَوةَ وَءَاَمنتُم بِرسُلُیِ فَقَد ضَلَّ سَوَاءَ السبَّیلِ» و بی گمان خداوند از بنی اسرائیل پیمان گرفت و دوازده سردار برای آنان تعیین کرد، اگر نماز را برپا دارید و زکات رابپردازید، و به پیامبران من ایمان بیاورید و آنان را یاری کنید و به خداوند قرض نیکو دهید، از گناهانتان در می گذرم و شما را وارد باغ هایی در بهشت می کنم که رودها از زیر آن روان است ،پس هرکس از شما بعد از این کفر بورزد به راست که راه راست را گم کرده است».
سپس خداوند آنها را امر کرد که اسباب وفای به عهد را فراهم کنند و ترس از خداوند یگانه است، زیرا ترس الهی باعث می شود که آدمی دستورات پروردگار را اطاعت کند و از نواهی او بپرهیزد.
سپس آنها را به چیزی امرنمود که ایمانشان جز با آن کامل نمی گردد، بنابراین فرمود: « وَآمِنُواْ بِمَا أَنزَلْتُ » و به آنچه فرو فرستاده ام ایمان بیاورید. و آن قرآنی است که خداوند بر بنده و پیامبرش محمد (ص) نازل کرده است. پس خداوند به آنها فرمان داد تا به فرمان ایمان بیاورند و از آن پیروی کنند و ایمان آوردن به قرآن مستلزم ایمان آوردن به کسی است که قرآن بر او نازل شده است.
سپس به ذکر مطلبی پرداخت که آنها را به سوی ایمان فرا می خواند: « مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَكُمْ» یعنی این قرآن موافق است با آنچه نزد شما است، و با کتاب شما مخالف و متضاد نیست، پس وقتی با کتاب های شما موافق است و با آن مخالف نیست مانعی بر سر راه ایمان آوردنتان وجود ندارد، زیرا این پیامبر همان چیزی را آورده است که دیگر پیامبران آورده اند، پس شما باید به طریق اولی به او ایمان بیاورید و او را تایید و تصدیق کنید، زیرا شما اهل کتاب و علم و دانش هستید.
و نیز گفته خداوند « مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَكُمْ» اشاره به این است که اگر شما به آن ایمان نیاورید به ضرر خودتان خواهد بود، زیرا ایمان نیاوردنتان به معنی تکذیب کتابی است که نزد شما است، چون آنچه محمد (ص) آورده است همان چیزی است که موسی و عیسی و دیگر پیامبران آورده اند، پس هرگاه شما قرآن را تکذیب کنید انگار کتابی را تکذیب کرده اید که نزد شما می باشد.
و نیز در کتاب هایی که در دست شما است صفت این پیامبر که قرآن را آورده بیان شده است و به آمدن او در کتاب های شما مژده داده شده است. پس اگر به او ایمان نیاورید قسمتی از آنچه را که به سوی شما فرو فرستاده شده است تکذیب کرده اید، و هرکس که قسمتی از آنچه بر آنها نازل کرده است تکذیب کند همه آن را تکذیب کرده است. همان طور اگر کسی به پیامبری کفر ورزد به همه پیامبران کفر ورزیده است. پس چون آنها را به ایمان آوردن به قرآن امر کرد، آنان را از کفر ورزیدن به آن نهی نموده و فرمود: « وَلاَ تَكُونُواْ أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ» و اولین کافر به پیامبر و قرآن نباشید.
و «أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ» از « لا تکفروا به » رساتر و بلیغ تر است، زیرا وقتی نخستین کافر به آن باشند، به سوی کفر شتافته اند، و این شایسته آنها نیست و از آنان انتظار نمی رود که چنین کاری را مرتکب شوند، زیرا گناه کسانی که پس از آنها نیز می آیند و از آنان پیروی می کنند به گردنشان خواهد بود.
سپس مانعی که آنها را از ایمان باز می دارد، بیان کرد و آن انتخاب کالا و متاع فرومایه دنیا و ترجیح دادن آن بر سعادت جاودان و همیشگی است. بنابراین می فرماید: « وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَناً قَلِيلاً» و آیات مرا به بهای اندکی نفروشید. بهایی که آنها در عوض آیات الهی به دست می آوردند پُست و مقام و برخورداری از امکانات رفاهی بود. آنها گمان می بردند که اگر به خدا و پیامبرش ایمان بیاورند آن را از دست خواهند داد. بنابراین آیات الهی را به آن  فروخته و آن را بر ایمان ترجیح دادند. « وَإِيَّايَ» و فقط از من، نه از کسی دیگر، « َفاتَّقُون» بترسید. زیرا وقتی فقط از خدا بترسید، ترس خداوند باعث می شود ایمان را بر بها و متاع اندک دنیا ترجیح بدهید، و چنانچه کالا و بهای اندک را انتخاب کنید تقوا و ترس الهی از دل هایتان رخت بر می بندد.
سپس می فرماید: « وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ» خداوند آنها را از دو چیز نهی کرده است؛ اول در آمیختن حق با باطل، و دوم کتمان و پنهان کردن حق، زیرا آنچه از اهل کتاب و دانش انتظار می رود این است که حق را مشخص و جدا نمایند و آن را اظهار و آشکار کنند تا جویندگان حق به آن راه یافته و هدایت شوند و گمراهان به سوی آن بازگردند، و حجت بر مخالفان اقامه شود، زیرا خداوند آیات خود را توضیح داده و دلایل خویش را واضح گردانده است تا حق از باطل مشخص شود و راه مجرم ان روشن گردد. پس هرکس از اهل علم به این موضوع عمل کند، جانشین پیامبران و هدایت کننده امت ها خواهد بود، و هرکس حق را با باطل درآمیزد، و آن را بشناسد اما آن را انکار یا کتمان نماید، پس او از دعوتگران به سوی جهنم است، زیرا مردم در امر دین خود جز از علمای خود پیروی نمی کنند. پس برای خود یکی از این دو راه و حالت را برگزینید.
سپس فرمود: « وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ» و به صورت ظاهری و باطنی نماز را برپا دارید، « وَآتُواْ الزَّكَاةَ» و زکات اموال خود را به مستحقین بپردازید، « وَارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِينَ» و همراه نمازگذاران نماز بخوانید، که اگر به پیامبران و آیات خداوند ایمان بیاورید و این کارها را نیز انجام دهید به درستی که اعمال ظاهری و باطنی را با هم انجام داده اید و 