 که در دسترس نباشد مانند معامله قمار مي ماند، پس در تمام معاملاتي که موردِ معامله مشخص نمي باشد رضايت وجود ندارد، و عقد معامله در آنها جاري نمي شود.
و نيز از اين ايه استنباط مي شود که معاملات با رضايت قولي يا فعلي منعقد مي گردد، زيرا خداوند رضايت را شرط قرار داده است، پس به هر صورتي که رضايت حاصل شود، معامله منعقد مي گردد. سپس خداوند آيه را با « إِنَّ اللَّه کَانَ بِکُم رَحِيماَ» به پايان رسانيد . از جمله رحمت الهي اين است که خون و مال هايتان را مصون ومحفوظ گردانده و شما را از تلف کردن و هتک حرمت آن نهي کرده است.
سپس فرمود: « وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ» و هرکس چنين کند، يعني مال ها را به ناحق بخورد، و انسان ها را بکشد، « عُدْوَانًا وَظُلْمًا» و اين کار را از روي ستم و تجاوز انجام دهد، نه از روي ناداني و فراموشي، « فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَارًا» او را با آتش بزرگي مي سوزانيم. عظمت و بزرگي آن آتش از نکره بودنش «نارا» مستفاد مي گردد. « وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللّهِ يَسِيرًا» و اين کار خدا آسان است.إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِيمًا ؛ اگر از گناهان  بزرگي  که  شما را از آن  نهي  کرده  اند اجتناب  کنيد ، از  ديگر گناهانتان  در مي  گذريم  و شما را به  مکاني  نيکو در مي  آوريم.
اين از فضل و نيکويي و احسان خداوند بر بندگان است که به آنها وعده داده است؛ اگر از گناهان کبيره اي که از آن نهي شده اند پرهيز  کنند، خداوند همه گناهان و بدي هايشان را مي بخشد و آنها را به جايگاه بزرگوارانه اي که نعمت آن فراوان است وارد مي نمايد، و آن بهشت است، که چيزهايي در بردارد که هيچ چشمي مانند آن را نديده و هيچ گوشي آن را نشنيده، و به دل هيچ انساني خطور نکرده است.
و پرهيز از گناهان کبيره شامل انجام دادن فرايض مي باشد که ترک کننده آن مرتکب کبيره مي گردد.
مانند نمازهاي پنجگانه و نماز جمعه و روزه رمضان. همان گونه که پيامبر(ص) فرموده است: « الصَّلَوَاتُ الخَمسُ وَالجُمُعَةُ إلَي الجُمُعَةِ وَرَمَضَانُ إلَي رَمَضَانَ مُکَفَّرَاتُ لِمَا بَينَهُما مَا اجتُنِبَت الکَبَائِر» نمازهاي پنجگانه و جمعه تا جمعه اي ديگر ، و رمضان تا رمضاني ديگر، گناهاني را که در اين ميان انجام گرفته اند محو مي کنند، به شرطي که از گناهان کبيره پرهيز شود. و بهترين تعريف براي گناهان کبيره چنين است: گناهي است که در دنيا براي آن احدي تعيين شده، و در آخرت مرتکب آن عقاب و عذاب شده، و در آخرت مرتکب آن عقاب و عذاب مي چشد. و يا مي توان گفت: گناه کبيره گناهي است که ايمان آدمي را منتفي مي کند، و يا به دنبال آن لعنتي قرار داده شده است، يا خداوند بر مرتکب آن خشم مي گيرد.وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ؛ آرزو مکنيد آن  چيزهايي  را که  بدانها خدا بعضي  از شما را بر بعضي  ديگر، برتري  داده  است   مردان  را از آنچه  کنند نصيبي  است  و زنان  را از آنچه   کنند نصيبي   و روزي  از خدا خواهيد که  خدا بر هر چيزي  آگاه  است.
خداوند بندگانش مونش را نهي مي کند که برخي از آنها آرزوي چيزي را بکنند که خداوند با دان آن چيز به کسي ديگر او را برتري داده است، اعم از چيزهايي که بدست آوردن آن ممکن است و يا چيزهايي که بدست آوردن آن ممکن نمي باشد. پس زنان نبايد آرزوي دارا بودن ويژگي هاي مردان را بکنند که خداوند با آن ويژگي ها آنان را بر زنان برتري داده است.
و نبايد فقير آرزو کند که به مقام سرمايه داري برسد، بدون اينکه در مقام کسب و عمل تکاني به خويش بدهد. زيرا اين حسادت است که آرزو کني مال کسي از آن تو باشد و از او گرفت شود. و نيز اين کار به منزله ناخشنودي از تقدير الهي است، و تنبلي و آرزوهاي پوچ ، و خيال پردازي را به همرا دارد . بلکه شايسته است بنده برحسب توانايي اش براي بدست آوردن منافع ديني و دنيوي خود تلاش نمايد، و فضل خداوند را بجويد. پس نه بر خودش توکل و تکيه کند، ونه برکسي ديگر، بلکه به پروردگارش تکيه و اعتماد نمايد. بنابراين خداوند تعالي فرمود: « لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ» مردان از کارهايي که انجام مي دهند و منتهي به نتيجه ي مطلوب مي شود بهره اي دارند. « وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ» و زنان از آنچه به دست مي آورند بهره اي دارند. پس هرکس زحمت نکشد، چيزي را حاصل نخواهد کرد.
« وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ» و تمام منافع ديني و دنيوي تان را از فضل الهي بجوييد، و اين نشانه کمال بنده و سعادت اوست. اما کسي که کاري انجام نداده و بر خود اعتماد مي کند و خود را نيازمند و محتاج پروردگارش نمي داند، يا اينکه هم کار نمي کند و هم به خودش تکيه مي نمايد، چنين فردي خوار و زيان ديده است. « إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا» پس خداوند به هرکس چيزي را مي دهد که شايستگي برخورداري آن را دارد، و نعمات خود را به کسي نمي دهد که شايسته آن نباشد.فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ، سپس آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت نمود، و خداوند توبه او را پذیرفت؛ همانا خداوند بسیار توبه پذیر و مهربان است.
« فَتَلَقَّى آدَمُ» آدم دریافت کرد، و خداوند  به او الهام نمود، « مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ» از جانب پروردگارش کلماتی را، و آن کلمات «رَبَّنَا ظَلَمنَا أَنفُسَنَا...» است، که آدم به گناهش اعتراف نمود و از خداوند خواست او را بیامرزد، « فَتَابَ عَلَيْهِ» پس خداوند توبه او را پذیرفت و بر او رحم نمود، « إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ» همانا خداوند توبه پذیر است.
و هرکس که به سوی او بازگردد و توبه کند، توبه اش را می پذیرد. توبه پذیری خداوند بر دو نوع است: نخست اینکه به انسان توفیق توبه کردن می دهد، دوم اینکه چنانچه توبه واجد شرایط باشد آن را می پذیرد «الرَّحِيم» نسبت به بندگانش مهربان است. یکی از مظاهر مهربانی خداوند این است که به بندگان توفیق توبه داده و از گناهانشان در گذشته و آنها را می بخشد.وَلِكُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا ؛ براي  همه  ، در آنچه  پدر و مادر و خويشاوندان  نزديک  به  ميراث  مي   گذارند، ميراث  براني  قرار داده  ايم   و بهره  هر کس  را که  با او قراري   نهاده ايد بپردازيد که  خدا بر هر چيزي  گواه  است.
« وَلِكُلٍّ» و براي هرکس، « جَعَلْنَا مَوَالِيَ» وارثاني قرار داده ايم که او را سرپرستي مي کنند و در آن کارهايش او را ياري مي دهند، و وي نيز آنها را سرپر