د، کوچک و بزرگ که بر حسب حالت خود و به اندازه آنچه که بر او واجب شده است از خدا و پيامبرش اطاعت کند، « فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم» پس ايشان همراه کساني خواهند بود  که خداوند نعمت بزرگي که مقتضي کمال و رستگاري و سعادت هر دو سرا مي باشد به آنها داده است. « مِّنَ النَّبِيِّينَ» از پيامبران، که خداوند آنها را به سبب وحي خويش برتري داده و با فرستادن آنان به سوي مردم و فرا خواندن آنان به سوي خداوند فضل خويش را به آنها اختصاص داد. « وَالصِّدِّيقِينَ» و آنها کساني اند که آنچه را پيامبران آورده اند به طور کامل تصديق نموده اند، پس آنها حق را شناخته و با شناخت آن و انجام دادن آن در گفتار و  کردار، و دعوت به سوي خدا آن را تصديق کرده اند. 
« وَالشُّهَدَاء» و شهيدان کساني هستند که در راه خدا و براي اعلاي کلمه « الله» جنگيده و کشته شده اند. « وَالصَّالِحِين» کساني که خداوند ظاهر و باطنشان را اصلاح نموده، و اعمالشان نيز صالح گرديده است. پس هرکسي از خداوند نيز صالح گرديده است. پس هرکس از خداوند اطاعت  کند، با اينها همراه خواهد بود. « وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِيقًا » و اينها چه خوب  دوستاني هستند که با آنها در باغ هاي بهشت جمع شده و در جوار پروردگار جهانيان بسر مي برند.
« ذَلِكَ الْفَضْلُ » فضيلتي که بدان دست يافته اند، « مِنَ اللّهِ» از سوي خداست، زيرا اوست که آنان را به کسب آن موفق گردانده ، و آنان را بر آن ياري نموده و پاداش و ثوابي را به آنها داده و اعمالشان به آن نمي رسد، « وَكَفَى بِاللّهِ عَلِيمًا» و بس است که خداوند عالم و دانا باشد، او به احوال بندگانش داناست، و مي داند کداميک از آنان به سبب انجام دادن اعمال شايست مستحق  پاداش و اجر فراوان مي باشد.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِيعًا ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، سلاح  بگيريد و آنگاه  هوشيارانه  ، فوج   فوج  يا يکباره  ، به  جنگ  رويد.
وَإِنَّ مِنكُمْ لَمَن لَّيُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُن مَّعَهُمْ شَهِيدًا؛ و از ميان  شما کساني  اند که  در کارزار درنگ  مي  کنند  و چون  به  شما  بلايي ، رسد ، مي  گويند : خدا در حق  ما چه  انعامي  کرد که  در آن  روز  همراهشان  نبوديم.
وَلَئِنْ أَصَابَكُمْ فَضْلٌ مِّنَ الله لَيَقُولَنَّ كَأَن لَّمْ تَكُن بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يَا لَيتَنِي كُنتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا؛ و چون  مالي  از جانب  خدا نصيبشان  شود چنان  که  گويي  ميانتان  هيچ  گونه  مودتي  نبوده  است  گويند : اي  کاش  ما نيز با آنها مي  بوديم  و به  کاميابي   بزرگ  دست  مي  يافتيم
فَلْيُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالآخِرَةِ وَمَن يُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيُقْتَلْ أَو يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا ؛ پس  آنان  که  زندگي  دنيا را داده  اند و آخرت  را خريده  اند بايد که  در  راه  خدا بجنگند  و هر که  در راه  خدا بجنگد ، چه  کشته  شود چه  پيروز گردد  ،مزدي  بزرگ  به  او خواهيم  داد.
خداوند متعال بندگان مومنش را دستور مي دهد تا در برابر دشمنان کافرشان آمادگي خود را حفظ کنند، و اين آمادگي همه جوانبي را در بر مي گيرد که در جنگ با کفار از آن کمک گرفته مي شود، و حيله  و توطئه کفار با آن دفع مي گردد، از قبيل استفاده از دژ و قلعه هاي مستحکم، و خندق و کانال هايي که مانع عبور کافران مي گردد، و آموختن تيراندازي، سوارکاري، و آموختن صنعت هايي که در جنگ با کافران به کمک مي آيد، و چيزهايي که نقل و انتقال و ورود و خروج و حيله کافران به وسيله آن دفع مي شود.
بنابراين فرمود: « فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ» دسته دسته به جهاد برويد؛ يعني يک لشکر براي جنگ برود و ديگران باقي بمانند. « أَوِ انفِرُواْ جَمِيعًا» يا اينکه همگي براي جنگ بيرون رويد، و همه اين امور در راستاي جلب مصلحت جامعه اسلامي و دفع آسيب از مسلمين و فراهم کردن اسباب آرامش آنان است.
و اين آيه مانند ديگر سخن خداوند است که فرموده است: « وَأَعِدُوّا لَهُم مَّا استَطَعتُم مِنّ قُوَّةِ» و براي جنگ با کفار هر اندازه که مي توانيد آمادگي کسب کنيد.
سپس خداوند از کساني خبر مي دهد که ايمانشان ضعيف است و از شرکت در جهاد تنبلي و سستي مي ورزند، پس فرمود: « وَإِنَّ مِنكُمْ» و اي مومنان! گروهي از شما هستند، « لَمَن لَّيُبَطِّئَنَّ» که از جهاد در راه خدا سستي مي کنند، و به علت ضعف و سستي و بزدلي در جهاد شرکت نمي کنند. و گفته شده است که معني آن چنين است: ديگران را از جنگ باز داشته و آنها را نسبت به جهاد بي علاقه مي کنند، و کساني که اين گونه رفتار نمايند منافقان هستند. اما معني اول از دو جهت بهتر است:
يکي اينکه خداوند فرمود: « مِنکُم» يعني از شما، و مومنان مورد خطاب قرار گرفته اند. دوم اينکه در آخر آيه فرمود: « كَأَن لَّمْ تَكُن بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ مَوَدَّةٌ» انگار ميان شما و ايشان دوستي و مودّتي نبوده است. زيرا کفار اعم از مشرکين و منافقين ، با مومنين دوستي ندارند و خداوند دوستي ميان آنها و مومنان را قطع نموده است. واقعيت نيز همين است، زيرا مومنان بر دو قسم اند:
گروهي که در ايمانشان صادق و راستگو بوده و صداقتشان سبب شده تا کمال تصديق را داشته باشند و جهاد کنند . و گروهي از مومنان ضعيفان هستند، که داخل اسلام شده و ايمان ضعيفي دارند، و از چنان قوت معنوي و ايماني برخوردار نيستند که به جهاد بروند. همان طور که خداوند متعال فرموده است: « قَالَتِ الأَعرَابُ ءَامَنَّا قُل لَّم تُومِنُوا وَلَکِن قُولُوا أسلَمنَا» اعراب باديه نشين گفتند: « ما ايمان آورده ايم» ، بگو: « شما ايمان نياورده ايد بلکه بگوييد: ما تسليم شده ايم.»
سپس خداوند هدف کساني را که از شرکت در جهاد سستي مي ورزند بيان نمود و فرمود: بزرگترين هدفشان زندگي دنيا و برخورداري از کالاي آن است . و فرمود: « فَإِنْ أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ» اگر مصيبتي بر شما برسد از قبيل شکست خوردن و کشته شدن و پيروز شدن دشمنان بر شما در بعضي حالت ها که خداوند در اين کارها حکمت هايي دارد، « قَالَ» فردي که در جهاد شرکت نموده است، مي گويد: « قَدْ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُن مَّعَهُمْ شَهِيدً»  نعمت خداوند شامل حالم شده است، چرا که با آنها نبودم. او به سبب ضعف عقل و ايمانش شرکت نکردن در جهاد اين مصيبت عظيم را نعمت تلقي کرده و نمي داند نعمت حقيقي انجام اين عبادت بزرگ است، عبادتي که به سبب آن ايمان قوي مي گردد و بنده از سزا و عقوبت و زيان در امان مي ماند، و پاداش بزرگ و رضايت خداوند بزرگوار و بخشنده را به دست مي آورد. اما با نرفتن به جهاد و نشستن گرچه کمي استراحت مي کند ولي به دنبال آن خستگي طولاني و دردهاي شديدي را فرا مي گيرد و پ