 و از خداوند آمرزش بجويند.پس فرمود: « وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ» و اگر آنها هنگامي که به خود ستم مي کردند، پيش تو مي آمدند، و به گناهانشان اعتراف مي کردند و پشيمان و ناراحت مي شدند، « فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا » و براي گناهان خود طلب آمرزش مي کردند، و پيامبر براي آنها آمرزش مي خواست، خداوند با بخشيدن گناهانشان توبه آنها را مي پذيرفت، و با پذيرفتن توبه، و توفيق دادن آنان به روي آوردن به توبه و پاداش دادنشان بر آن، به آنان رحم مي نمود. البته شرفياب شدن به حضور حضرت رسول (ص) منحصر به زمان حيات آن بزرگوار بوده است، چرا که سياق آيه بر اين مطلب دلالت مي کند، زيرا طلب مغفرت از پيامبر جز در دوران حيات ايشان جايز نيست. اما پس از فوت ايشن نه تنها جايز نيست چيزي از وي درخواست شود، بلکه اين امر شرک به حساب مي آيد.
سپس خداوند به ذات بزرگوارش سوگند ياد نمود که آنها مومن به حساب نمي آيند تا پيامبر خدا را در همه اختلافات خود داور و حاکم قرار ندهند. به خلاف مسائلي که در آنها اجماع شده است، زيرا اجماع مبتني بر کتاب و سنت است. اما فقط داور قرار دادن کافي نيست تا وقتي که ملالت و دل تنگي از قضاوت پيامبر از دلهايشان دور نشود. و نبايد فقط به ظاهر و از روي چشم پوشي به داوري پيامبر راضي باشند، بلکه بايد قلبا از آن راضي باشند، و با اطمينان خاطر و در ظاهر و باطن تسليم داوري پيامبر گردند. پس داور قرار دادن در مقام اسلام، و منتفي بودن رنج و کدورت قلبي در مقام ايمان، و تسليم شدن در مقام احسان قرار دارد. پس هرکس اين مراحل را تکميل نمايد همه مراحل دين را تکميل کرده است، و هرکس پيامبر را به داور قرار ندهد وبه حکم وي پايبند نباشد کافر است. و هرکس پيامبر را داور قرار ندهد اما به داوري او پايبند و معتقد باشد، حکم او چون ديگر گناهکاران است.وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُواْ مِن دِيَارِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِّنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا ؛ و اگر به  آنان  فرمان  داده  بوديم  که  خود را بکشيد يا از خانه  هايتان ، بيرون  رويد ، جز اندکي  از آنان  فرمان  نمي  بردند  و حال  آنکه  اگر اندرزي   را که  به  آنان  داده  شده  است  کار مي  بستند برايشان  بهتر و بر اساسي   استوارتربود.
وَإِذاً لَّآتَيْنَاهُم مِّن لَّدُنَّـا أَجْراً عَظِيمًا ؛ آنگاه  از جانب  خود به  آنان  مزدي  بزرگ  مي  داديم.
وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا؛ و آنان  را به  راه  راست  هدايت  مي  کرديم.
خداوند متعال خبر مي دهد اگر کارهايي که براي انسان دشوار است، از قبيل خودکشي، و بيرون رفتن از خانه و کاشانه را بر بندگانش واجب مي گردانيد، جز تعداد کمي از آنها اين کارها را نمي کردند، پس آنها بايد خدا را به خاطر دستورهاي آسانش که انجام آن براي هرکسي ساده و آسان است، سپاس بگويند و شکر او را به جاي آورند.
و اين بيانگر آن است که بنده بايد سختي ها را به ياد آورد تا انجام عبادات برايش آسان شود، و بيشتر پروردگارش را ستايش کند و سپاس او را به جا آورد. سپس خداوند متعال خبر داد که اگر آنها به انجام کارهايي که به آن موظف شده بودند مبادرت ورزيده و تلاش را در راستاي انجام و تکميل کارهايي که بدان موظف شده بودند  مصروف مي داشتند، و آرزو و خيالات پوچ در دل نمي پروراندند، و درصدد يافتن آن نبودند، برايشان بهتر بود و آنان را پابرجاتر مي کرد. و شايست است که بنده چنين باشد و به مسئوليت و وظيفه خود عمل کند و آن را به پايان برساند، و به تدريج پيش برود تا به علم و عملي که در امر دين و دنياي وي مقدر شده است دست يابد. برخلاف کسي که آرزوي چيزي را مي کند سبب تنبلي و سستي عزم و اراده به ندرت به آن مي رسد. سپس خداوند متعال ثمرات عمل کردن به پندها راکه چهار چيز است بيان داشت:
1- برخورداري از خير و نيکي : « لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ» اگر آنچه را که به آن اندرز داده شدند انجام مي دادند، از برگزيدگان و نيکان مي شدند؛ کساني که همواره کارهاي خوب را انجام مي دهند. و صفت آدمهاي پست از آنان دور مي شد، چون  اثبات چيزي مستلزم نفي ضد آن است. پس وقتي خوب بودن آنها ثابت شد، بد بودنشان منتفي مي گردد.
2- حاصل شدن ثابت و پايداري و افزوده شدن آن، زيرا خداوند مومنان را به سبب ايمانشان که همان عمل کردن به چيزي است که بدان پنده داده شده اند پابرجا مي دارد. پس خداوند مومنان را در زندگي دنيا به هنگام پيش آمدن فتنه ها را در زندگي دنيا به هنگام پيش آمدن فتنه ها که آدمي در رابطه با انجام دستورات و پرهيز از منهيات متزلزل مي شود، و در هنگام بروز مشکلات پابرجا و استوار مي دارد، و آنان به ثباتي دست مي يابند که به وسيله آن به انجام دستورات و ترک منهياتي که نفس مقتضي انجام آن است توفيق مي يابند. و به  هنگام پيش آمدن مشکلاتي که آدمي آن را نمي پسندد ثابت قدم و پابرجا مي مانند. پس بنده چنانچه توفيق حاصل کند که صبر و بردباري پيشه نمايد، يا از تقديرات خدا خشنود گردد و يا شکر پروردگار را به جاي آورد، به ثبات و آرامش مي رسد. در نتيجه خداوند او را بر اين کار ياري مي کند، و در هنگام مرگ و در قبر بر دين خدا پابرجا خواهد بود.
و بنده اي که همواره دستورات شرع را انجام مي دهد، به آن انس مي گيرد و به آن علاقمند مي شود، و اين ياري خداوند است که وي را بر انجام عبادات ثابت و استوار مي دارد.
3- « وَإِذاً لَّآتَيْنَاهُم مِّن لَّدُنَّـا أَجْراً عَظِيمًا» و در دنيا و آخرت به آنان پاداشي بزرگ مي دهيم، و اين پاداش، روح و قلب و بدن را شامل خواهد شد و اين پاداش، نعمت پايدار بهشت است که هيچ چشمي آن را نديده ، و هيچ گوشي آن را نشنيده و به دل هيچ انساني خطور نکرده است.
4- هدايت به راه راست، و اين ذکر عام بعد از خاص است، به خاطر شرافتي که هدايت از آن برخوردار است. يعني خداوند او را به راه راست هدايت مي کند، چون هدايت به معني شناخت حق و دوست داشتن آن، و ترجيح دادن و عمل کردن به آن است، و سعادت و رستگاري نيز در گروِ آن مي باشد.پس هرکسي که به راه راست هدايت شود به راستي که به همه خوبي ها دست يافته و هر نوع بدي و زيان از او دور شده است.وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِيقًا ؛ و هر که  از خدا و پيامبرش  اطاعت  کند ، همراه  با کساني  خواهد بود که   خدا، انعامشان  داده  است  ، چون  انبيا و صديقان  و شهيدان  و صالحان   اينان   چه نيکو رفيقانند.
ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ عَلِيمًا ؛ اين  فضيلتي  است  از جانب  خدا و خدا به  کفايت  داناست.
 يعني هر زن و مر