الاتشان آگاه است، و مراقب آنهاست، و اين امر باعث مي شود تا همواره انسان پرهيزگاري و ترس خداوند را مدنظر داشته باشد و به شدت از او احيا کند. 
و خداوند خبر داده است که آنها را از يک انسان آفريده و در شهرها و مناطق مختلف منتشر ساخته است، با اينکه همه به يک ريشه بر مي گردند، اين بدان خاطر است تا با يکديگر مهرباني نمايند، و نرمي کنند. و دستور به پرهيزگاري را همراه با دستور به صله رحم، و نيکي با خويشاوندان و نهي از گسيختن پيوند خويشاوندي ذکر نمود، تا بر اين حقيقت تاکيد کند که همچنان که اداي حق خدا لازم است، اداي حقوق مردم نيز واجب است، به ويژه خويشاوندان زيرا خداوند به اداي حقوق آنها دستور داده است.
پس بيانديش که خداوند چگونه اين سوره را با دستور به رعايت تقوا و پرهيزگاري و برقرار داشتن پيوند خويشاوندي و نيکي همسران با يکديگر، آغاز و در طول سوره آن را به صورت مشروح بيان کرد، انگار مسايلي که به صورت مشروح بيان شده است، توضيح و تبيين مطالبي است که بصورت مجمل در ابتداي سوره ذکر گرديده است. « وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا» اين بخش از آيه، يادآور رعايت حق شوهران و زنان ، و اداي آن است، زيرا زنان از مردان آفريده شده اند و به شدت به همديگر ارتباط دارند.
« وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ» اين اولين مورد از حقوق مردم است که در اين سوره به آن سفارش شده است. و آن يتيماني هستند که پدرانشان را که آنان را مورد تکفل خود قرار مي دادند از دست داده اند، و آنها کوچک و ناتوانند، و نمي توانند کارهايشان را انجام دهند، و منافع خويش را تامين کنند. پس خداوند مهربان بندگانش را دستور داد تا با آنها نيکي کنند، و به مالهايشان نزديک نشوند مگر به شيوه نيکو، و دستور داد وقتي که به سن بلوغ و رشد رسيدند و صلاحيت يافتند، مالهايشان را کاملا به آنها بازپس دهند.
« وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ» و مال ناپاک را که عبارت از خوردن مال حلال يتيم به ناحق است، « بِالطَّيبِ» به جاي مال حلال که در آن گناه و اشکالي نيست، قرار ندهيد، « وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ» و مالهاي آنان را با مالهاي خود نخوريد. در اينجا تذکر داده شده است که خوردن مال آنها براي کسي که خداوند او را بي نياز نموده و روزي وي را تامين کرده است بسيار زشت و گناه مي باشد، پس هرکس جرات کرد و مال آنها را همراه با مال خود خورد، « إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرً» به راستي گناه بزرگي انجام داده است. از جمله مصاديق «استبدال خبيث به طيب» اين است که سرپرست يتيم مال ارزشمند و خوب وي را براي خود بگيرد، و به جاي آن چيزي بي ارزش و نامرغوب از مال خود بگذارد.
در اينجا به موضوع سرپرستي و ولايت بر يتيم اشاره شده است، زيرا دادن مال به يتيم مستلزم آن است که ولايت و سرپرستي، براي کسي که مال را به يتيم مي دهد ثابت گردد. و در اين آيه دستور داده شده است که مال يتيم بايد اصلاح گردد، زيرا « دادن مال يتيم به صورت کامل» عبارت از آن است که آن مال حفظ شده و آنچه که باعث رشد وتقويت آن مي گردد انجام شود، و نبايد مال يتيم در معرض خطر و تلف شدن قرار گيرد.وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ، و به یادآر آنگاه که پروردگارت به فرشتگان فرمود: « من در زمین جانشینی می گمارم»، فرشتگان گفتند:« آیا در آن کسی را می گماری که در آن فساد می کند و خون ها را می ریزد، در حالی که ما ستایش و پاکی تو را بیان می داریم؟!» گفت:« من چیزهایی می دانم که شما نمی دانید.»
وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَـؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ، فرشتگان گفتند: « منزهی تو، ما می دانیم جز آنچه به ما آموخته ای، همانا تو دانا و حکیمی».
قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ، خداوند فرمود: « ای آدم! آنها را از نام های این چیزها خبر ده.» و چون آن نام های اشیاء را برای آنان برشمرد، خداوند فرمود: « آیا به شما نگفتم که من غیب آسمان ها و زمین را می دانم و آنچه را آشکار می سازید و آنچه را پنهان می دارید، می دانم؟»
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ، و به یادآر آنگاه که به فرشتگاه گفتیم: « برای آدم سجده کنید، پس همه فرشتگان سجده کردند به جز ابلیس که سر باز زد و تکبر ورزید و از کافران شد.»
«َإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً» این بیان فضیلت و بزرگواری آدم- علیه السلام- «ابوالبشر» است. خداوند متعال وقتی که خواست او را بیافریند، ملائکه را از این کار آگاه کرد و  به آنان گفت: می خواهم او را از زمین جانشین قرار دهم. فرشتگان گفتند: « أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا» آیا در زمین کسی را قرار می دهی که با ارتکاب گناه و معاصی زمین را به تباهی می کشد و در آن فساد می کند؟! « وَيَسْفِكُ الدِّمَاء» و خون ها را می ریزد. این ذکر خاص بعد از عام است، و منظور بیان شدت فساد قتل است. آنها گمان می کردند کسی که در زمین  به عنوان جانشین قرار داده می شود به زودی این کارها از او سر می زند، پس خداوند را از این کارها پاک دانستند و او را تعظیم نموده و به او خبر دادند که آنها عبادت وی را به دور از هرگونه فساد انجام می دهند. بنابراین فرمودند: « وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ» حال آنکه ما آنچنانکه شایسته مقام کبریای شماست، تسبیح و تنزیه شما را به جای می آوریم و شما را از آنجه که شایسته ات نیست مبّرا می دانیم.
«وَنُقَدِّسُ لَكَ» احتمال دارد که معنی اش این گونه باشد: ما تورا پاک می دانیم و پاکیت را بیان می کنیم . در این صورت «لام» مفید تخصیص و اخلاص است. و احتمال دارد معنی اش این گونه باشد: ما وجود خود را برایت پاکیزه می داریم. یعنی آن را با اخلاق زیبا از قبیل محبت و ترس و تعظیم پاکیزه می کنیم و از اخلاق زشت پاک می داریم.
خداوند متعال به فرشتگان گفت: « إِنِّي أَعْلَمُ» من در مورد این جانشین حقایقی را می دانم، « مَا لاَ تَعْلَمُونَ» که شما نمی دانید . زیرا سخنتان بر مبنای گمان است، و من امور ظاهر و باطن را می دانم، و می دانم که خیر و خوبی حاصل از آفرینش این جانشین به مراتب از بدی و شری که در آن است، بیشتر می باشد.
علاوه بر این خداوند خواسته است تا از نسل این انسان پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان را برگزیند و نشانه های خود را برای