 به سبب رضاع حرام مي گردد آنچه که به سبب نَسَب حرام مي شود. پس حرمت از طرف زني که شير مي دهد، و از طرف کسي که شير زني که شير مي دهد، و از طرف کسي که شير از آن اوست، منتشر مي گردد، همان طور که به سبب نسب، خويشاوندان حرام مي گردند. و در رابطه با کودک شيرخوار حرمت فقط به فرزندان او سرايت مي کند،اما به شرطي که پنج بار شير داده شود، و شيرخوردن در دو سال باشد، و بعد از دو سالگي اعتبار ندارد ،همان طور که سنت و حديث اين مطلب را بيان کرده است.
و اما زناني که به سبب خويشاوندي از راه ازدواج حرام هستند، چهار تا مي باشند؛ زنان پدران هر اندازه که بالاتر روند ، خواه ارث ببرند يا محروم شوند. و مادران همسر و مادران مادرانشان. اين سه گروه به محض عقد ازدواج حرام مي گردند. و چهارم، دختر زن که از شوهري ديگر باشد، اين يکي تا وقتي که شوهر با مادرش آميزش نکرده است، حرام نمي شود. همان طور که خداوند متعال فرموده است: «وَرَبَائِبُكُمُ اللاَّتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَآئِكُمُ اللاَّتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ» و جمهور علما گفته اند: « الَّتِي فِي حُجُورِکُم» دختراني هستند که تحت کفالت و رعايت شما پرورش يافته اند. اين قيد، قيد اغلبيت است زيرا چنين دختراني غالبا با مادرانشان زندگي مي کنند. و گرنه دختر زن حرام است حتي اگر تحت کفالت شوهر پرورش نيافته باشد. اما اين قيد دختراني که تحت کفالت شما پرورش يافته اند دو فايده را مي رساند، يکي اينکه خداوند مردم را به حکمت حرام بودن ازدواج با دختري که تحت کفالت شوهر پرورش يافته است، آگاه نموده و اينکه آن دختر مانند دختر خود انسان است. پس ازدواج با او جايز نيست. دوم اينکه خلوت کردن با دختر زن جايز است چرا که او مانند دختر آدمي است.
و اما زناني که نمي توان آنها را با هم جمع کرد ازدواج با دو خواهر است، و پيامبر(ص) جمع کردن زن با عمه يا خاله اش را حرام کرده است. پس دو زني که با همديگر خويشاوند و محرم هستند، چنانچه يکي مرد فرض شود و ديگري زن و بر يکديگر حرام باشند، جمع کردن آنها حرام است، چون اين کار سبب قطع پيوند خويشاوندي مي گردد.
و از جمله زناني که ازدواج با آنها حرام است، « وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء» زناني هستند که شوهر دارند، و ازدواج با آنها تا وقتي که در عقد شوهر خود هستند حرام است، و زماني حلال مي شوند که شوهرانشان آنها را طلاق دهند و عده شان تمام شود. « إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ» مگر کنيزاني که اسير کرده ايد، پس وقتي زن کافري اسير شد و شوهر داشت براي مسلمين حلال است، بعد از اينکه مدتي گذشت و مشخص شد که  حامله نيست. اما اگر کنيز شوهرداري فروخته شد يا هديه داده شد، نکاح وي فسخ نمي شود، چون صاحب دوم به جاي صاحب اول است، و چون پيامبر (ص) به بريره اختيار داد.
« كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ» به کتاب خدا پايبند باشيد و آن را راهنمايي خويش قرار دهيد، که در آن شفا و روشنايي است، و حلال و حرام در آن به صورت مشروح بيان شده است. « وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ» و هر آنچه که در اين آيه ذکر نشده است براي شما حلال و پاک است، پس حرام محصور و مشخص است، و حلال حد و حصري ندارد و مشخص است و حلال حد و حصري  ندارد و اين لطف و رحمت الهي است که نسبت به بندگان دارد و  امور را براي آنها آسان مي گرداند. « أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم» با مالهايتان زناني را بجوييد که آنها را ديده ايد و پسنديده ايد و خداوند ازدواج  با آنها را برايتان حلال نموده است، در حالي که شما. « مُّحصِنينَ» پاکدامن باشيد واز زنا دوري کنيد و زنان خود را پاکدامن داريد. « غَيرَ مُسنَفِحينَ» «سفح» يعني اينکه مرد شهوت خود را در حلال و حرام خاموش نمايد، و چنين کسي زنش را پاکدامن نگاه نمي دارد. چون او شهوت خود را در راه حرام قرار داده و انگيزه استفاده از زن حلال در او ضعيف گشته است، پس او نيز پاک نگهدارنده ي دامن زنش باقي نمي ماند.
و اين دلالت مي نمايد که چنين کسي جز با زن ناپاک نبايد ازدواج کند، زيرا خداوند متعال فرموده است: « « الزَّانِي لَا ينکِحُ إِلَّا زَانِيةَ أَو مُشرِکَةَ وَالزََّانِيةُ لَا ينکِحُهَا إِلَّا زَانِ أُو مُشرِکُ» مرد زناکار ازدواج نمي کند مگر با زن زناکر يا با زن مشرک، و با زن زناکار نبايد ازدواج کند مگر مردي که زناکار يا مشرک است.
« فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ» و زناني را که به عقد خويش در آورده ايد، « فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ» مهريه شان را در مقابل استفاده از آنها بپردازيد. بنابراين وقتي شوهر با زنش آميزش کرد مهريه اش بر او لازم مي گردد. « فَرِيضَةَ» و بايد مهريه آن ها را بدهيد زيرا خداوند آن را بر شما فرض گردانيده است، و بخشش و هديه اي نيست ک اگر شوهر بخواهد آن را بدهد و اگر بخواهد آن را ندهد. و يا اينکه معني « فَرِيضَهَ» اين است که شما آن را تعيين کرده ايد، پس بر شما واجب است آن را بپردازيد. بنابراين چيزي از آن را کم نکنيد. « َلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ» و اگر بعد از تعيين مهريه با يکديگر توافق کرديد، و شوهر مهريه را بيشتر کرد، يا زن مهريه را با رضايت خاطر کم کرد، اشکالي ندارد، و اين گفته بسياري از مفسرين اهل سنت است. و بسياري از آنها گفته اند: « اين آيه در مورد «متعه» است که در ابتداي اسلام حلال بود، سپس پيامبر (ص) آن را حرام گردانيد.
به فردي که در نکاح متعه انجا مي دهد دستور داده مي شود که زمان خاصي را براي اين کار معين کند و نرخ و مزد آن را نيز مشخص گرداند، سپس هرگاه زمان آن به اتمام رسيد ايرادي ندارد که مبلغي غير از آنچه که قبلا تعيين شده بود، با رضايت طرفين پرداخت شود». « إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا» همانا علم الهي گسترده ، و حکمت او کامل است. پس خداوند اين آيين و احکام را از روي دانش و حکمت خويش برايتان مشروع نموده، و حدودي که حرام و حلال را بوسيله آن از يکديگر جدا مي نمايد براي شما تعيين کرده است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:274.xml">آيه 25 الي 85</a><a class="folder" href="w:html:308.xml">آيه 86 الي 147</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:275.txt">آيه 25</a><a class="text" href="w:text:276.txt">آيه 28-26</a><a class="text" href="w:text:277.txt">آيه 30-29</a><a class="text" href="w:text:278.txt">آيه 31</a><a class="text" href="w:text:279.txt">آيه 32</a><a class="text" href="w:text:280.txt">آيه 33</a><a class="text" href="w:text:281.txt">آيه 34</a><a class="text" href="w:text:282.txt">آيه 35</a><a class="text" href="w:text:283.txt">آيه 38-36</a><a class="text" href="w:text:284.txt">آيه 39</a><a class="text" href="w:text:285.txt">آيه 42-40</a><a class="text" href="w:text:286.txt">آيه 43</a><a class="text" href="w:text:287.txt">آيه 46-44</a><a class="text" href="w:text:288.txt">آيه 47</a><a class="text" href="w:text:289.txt">آيه 48</a><a class="text" href="w:text:290.txt"> آيه 50-49</a><a class="text" href="w:text:291.txt">آيه 51</a><a class="text" href="w:text:292.txt">آيه 57-52</a><a class="text" href="w:text:293.txt">آيه 59-58</a><a class="text" href="w:text:294.txt">آيه 63-60</a><a class="text" href="w:text:295.txt">آيه 65-64</a><a class="text" href="w:text:296.txt">آيه 68-66</a><a class="text" href="w:text:297.tx