د، و آنها را دستور داد تا در بهشت سک ونت گزینند. « رَغَداً حَيْثُ شِئْتُمَا» عنی از انواع میوه ها و خوش و فراوان در آن بخورید و خداوند متعال به ایشان فرمود: « لَکَ أَلاَّ تَجُوعَ فِیهاَ وَلاَ تَعرَی، وَأَنَّکَ لَا تَظمَوا فِیها وَلَا تَضحَی» و برای توست که در بهشت گرسنه و برهنه نباشی و همانا تو تشنگی و گرما نچشی.
« وَلاَ تَقْرَبَا هَـذِهِ الشَّجَرَةَ» و نزدیک  این درخت نشوید. درخت مذکور نوعی از درختان بهشت است که خداوند آن را بهتر می داند. و به منظور امتحان و آزمایش و یا به خاطر حکمتی که برای ما مشخص نیست، آنها را از نزدیک شدن به آن درخت و خوردن از آن نهی کرد. « فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِينَ» این بخش از آیه بیانگر آن است که نهی برای تحریم است، زیرا به دنبال آن ظلم ذکر شده است.
آری! شیطان در دل آنها وسوسه انداخت و خوردن از آن درخت را برایشان آراست تا اینکه موجب لغزش آنها گردید: « وَقَاسَمَهُمَا» و برای آنها به خداوند قسم خورد که « إِنّیِ لَکُما لَمِنَ النَّصِحِینَ» همانا من خیرخواه شما هستم. پس آدم و همسرش فریب او را خوردند و از او اطاعت کردند. بنابراین شیطان آنها را از آسودگی و نعمتی که در آن بودند بیرون کرد و به سرای خستگی و رنج و کار و تلاش درافتادند.
« بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ» آدم و  فرزندانش دشمنان ابلیس و فرزندانش خواهند بود . و مشخص است که دشمن برای زیان رساندن به طرف مقابل خود و محروم کردن او از خیر و نیکی به هر راهی متوسّل می شود. پس در این آیه بصورت ضمنی فرزندان آدم از شیطان  برحذر داشته شده اند.
همان طور که خداوند متعال فرموده است: « إِنَّ الشَّیطَنَ لَکُم عَدُوُّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّا إِنَّمَا یَدعُوا حِزبَهُ، لِیَکُونوُا مِن أَصحَبِ السَّعیِرِ» همانا شیطان دشمن شما است پس آن را دشمن خود قرار دهید، همانا او گروهش را فرا می خواند تا از اهل آتش جهنم شوند. « أَفَتَتَّخِذُونَهُ، وَذُرّیَّتَهُ، أَولِیَاءَ مِن دُونِی وَهُم لَکُم عَدُوُّ بِئسَ لِلظَّلِمِینَ بَدَلَا» آیا مرا رها کرده و او و پیروانش را به دوستی می گیرد حال آنکه آنها دشمن شما هستند؟! ستمگران چه ولّی و سرپرست بدی دارند.
سپس به هبوط آدم و حوا به سوی زمین اشاره کرده و می فرماید:« وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ» و برای شما تا مدتی در زمین مسکن و قرارگاهی است، « وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ » تا وقت معین. یعنی تا پایان اجل هایتان از دنیا بهره مند می شوید، سپس به سرا و جهانی منتقل می شوید که برای آن آفریده شده اید و آن نیز برای شما آفریده شده است. در این آیه به این مطلب اشاره شده است که زندگی دنیا موقت و عارضی است و دنیا مسکن حقیقی نمی باشد، بلکه راه عبوری است برای رسیدن به جهان و سرای آخرت.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء كَرْهًا وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا  ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، شما را حلال  نيست  که  زنان  را بر خلاف   ميلشان  به  ارث  ببريد  و تا قسمتي  از آنچه  را که  به  آنها داده  ايد باز  پس ستانيد بر آنها سخت  مگيريد ، مگر آنکه  مرتکب  فحشايي  به  ثبوت  رسيده   شده باشند  و با آنان  به  نيکويي  رفتار کنيد  و اگر شما را از زنان  خوش   نيامد ، چه  بسا چيزها که  شما را از آن  خوش  نمي  آيد در حالي  که  خدا خير  کثيري  در آن  نهاده  باشد.
وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَارًا فَلاَ تَأْخُذُواْ مِنْهُ شَيْئًا أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِيناً ؛ اگر خواستيد زني  به  جاي  زني  ديگر بگيريد و او را قنطاري  مال  داده  ايد، ،نبايد چيزي  از او باز ستانيد  آيا به  زنان  تهمت  مي  زنيد تا مهرشان  را  باز پس  گيريد ? اين  گناهي  آشکار است .
وَكَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَى بَعْضُكُمْ إِلَى بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنكُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا  ؛ و چگونه  آن  مال  را باز پس  مي  گيريد و حال  آنکه  هر يک  از شما از  ديگري بهره  مند شده  است  و زنان  از شما پيماني  استوار گرفته  اند.
اعراب در جاهليت اين گونه بودند که هر گاه يکي از آنها مي مُرد، خويشاوندش از قبيل برادر و پسرعمو و امثال آن، فکر مي کرد او از هرکسي به همسر برادرش محق تر است ، و اجازه نمي داد باديگري ازدواج کند، خواه آن زن دوست نداشت، و اگر برادر شوهر يا خويشاوندش آن زن را مي پسنديد وي را با مهريه اي به دلخواه خود به عقد خويش در مي آورد، و اگر وي را نمي پسنديد، او را تحت فشار قرار مي داد و به عقد کسي در مي آورد که او  انتخاب مي کرد. و در بسياري مواقع از  ازدواج مجدد وي امتناع مي ورزيد مگر اينکه زن چيزي از ترکه شوهرش يا چيزي از مهريه اش را به او مي داد.
و نيز در زمان جاهليت مرد، زنش را که دوست نداشت تحت فشار قرار مي داد تا بخشي از آنچه را که به وي داده بود به دست بياورد، پس خداوند مومنان را از همه اين حالت ها نهي کرد، مگر دو حالت؛ يکي اينکه زن خودش راضي باشد و با خويشاوند شوهر اولش  ازدواج نمايد. همان طور که  مفهوم فرموده الهي «کَرهَاَ» چنين است، و اگر زنان مرتکب گناه آشکارشدند، مانند زنا و سخن زشت و اذيت کردن شوهر، در اين حالت شوهر مي تواند زنش را به سزاي کارهايش تحت فشار قرار دهد، تا چيزي بدهد، و خودش را از مرد برهاند، به شرطي که تحت فشار قرار دادن، منصفانه و با عدالت انجام شود. سپس خداوند متعال فرمود: « وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» و با زنان به طور شايسته و نيک زندگي کنيد. و اين معاشرت قولي و فعلي را در بر مي گيرد. پس  بر شوهر لازم است که به گونه اي شايسته و خوب، از قبيل صحبت زيبا، اذيت نکردن، و نيکوکاري با همسرش معاشرت نمايد. و تهيه خوراک و پوشاک و امثال آن در معاشرت نيکو داخل اند.
پس بر شوهر لازم است آنگونه که ديگر شوهران با زنانشان در آن زمان و مکان رفتار مي کنند به همان شيوه رفتار کند. و اين با توجه به تفاوت حالت ها فرق مي کند. «  فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا» اي شوهران!  شايسته است که همسرانتان را علي رغم اينکه از آنها خوشتان نمي آيد، نگاه داريد، زيرا در اين کار، خير فراواني وجود دارد. از آن جمله فرمان بردن از دستور خدا و پذيرفتن سفارش الهي است، که سعادت دنيا و آخرت در آن نهفته است. همچنين او خود را مجبور ساخته است با زني زندگي کند که وي را دوست ندارد، و اين کار مجاهده با نفس و خود آرايي به اخلاق زيبا است، و چه بسا که نفرت از بين برود، و محبت و دوستي جاي آن را بگيرد.
و چه بسا که خداوند از آن زن فرزند صالحي پديد آورد که به پدر و مادرش در دنيا 