إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا ؛ آنان  که  اموال  يتيمان  را به  ستم  مي  خورند شکم  خويش  پر از آتش  مي  کنندو  به  آتشي  فروزان  خواهند افتاد.
گفته شده اين آيه  خطاب به کساني است که در کنار کسي که مرگ او فرا رسيده و در وصيت اشتباه کرده و مرتکب گناه شده است، حاضر مي شوند، و بايد وي را به دادگري و رعايت مساوات در وصيت دستور دهند. به دليل اينکه خداوند  فرموده است: « وَلْيَقُولُواْ قَوْلاً سَدِيدًا» و بايد سخني درست و موافق با عدالت و دادگستري بگويند، و او را آنچنان که دوست دارند بعد از مرگشان با فرزندان آنان آن گونه به عدالت و انصاف رفتار شود.
و گفته شده است که منظور از آن اولياي سفها و ديوانگان و کودکان و ناتوانان است که بايد طبق منافع ديني و دنيوي آنها رفتار کنند؛ آنگونه که دوست دارند با فرزندان ناتوانشان پس از آنها رفتار شود. « فَلْيَتَّقُوا اللّهَ» پس در سرپرستي ديگران از خدا بترسد. يعني با آنها به گونه اي که در آن ترس از خدا باشد، رفتار کنند، به اين صورت که به آنها توهين نکنند و آنها را به ترس از خدا وادارند.
بعد از آنکه خداوند آنها را اين چنين دستور داد، آنان را شديدا از خوردن مال يتيم برحذر داشت و فرمود : « إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا» همانا کساني که اموال يتيمان را به ناحق مي خورند. و با قيد « خوردن به ناحق» آنچه که قبلا مبني بر جواز « خوردنِ به نيکي » براي فقرا، و جواز مخلوط کردن اموال آنان با اموال ايتام خارج مي شود.
پس کساني که مال يتيم را به ناحق و ستمگرانه بخورند، « إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا» آنچه مي خورند، آتشي است که در شکم هايشان شعله مي کشد، و آنها خود اين آتش را در شکم هاي خود فرو برده اند. « وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا» و به آتشي سوزان و برافروخته وارد خواهند شد. و اين بزرگترين وعيدي است که بر ارتکاب گناهان وارد شده است، و بر زشتي خوردن مال يتيم باعث وارد شدن به آتش جهنم مي گردد. پس اين آيه دلالت مي نمايد که خوردن مال يتيم از بزرگترين گناهان کبيره است. از خداوند مي خواهيم که ما را از آن دور بدارد.يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ فَإِن كُنَّ نِسَاء فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِن كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ يَكُن لَّهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَآؤُكُمْ وَأَبناؤُكُمْ لاَ تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيما حَكِيمًا ؛ خدا در باره  فرزندانتان  به  شما سفارش  مي  کند که  سهم  پسر برابر سهم  دو، دختر است   و اگر دختر باشند و بيش  از دو تن  ، دو سوم  ميراث  از  آنهاست  و اگر يک  دختر بود نصف  برد و اگر مرده  را فرزندي  باشد هر يک   از پدرو مادر يک  ششم  ميراث  را برد  و اگر فرزندي  نداشته  باشد و  ميراث  بران تنها پدر و مادر باشند ، مادر يک  سوم  دارايي  را برد  اما  اگر برادران داشته  باشد سهم  مادر ، پس  از انجام  وصيتي  که  کرده  و پرداخت   وام  او يک ششم  باشد  و شما نمي  دانيد که  از پدران  و پسرانتان  کدام  يک   شما را سودمندتر است   اينها حکم  خداست  ، که  خدا دانا و حکيم  است.
وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّهُنَّ وَلَدٌ فَإِن كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّكُمْ وَلَدٌ فَإِن كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُم مِّن بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَإِن كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلاَلَةً أَو امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ فَإِن كَانُوَاْ أَكْثَرَ مِن ذَلِكَ فَا فهُمْ شُرَكَاء فِي الثُّلُثِ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَآ أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَآرٍّ وَصِيَّةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ ؛ گر زنانتان  فرزندي  نداشتند ، پس  از انجام  دادن  وصيتي  که  کرده  اند و  پس ، از پرداخت  دين  آنها ، نصف  ميراثشان  از آن  شماست   و اگر فرزندي   داشتند يک  چهارم  آن   و اگر شما را فرزندي  نبود پس  از انجام  دادن   وصيتي  که کرده  ايد و پس  از پرداخت  وامهايتان  يک  چهارم  ميراثتان  از آن   زنانتان  است   و اگر داراي  فرزندي  بوديد يک  هشتم  آن   و اگر مردي  يا  زني  بميرد وميراث بر وي  نه  پدر باشد و نه  فرزند او اگر او را برادر يا  خواهري  باشدهر يک  از آن  دو يک  ششم  برد  و اگر بيش  از يکي  بودند همه   در يک  سوم  مال  پس  از انجام  دادن  وصيتي  که  کرده  است  بي  آنکه  براي   وارثتان  زيانمند باشد و نيز پس  از اداي  دينش  شريک  هستند  اين  اندرزي   است  از خدا به  شما و خدا دانا و بردبار است .
اين آيات و آيه اي که در آخر اين سوره آمده است آيات مواريث اند که احکام ارث را در بردارند، و با حديث عبدالله بن عباس که در صحيح بخاري آمده است : «ألحِقُوا الفَرَائِضَ بِأهلِهَا، فَمَا بَقِي فَلأوَلي رَجُل ذَکَؤ» بيشترين احکام فرائض را در بردارند همچنانکه اين حقيقت را خواهيد ديد، بلکه مي توان گفت تمام احکام ارث را در بردارند، به جز موضوع ميراث مادربزرگ که در اين آيات بيان نشده است. اما در کتاب هاي سنن از « مغيره بن شعبه» و « محمد بن مسلمه »  روايت شده است که پيامبر (ص) به مادر بزرگ يک ششم داد، و علما نيز بر اين اجماع دارند.
« يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلاَدِكُمْ» اي والدين! فرزندانتان امانت هايي پيش شما هستند و خداوند شما را در مورد آنها سفارش مي نمايد که منافع ديني و دنيوشان را تامين کنيد. پس بايد آنها را تعليم دهيد و تربيت نماييد و از مفاسد باز داريد و به طاعت خدا و ملازمت او مداومت بر پرهيزگاري دستور دهيد. همانطور که خداوند متعال فرموده است: « يأَيهَا الذَّينَ ءَامَنُوا قُوا أَنفُسَکُم وَأَهلِيکُم نَاراَ وَقُودُهَا النَّاسُ وَالحِجارَةُ» اي کساني که ايمان آورده ايد! خودتان و خانواده هايتان را از آتشي نجات دهيد که سوخت آن انسان ها و سنگ ها هستند. پس پدران در مورد فرزندانشان سفارش شده اند، و آنها يا اين سفارش و وصيت را انجام مي دهند که در آن صورت به آنان پاداش فراواني مي رسد،% و ياآن را ضايع مي کنند و به سبب آن سزاوار وعيد و کيفر مي گردند.
و اين دلالت مي نمايد که خداوند نسبت به بندگانشاز پدر و مادر مهربان تر است، چون خ داوند پدر و مادر را با 