ز خدا پنهان نمي دارند بلکه به همه کارهايي که کرده اند نزد خدا اعتراف مي کنند و زبان و دست و پاهايشان به کارهايي که کرده اند گواهي ميدهند. خداوند در  اين روز پاداش و سزاي آنها را کامل مي دهدو مي دانند که خداوند حق و روشن گر  است.
اما آنچه در احاديث آمده است مبني بر اينکه کافران کفر و انکار خود را کتمان مي کنند، مربوط به بعضي جاهاي قيامت است، زماني که آنها گمان مي برند  انکارشان به  آنها سودي مي بخشد و از عذاب الهي نجات مي دهد. پس وقتي که حقائق را دريافتند و  اعضاي بدنشان بر آنها گواهي داد در اين هنگام مسئله روشن مي شود و جايي براي پنهان کردن باقي نمي ماند، زيرا پنهان کردن فايده و سودي ندارد.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُبًا إِلاَّ عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىَ تَغْتَسِلُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنكُم مِّن الْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، آنگاه  که  مست  هستيد گرد نماز مگرديد، تابدانيد که  چه  مي  گوييد  و نيز در حال  جنابت  ، تا غسل  کنيد ، مگر  آنکه  راهگذر باشيد  و اگر بيمار يا در سفر بوديد يا از مکان  قضاي  حاجت   بازگشته ايد يا با زنان  جماع  کرده ايد و آب  نيافتيد با خاک  پاک  تيمم   کنيد و روي  و دستهايتان  را با آن  خاک  مسح  کنيد  هر آينه  خدا عفو کننده  و آمرزنده است.
خداوند بندگان مومنش را نهي مي کند از اينکه به نماز بايستند در حالي که مست هستند، تا بدانند که چه مي گويند.
و اين نهي ، نزديک شدن به جايگاه هاي نماز مانند مسجد را نيز در بر مي گيرد. پس فرد مست نمي تواند وارد مسجد شود. ونيز نماز را در بر مي گيرد زيرا براي فردي که مست مي باشد انجام دادن هيچ نماز و عبادتي جايز نيست چون عقل او آشفته است و نمي داند چه مي گويد. بنابراين خداوند مقرر نمود که نبايد به نماز و مسجد نزديک شد تا زماني که فرد مي داند چه مي گويد.
و اين آيه شريفه به وسيله آيه اي که شراب را به طور مطلق حرام مي نمايد منسوخ است. زيرا شراب ابتدا حرام نبود اما بعدا خداوند بندگانش را به طور ضمني بر تحريم آن تشويق کرد و فرمود:
« يسئَلُونَکَ عَنِ الخَمرِ وَالمَيسِر قُل فِيهِما إِثمُُ کَبِيرُ وَمَنَفِعُ لِلَّناسِ وَإِثمُهُمَا أَکبَرُ مِن نَّفعِهَا» از تو در مورد شراب و قمار مي پرسند. بگو: « در شراب و قمار گناه بزرگي است و فايده هايي نيز براي مردم دارند اما گناهشان از فايده اشان بزرگتر است.» سپس خداوند متعال بندگا مومنش را از نوشيدن شراب به  هنگام ايستادن به نمار نهي کرد، همانطور که در اين آيه آمده است. سپس خداوندآن را به طور مطلق در همه وقت ها حرام نمود و فرمود: « يأَيهَا الَّذينَ ءَامَنُوا إِنَّما الخَمرُ وَالميسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزلَمُ رِجهُ مِنّ عَمَلِ الشَّيطَنِ فَاجتَنِبُوهُ» اي کساني که ايمان آورده ايد! شراب و قمار و بت ها و استفاده از تيرهاي مخصوصي که به قصد بخت آزمايي و فال بيني به کار مي بريد پليد و از کار شيطان هستند، پس از آن بپرهيزيد.
و حرمت شراب در هنگام نماز شديدتر است چون اين فساد بزرگ را در بر دارد. گذشته از اين، روح و مغز نماز فروتني و حضور قلب است، و شراب دل را مست مي کند و از ياد الهي و از نماز باز مي دارد. و از مفهوم اين استنباط مي شود در حالت چرت زدن که فرد خواب آلود نمي داند چه مي گويد و چه مي کند نبايد به نماز ايستاد، و آيه به صورت تلويحي به اين موضوع اشاره مي کند که مناسب است هرکس مي خواهد نماز بخواند خود را از هر چيزي که فکرش را به خود مشغول مي دارد دوري کند. مانند اينکه اگر نياز به قضاي حاجت  دارد بايد برود قضاي حاجت کند سپس به نماز مشغول مي شود.
و نيزاگر خيلي گرسنه است ابتدا غذا بخورد و پس از آن به نماز بپردازد تا در نماز، گرسنگي فکرش را به خود مشغول ندارد. در اين زمينه حديث صحيح نيز وارد شده است.
سپس فرمود: « وَلاَ جُنُبًا إِلاَّ عَابِرِي سَبِيلٍ»  يعني در حالت جُنُب به نماز نزديک نشويد، مگر در اين حالت و آن عبارت از اينکه در داخل مسجد عبور کنيد و توقف  ننماييد. « حَتَّىَ تَغْتَسِلُو» جنب تا زماني که غسل نکرده است نمي تواند به نماز بايستد ، و هرگاه غسل کرد مي تواند نماز بخواند. و براي جنب فقط گذشتن از مسجد جايز است.
« وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنكُم مِّن الْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ» پس تيمم را براي مريض به طور مطلق خواه آب وجود داشته باشد يا نه جايز قرار دا. علت جايز بودن تيمم براي مريض، بيماريي است که استفاده از آب، آن بيماري را تشديد مي کند. نيز تيمم را در سفر جايز قرار داده است، چرا که گمان مي رود در سفر آب يافت نشود. پس اگر مسافر آب نداشت و فقط به اندازه نياز خودش از قبيل نوشيدن وغيره. آب همراه داشت تيمم  کردن براي او جايز است.  و همچنين گاه انسان به سبب ادرا يا قضاي حاجت يا آميزش با زنان، ناپاک شد، اگر آب را نيافت برايش جايز است تيمم کند خواه در سفر باشد يا نه، همانطور که عموم آيه بر  اين مطلب دلالت مي کند.
خلاصه مطلب اين است که خداوند تيمم را در دو حالت جايز قرار داده است : يکي در صورت عدم وجود آب، خاه در سفر باشد يا نه، و يکي در صورت مشقت و سختي ناشي از بيماري و غيره که اگر آب استفاده کند دچار مشقت بيشتر مي شود.
و مفسرين در رابطه با معني « أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء» اختلاف کرده  و عده اي مي گويند: منظور از آن آميزش است ، پس اگر چنين باشد آيه به صراحت جايز بودن تيمم را براي جنب بيان مي دارد. همان طور که احاديث صحيح زيادي در اين مورد وارد شده است. و عده اي معتقدند که منظور از آن دست زدن به زن است، مشروط به اينکه گمان بيرون آمدن مذي باشد، و آن دست زدني است که به خاطر شهوت انجام مي شود. پس آيه به شکستن وضو به علت دست زدن دلالت مي کند.
و فقها از آيه « فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء» استنباط کرده اند هنگامي که وقت نماز فرا رسيده بايد به جستجوي آب پرداخت، کسي که آب را جستجو نکند، گفته نمي شود آنرا نيافته است، بلکه يافتن يا نيافتن پس از جستجو کردن معلوم مي شود.
نيز از اين استنباط شده است وضو گرفتن با آبي که به علت مخلوط شدن با چيز پاکي تغيير کرده است نه تنها جايز است بلکه واجب نيز مي باشد، زيرا چنين آبي در فرموده الهي « فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء» داخل است، زيرا آبي که به سبب مخلوط شدن با چيز پاکي تغيير کرده است آب محسوب ميشود. اما در اين مورد که آن آب آبي است غير مطلق اختلاف وجود دارد.
و دراين آيه حکم بزرگي تشريع شده و خداوند از اين طريق بر اين امت منت نهاده است و آن مشروعيت تيمم است. و تمامي علما ال