بي شماري در بردارد که در زير به چند نمونه از آن اشاره مي شود: 
1- مشورت از عبادت هايي است که بوسيله آن بنده به خدا نزديک مي گردد.
2- مشورت باعث تسکين خاطر شده، و اندوهي را که هنگام پيش آمدن مصيبت در دلها قرار مي گيرد دور مي نمايد، زيرا کسي که سرپرستي و کار مردم را در دست دارد، هرگاه اهل راي و نظرار جمع کند، و در مورد حادثه و واقعه اي با آنها به مشورت و رايزني بپردازد، مردم او را دوست داشته و به وي اطمينان خواهند کرد، و مي دانند که او حاکم و سرپرست خودکامه و مستبدي نيست، بلکه به منافع کلّي و فراگير مي انديشد. پس آن وقت مردم آخرين توان و تلاش خود را براي پيروي کردن از او به کار مي گيرند، چون مي دانند اين حاکم براي مصلحت و منافع عموم مردم تلاش مي کنند. به خلاف کسي که چنين نيست، که مردم او را دوست نداشته و از وي اطاعت نخواهند کرد، و اگر از وي فرمان برند به طور کامل از او فرمان نخواهند برد.
3- مشورت و رايزني باعث رشد و بالندگي افکار مي گردد، زيرا وقتي که افکار و انديشه ها در امري بکار روند، رشد کرده و به شکوفايي مي رسند.
4- از طريق مشورت و رايزني راي و نظر درست و صحيح حاصل مي شود، و کسي که مشورت مي کند، کمتر در کارش دچار اشتباه مي گردد، و اگر چنانچه اشتباه کند يا به هدفش دست نيابد، قابل ملامت و سرزنش نخواهد بود پس وقتي خدا به پيامبرش (ص) مي فرمايد: « وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ» با آنان رايزني و مشورت کن در حالي که عقل و دانش پيامبر از همه مردم کاملتر و بيشتر است، و راي او بهتري راي است، پس ديگران چگونه بايد باشند؟!
سپس خداوند متعال فرمود: « فَإِذَا عَزَمْتَ» و هرگاه بعد از مشورت و رايزني در کاري که نياز به مشورت و رايزني در کاري که نياز به مشورت دارد، تصميم به انجام آن گرفتي، « فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ» بر قدرت الهي اعتماد، و توکل کن، نه بر توانايي و حکمت و قدرت خود.
« إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ» همانا خداوند کساني را که بر او توکل مي نمايند و به وي پناه مي برند دوست دارد.إِن يَنصُرْكُمُ اللّهُ فَلاَ غَالِبَ لَكُمْ وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكُم مِّن بَعْدِهِ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكِّلِ الْمُؤْمِنُونَ ، اگر خدا شما را ياري  کند ، هيچ  کس  بر شما غلبه  نخواهد کرد  و اگر، شمارا خوار دارد ، چه  کسي  از آن  پس  ياريتان  خواهد کرد ? پس  مؤمنان   بايد که بر خداي  توکل  کنند.
يعني چنانچه خداوند با ياري و کمک خويش شما را کمک نمايد، « فَلاَ غَالِبَ لَكُمْ» اگر تمام مردم روي زمين با تمام لشکر و اسلحه هاي خود جمع شوند، بر شما چيزه نخواهند شد، زيرا هيچ چيزي بر خداوند چيره نمي شود، و او بر بندگان چيره است و پيشاني آنها را گرفته است، پس هيچ جنبده اي حرکت نمي کند مگر به فرمان خدا، و هيچ جنبده اي ساکن نمي شود مگر به اذن و فرمان خدا. « وَإِن يَخْذُلْكُمْ» و اگر شما را خوار گرداند، و شما رابه حال خودتان رها کند، « فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكُم مِّن بَعْدِهِ» پس کيست که پس از او شما را ياري دهد؟ و بناچار آن گاه خوار مي شويد، و شکست مي خوريد، گرچه تمام مردم شما را ياري دهند و کمک نمايند.
در ضمن خداوند متعال دستور مي دهد که وي کمک بطلبند و بر او توکل کنند نه بر قدرت خويش . بنابراين فرمود: « وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكِّلِ الْمُؤْمِنُونَ» معمول بر عامل مقدم شده که مفيد حصر است. يعني فقط بر خدا توکل کنيد نه بر کسي ديگر، زيرا تنها او ياور و مددکار است، پس توکل و تکيه کردن بر خدا عين توحيد و يکتاپرستي است، و مقصود با آن حاصل خواهد شد. و توکل بر غير خدا شرک است و سودي نمي بخشد، بلکه زيان آور مي باشد. در اين آيه دستور داده شده که تنها به خداتوکل نمود و توکل بنده برحسب ايمان اوست و هر اندازه ايمانش قوي باشد به همان اندازه بيشتر بر خدا توکل مي کند.وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّ وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ، هيچ  پيامبري  را شايسته  نيست  که  خيانت  کند و هر که  به  چيزي  خيانت  کند،  آن  را در روز قيامت  با خود آورد  سپس  جزاي  عمل  هر کس  به  تمامي   داده خواهد شد و بر کسي  ستمي  نرود.
«غلول» يعني خيانت در غنيمت و پنهان کردن چيزي از آن و خيانت در هر چيزي که در اختيار انسان است، و اجماع بر اين است که خيانت در غنيمت و در آنچه که در اختيار انسان قرار دارد، حرام واز گناهان کبيره مي باشد. همان طور که اين آيه و ديگر نصوص بر آن دلالت مي نمايند. پس خداوند متعال خبر داد که براي هيچ پيامبري شايسته و سزاوار نيست در مال غنيمت خيانت کند زيرا خيانت در غنيمت همان طور که دانستيد از بزرگترين گناهان و بدترين عيوب است.
و خداوند پيامبرانش را از آن و هر آنچه که انسان آلوده و معيوب و متهم کند، مصون و محفوظ نموده و آنان را از نظر اخلاق، برترين افراد جهان و پاک ترين و خوب ترين آنها قرار داده و آنان را از هرگونه عيب پاک گردانيده است. و آنان را فرودگان رسالت خويش و معدن فرزانگي و حکمت الهي قرار داده است: « اللَّهُ أَعلَمُ حَيثُ يجعَلُ رِسَالَتَهُ» خداوند بهتر مي داند که رسالت خويش را در کجا قرار بدهد. پس اگر بنده فقط يکي از آنها را بشناسد، يقين حاصل مي کند که آنان از هر عيب و کار زشتي پاک و مبّرا هستند، و نيازي نيست که بر پوچ بودن سخناني که دشمنان پيامبران در مورد آنان گفته اند دليل اقامه کنيم، زيرا هرکس که پيامبر بودن آنها را بپذيرد همه آنچه که اهل باطل درباره آنان مي گويند دفع مي شود. بنابراين کلمه اي را به کار  برد که مفهومش چنين است: سر زدن چنين کاري از پيامبراي غيرممکن و محال است. پس فرمود: « وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّ» يعني کساني که خداوند آنها را پيامبري و رسالت برگزيده است امکان ندارد خيانت کنند.
سپس کسي را که در مال غنيمت خيانت مي کند مورد تهديد قرار داده و مي فرمايد: « وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّ » يعني کساني که خداوند آنها را براي پيامبري و رسالت برگزيده است امکان ندارد خيانت کنند.
سپس کسي را که در مال غنيمت خيانت مي کند مورد تهديد قرار داده و مي فرمايد: « وَمَن يغلُل ياتٍ بِمَا غَلَّ يومَ القِيمَةِ» و کسي که در مال غنيمت خيانت کند، روز قيامت آنچه را که در آن خيانت کرده است، مي آورد در حالي که آن را بر دوش خود حمل مي کند، خواه چيزي که در آن خيانت کرده است حيوان باشد، يا کالا يا چيزي ديگر.
و به سبب آن در روز قيامت عذاب داده مي شود. « ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ» سپس هر خيانتکار و ديگران، پاداش و سزايشان را به اندازه عملشان و به طور کامل دريافت مي کنند. « وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونُ» يعني چيزي بر گناهانشان افزوده نمي شود، و چيزي از حسناتشان کاسته نمي شود، يعني بنگر به نيکويي « احتزار» در اين آيه ي کريمه!
پس از آنکه سزاي خيانت کننده در مال غنيمت را بيان کرد، و فرمود: در