t">آيه 70-69</a><a class="text" href="w:text:298.txt">آيه 74-71</a><a class="text" href="w:text:299.txt">آيه 75</a><a class="text" href="w:text:300.txt">آيه 76</a><a class="text" href="w:text:301.txt">آيه 78-77</a><a class="text" href="w:text:302.txt">آيه 79</a><a class="text" href="w:text:303.txt">آيه 81-80</a><a class="text" href="w:text:304.txt">آيه 82</a><a class="text" href="w:text:305.txt">آيه 83</a><a class="text" href="w:text:306.txt">آيه 84</a><a class="text" href="w:text:307.txt">آيه 85</a></body></html>وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ هر کس  را که  توانگري  نباشد تا آزاد زنان  مؤمنه  را به  نکاح  خود در، آورداز کنيزان  مؤمنه  اي  که  مالک  آنها هستيد به  زني  گيرد  و خدا به   ايمان  شما آگاه  تر است   همه  از جنس  يکديگريد  پس  بندگان  را به  اذن   صاحبانشان نکاح  کنيد و مهرشان  را به  نحو شايسته  اي  بدهيد  و بايد که   پاکدامن  باشند نه  زناکار و نه  از آنها که  به  پنهان  دوست  مي  گيرند  و  چون  شوهر کردند، هر گاه  مرتکب  فحشا شوند شکنجه  آنان  نصف  شکنجه  آزاد  زنان  است   و اين  براي  کساني  است  از شما که  بيم  دارند که  به  رنج  افتند  با اين  همه  ، اگر صبر کنيد برايتان  بهتر است  و خدا آمرزنده  و مهربان   است.
سپس خداوند متعال فرمود: « وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً» و هرکس توانايي دادن مهريه زنان آزاده مومن را نداشت ، و اين ترس وجود داشت که به زنا يا مشقت فراوان مبتلا شود، و براي او جايز است که با کنيزان مومن ازدواج کند، و اين برحسب ظاهر است، وگرنه خداوند مومن صادق را از مومن غيرواقعي مي شناسد، و امور دنيا براساس ظاهر آن سنجيده مي شوند، و احکام آخرت براساس حقيقت و ماهيت باطني آن. « فَانكِحُوهُنَّ» پس با کنيزان ازدواج کنيد، « بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ» با اجازه صاحبشان با يکي يا چند تا « وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» و مهريه آنها را به نيکي بپردازيد، گرچه کنيز باشند. پس همان طور که دادن مهريه زن آزاده واجب است ، پرداختن مهريه کنيز نيز واجب است. اما ازدواج با کنيزان جايز نيست مگر اينکه « مُحْصَنَاتٍ» پاکدامن و به دور از زنا باشند، « َغيْرَ مُسَافِحَاتٍ» و آشکارا مرتکب زنا نشوند، « وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ» و دوستاني نامشروع در پنهاني برنگزينند.
پس ازدواج با کنيز براي مرد مسلمان آزاد جايز نيست مگر با چهار شرط که خداوند آنها را بيان کرده است: 
1- ايمان دار باشند. 2- در ظاهر و باطن پاکدامن باشند. 3- فردي که با کنيزان ازدواج مي کند توانايي ازدواج با زن آزاده را نداشته باشد. 4-ترس مبتلا شدن به زنا يا مشقت را داشته باشد.
پس وقتي که اين شرايط موجود باشد براي او جايز است با کنيز ازدواج کند. اما صبر کردن و خودداري از ازدواج با کنيزان بهتر است زيرا با ازدواج آنان، فرزندانشان در معرض بردگي قرار مي گيرند، و ازدواج با آنها خواري و عيب تلقي مي شود.
و اين زماني است که صبر کردن و خودداري از ارتکاب حرام ممکن باشد، و چنانچه براي دوري کردن از حرام جز ازدواج با آنها راهي نباشد، ازدواج با آنها واجب است.
بنابراين خداوند فرمود: « وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ » و چنانچه بردباري پيشه کنيد برايتان بهتر است، و خداوند آمرزنده و مهربان است. « فَإِذَا أُحْصِنَّ» وقتي که کنيزان ازدواج کردند يا مسلمان شدند، « فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ» اگر مرتکب زنا شدند، سزاي آنان نصف سزاي زنان آزاد است، و اين مربوط به سزايي است که نصف کردن آن ممکن باشد و آن سزاي شلاق است، که اگر کنيز مرتکب زنا شود به او پنجاه ضربه شلاق زده مي شود، و سنگسار نمي گردد، زيرا سنگسار کردن را نمي توان نصف کرد.
پس بنا به قول اول اگر کنيزان ازدواج نکرده بودند، و مرتکب زنا شدند، حد زنا بر آنها اجرا نمي شود بلک آنها تنبيه و تعزير مي شوند تا از زنا باز آيند. و بنا بر  قول دوم کنيزان غيرمسلمان وقتي که مرتکب زنا شوند نيز تعزير مي شوند.
خداوند اين آيه را با اين دو اسم بزرگوار «غَفُورُ رَحيمُ» به پايان برساند، زيرا اين احکام، يکي از مصاديق مهرباني و بزرگواري و نيکويي پروردگار نسبت به بندگان است، و خداوند آنها را در تنگنا قرار نداد، بلکه آنها را در نهايت فراخي قرار داده است، و شايد بيان مغفرت و آمرزش پس از ذکر حد، اشاره به اين مطلب است که حدود،  کفاره گناهانند، و خداوند به وسيله حدود گناهان بندگانش را مي آمرزد، همانطور که در حديث چنين آمده است. حکم برده مذکر در حد مذکور، حکم کنيز است، چون کنيز و برده فرقي ندارند.يُرِيدُ اللّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ؛ خدا مي  خواهد براي  شما همه  چيز را آشکار کند و به  سنتهاي  پيشينيانتان   راه  بنمايد و توبه  شما را بپذيرد ، که  خدا دانا و حکيم  است.
وَاللّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُواْ مَيْلاً عَظِيمًا ؛ خدا مي  خواهد توبه  شما را بپذيرد  ولي  آنان  که  از پي  شهوات  مي  روند  ،مي خواهند که  شما به  کجروي  عظيمي  افتيد.
يُرِيدُ اللّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا ؛ خدا مي  خواهد بار شما را سبک  کند ، زيرا آدمي  ناتوان  آفريده  شده  است.
خداوند متعال از احسان و بخشش بزرگ و تربيت بندگان مومن، و آساني دينش خبر داده ومي فرمايد: « يُرِيدُ اللّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ» خداوند مي خواهد همه آنچه را که به بيان و روشن شدن آن نياز داريد از قبيل حلال و حرام و حق و باطل، برايتان روشن نمايد. « وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ» و خداوند مي خواهد شما را به راههاي کساني که پيش از شما بوده اند راهنمايي کند. يعني مي خواهد شما را به راه پيامبران و پيروانشان و سيره پسنديده و کارهاي درست و عادات آنها هدايت نمايد، همان کساني که خداوند بر آنها هدايت نمايد، همان کساني که خداوند بر آنها انعام کرده است.  بنابراين خداوند آنچه را که خواست اجرا نمود و برايتان بيان و روشن کرد، همان طور که براي کساني که پيش از شما بودند بيان کرد، و خداوند شما را به علم و عمل بزرگي رهنمود کرد.
« وَيتُوبَ عَلَيکُم» و نسبت به شما مهرباني مي ورزد، و در آنچه که برايتان مشروع نموده است با شما به نرم رفتار