 روز قيامت آنچه را که به خيانت برده است، با خود مي آورد، بيان کرد که سزاي او به طور کامل داده مي شود، و اگر فقط مي فرمود: « فقط سزاي خيانت کننده در مال غنيمت به طور کامل به او داده مي شود»، اين شک و گمان به ذهن خطور مي کرد که کسان ديگري که متصدي ديگر اموال و داراييها هستند ، شايد سزا يا پاداششان به طور کامل داده نشود، بنابراين براي دفع اين وهم و گمان کلمه اي آورد که شامل خيانت در مال غنيمت، و ديگر گناهان باشد و همه را به طور عام و فراگير در  برگيرد.أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللّهِ كَمَن بَاء بِسَخْطٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ، آيا آن  کس  که  به  راه  خشنودي  خدا مي  رود ، همانند کسي  است  که  موجب   خشم او مي  شود و مکان  او جهنم  ، آن  سرانجام  بد است  ?
هُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ اللّهِ واللّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ ، اين  دو گروه  را نزد خدا درجاتي  است  گوناگون  و او به  کارهايشان  آگاه   است .
پروردگار متعال خبر مي دهد کسي که هدفش خشنودي خداست و کارهايي را انجام مي دهد که خشنودي وي را در پي دارد، هرگز مانند کسي نيست که مرتکب گناه مي شود و پروردگارش را خشمگين مي کند، و نزد خدا و بندگان  او برابر نخواهند بود: « أَفَمَن کَانَ مُومِنَا کَمَن کَانَ فَاسِقَاَ لَّا يستَوُنَ» آيا کسي که مومن است مانند کسي است که فاسق مي باشد؟ نه، برابر نيستند. بنابراين فرمود: « هُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ اللّهِ» يعني هريک از آنها در نزد پروردگار داراي مقام و جايگاه متفاوتي هستند، و برحسب تفاوت اعمالشان مقام و مرتبه آنها نيز متفاوت است ، پس کساني که به دنبال خشنودي خدا هستند، براي رسيدن به مقامهاي بلند و جايگاههاي والا و کاخ هاي عالي بهشت تلاش مي نمايند، و خداوند به اندازه اعمالشان از بخشش و کرم خويش به آنان مي بخشد، و کساني که نارضايتي و خشم خدا را بر مي انگيزند، به نالترين و پايين ترين جايگاههاي جهنم سقوط مي کنند، و خداوند کارهايشان را مي بيند و هيچ چيزي از کارهايشان بر او پنهان نمي ماند، بلکه خداوند آن را دانسته و در لوح محفوظ ثبت نموده و فرشتگان بزرگوار و امانتدار خويش را موظف کرده است تا آن را بنويسند و ثبت و ضبط نمايند.لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ ، خدا بر مؤمنان  انعام  فرمود ، آنگاه  که  از خودشان  به  ميان  خودشان ، پيامبري مبعوث  کرد تا آياتش  را بر آنها بخواند و پاکشان  سازد و کتاب  و حکمتشان  بياموزد ، هر چند از آن  پيش  در گمراهي  آشکاري  بودند.
منتّي که خداوند در اين آيه بر بندگانش مي نهد  بزرگترين نعمت ها و اساس همه برکات است، زيرا پروردگار با فرستادن پيامبر بزرگوار اسلام (ص) آنها را از گمراهي نجات داد و از هلاکت مصون داشت، پس فرمود: « لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ» همانا خداوند بر مومنان منت نهاد، چون پيامبري را از خودشان در ميان آنان مبعوث کرد، که نسب و حال و زبان او را مي دانستند، و از قوم و قبيله آنها بود و نسبت به آنها مهربان، و خيرخواه بود. « يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ» آيات خدا را بر آنها مي خواند، و کلمات و معاني آن را به آنها مي آموخت، « وَيُزَكِّيهِمْ» و آنان را از شرک و گناه و فرومايگي و ساير زشتي هاي اخلاقي پاک مي گرداند. 
« وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ» منظور از کتاب يا جنس کتاب مي باشد که قرآن است، پس در اين صورت « يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ» منظور از آيات نشانه هاي هستي است. و يا منظور از کتاب، نوشتن است، پس خداوند با آموختن کتاب و نوشتن، که علوم بوسيله نوشتن آموخته مي شود بر آنها منت نهاد.
« َالْحِكْمَةَ» يعني سنت، که مانند قرآن است. يا به معني گذاشتن هر چيزي در جايگاهش و شناختن اسرار شريعت مي باشد. پس پيامبر هم احکام را و هم آنچه را که بوسيله آن احکام اجرا مي شود، و نيز آنچه را که بوسيله آن فوايد و نتايج احکام بدست مي آيد به آنها مي آموخت. پس آنها به سبب برخورداري از اين ويژگي هاي بزرگ از تمام مردم برترند و در مقام علماي رباني قرار مي گيرند.
« وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ» هرچند که قبل از بعثت اين پيامبر، « لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ» در گمراهي آشکري به سر مي برند، و راهي که آنها را به پروردگارشان مي رساند، و آنچه را که آنان را پاکيزه و پاک مي گرداند، نمي شناختند، بلکه هر آنچه را که جهالت و ناداني براي آنان زيبا جلوه مي داد، انجام مي دادند، گرچه اين کار با عقل تمام جهانيان درست در نمي آمد و با آن مخالف بود.كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتاً فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ، چگونه به خداوند کفر می ورزید در حالی که شما مرده بودید و شما را زنده گرداند، سپس شما را می میراند(و) باز شما را زنده می کند و سپس به سوی او برگردانده می شوید؟!
این استفهام به معنی تعجب و توبیخ و انکار است. یعنی چگونه شما به خداوند کفر می ورزید، خداوندی که شما را از عدم آفرید و از انواع نعمت ها برخوردارتان کرد، سپس به هنگام پایان یافتن اجلتان شما را می میراند و در قبر مجازاتتان می کند، آنگاه در روز رستاخیز و حشر شما را زنده می گرداند سپس به سوی او بازگردانده می شوید و جزای کامل را به شما می دهد؟! بنابراین شما در حیطه تصرف و تدبیر و احسان و اوامر او قرار دارید و سپس شما را به مجازات اعمالتان خواهد رساند. پس آیا شایسته است که به او کفر ورزید؟! و آیا این جز جهل و بی خردی چیز دیگری است؟ بلکه شایسته است از او بترسید و شکر او را به جا آورید و به او ایمان داشته باشید و از عذابش بترسید و به پاداشش امیدوار باشید.أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُم مِّثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَـذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، و آيا هنگامي  که  آسيبي  به  شما رسيد که  شما خود دو چند آن  رسانده  بوديد  ،گفتيد : اين  آسيب  از کجا رسيد ? بگو : از جانب  خودتان   هر آينه  خدا  بر هر چيزي  تواناست.
وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ ، آنچه  در روز برخورد آن  دو گروه  به  شما رسيد ، به  اذن  خدا بود ، تا، مؤمنان  را بشناسد .
وَلْيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُواْ وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ قَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوِ ادْفَعُواْ قَالُواْ لَوْ نَعْلَمُ قِتَالاً لاَّتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلإِيمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ ، و آنان  را 