تي نداري.
سپس خداوند خبر داد که پس از اينکه مرتکب کارهاي زشت شدند آنها را عفو نمود، و اگر آنها را مواخذه مي کرد مي بايست آنان را از پاي در آورده و ريشه کن سازد.
« إِنَّ اللَّهَ غَفُور» بدون شک خداوند گناهکاران را مي آمرزد و به آنها توفيق مي دهد که توبه کنند و آمرزش بطلبند، و مشکلاتي را که برايشان پيش مي آورد کفاره گناهانشان مي گرداند.« حَلِيمُ» و خداوند بردبار است، و در عذا دادن کسي که از فرمانش سرپيچي مي کند، شتاب نمي ورزد، بلکه به او فرصت مي دهد، و وي را به بازگشت به سوي خود و روي آوردن به او فرا مي خواند، سپس اگر توبه کند و برگردد،  توبه اش را مي پذيرد، و خداوند او را به مقامي مي رساند که گويا اصلا گناهي انجام نداده، و عيبي از او سر نزده است. پس خداوند را بر نيکي و احسانش سپاسگزاريم.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَقَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُواْ فِي الأَرْضِ أَوْ كَانُواْ غُزًّى لَّوْ كَانُواْ عِندَنَا مَا مَاتُواْ وَمَا قُتِلُواْ لِيَجْعَلَ اللّهُ ذَلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ يُحْيِـي وَيُمِيتُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ، اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، همانند آن  کافران  مباشيد که  در باره ، برادران  خود که  به  سفر يا به  جنگ  رفته  بودند ، مي  گفتند : اگر نزد ما مانده بودند نمي  مردند يا کشته  نمي  شدند  خدا اين  پندار را چون  حسرتي  در  دل  آنها نهاد  و خداست  که  زنده  مي  کند و مي  ميراند و اوست  که  اعمال   شما رامي  بيند.
وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ، اگر در راه  خدا کشته  شويد يا بميريد ، آمرزش  و رحمت  خدا از آنچه  در  اين  جهان  گرد مي  آوريد بهتر است.
وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لإِلَى الله تُحْشَرُونَ ، و اگر بميريد يا کشته  شويد هر آينه  در پيشگاه  خداوند محشور مي  شويد.
خداوند بندگان مومن خود را برحذر مي دارد از اينکه همانند کافران و منافقان باشند؛ آناني که  به پروردگار و تقدير و قضاي الهي ايمان ندارند. همچنين بندگان مومن خويش را از تشابه با کافران در هر چيزي نهي مي کند، و در اين مورد خاص نيز مومنان را برحذر مي دارد که همچون کافران نباشند و برادران ديني يا نسبي خود را « إِذَا ضَرَبُواْ فِي الأَرْضِ» هنگامي که براي تجارت سفر کنند، « أَوْ كَانُواْ غُزًّى» يا اينکه به جنگ و جهاد بروند، سپس کشته شوند، يا بميرند، سرزنش نکنند و همچون منافقان به مخالفت با قضا و تقدير الهي بر نخواسته و نگويند: « لَّوْ كَانُواْ عِندَنَا مَا مَاتُواْ وَمَا قُتِلُواْ» اگر آنها پيش ما بودند کشته نشده و نمي مردند. و اين دروغي است که بر زبان مي آوردند، زيرا خداوند متعال فرموده است: « قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ» بگو: اگر در خانه هايتان هم بوديد، آناني که تقدير شده بود کشته شوند، به محل کشته شدن خود بيرون مي آمدند. اما اين تکذيب جز اينکه خداوند سخن و عقيده آنان را حسرتي در دلهايشان قرار دهد. و مصيبت و رنج آنها را بيشتر گرداند، سود ديگري براي آنان نداشت. 
و اما مومنان مي دانند که اين کارها با تقدير الهي انجام مي شود پس ايمان مي آورند وتسليم مي شوند و  خداوند دلهايشان را هدايت و  استوار مي گرداند. و به سبب داشتن چنين عقيده اي ، مصيبت پيش آمده را براي آنها آسان مي گرداند. خداوند در رد سخن آنها فرمود: « وَاللّهُ يُحْيِـي وَيُمِيتُ» تنها خداوند است که زنده مي کند و مي ميراند، پس دوري و پرهيز و احتياط ، انسان را از چيزي که خداوند مقدر نموده است نجات نمي دهد. « وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» و خداوند به آنچه انجام مي دهيد بينا است، و شما را به سبب کارهايتان و به سبب تکذيب تقدير الهي مجازات خواهد کرد. 
سپس خداوند متعال خبر داد که کشته شدن با مردن در راه خدا نقص و کاستي نبوده، و نبايد از آن دوري شود، بلکه مشتاقان رضوان الهي يابند براي کشته شدن و مردن در راه خدا با يکديگر به رقابت بپردازنند و از يکديگر پيشي بگيرند چون آن سببي است که انسان را به آمرزش و عذر و رحمت الهي مي رساند و آمرزش و رحمت الهي از تمامي دنيايي که اهل دنيا در پي آنند بهتر است و مردم به هر صورتي که بميرند، کشته شوند، بازگشت و سرانجام آنان به سوي خدا است، و او هريک را طبق عملش مجازات مي کند. پس هيچ راه گريزي جز به سوي خدا وجود ندارد، و هيچ چيزي مردم را جز چنگ زدن به ريسمان الهي نجات نمي دهد.وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ ، به  سبب  رحمت  خداست  که  تو با آنها اينچنين  خوشخوي  و مهربان  هستي   اگرتند خو و سخت  دل  مي  بودي  از گرد تو پراکنده  مي  شدند  پس  بر آنها  ببخشاي  و برايشان  آمرزش  بخواه  و در کارها با ايشان  مشورت  کن  و چون  قصد  کاري کني  بر خداي  توکل  کن  ، که  خدا توکل  کنندگان  را دوست  دارد.
يعني به سبب رحمتي که خداوند نسبت به تو و يارانت دارد، بر تو احسان کرد که با آنها نرم و مهربان باشي، و با اخلاق نيکو و خوب با آنان برخورد نمايي، تا پيرامون تو جمع شوند، و ترا دوست داشته  و از دستوراتت پيروي کنند.« وَلَوْ كُنتَ فَظًّا» و اگر درشت خو و بداخلاق، « غَلِيظَ الْقَلْبِ» و سنگدل بودي « لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ» از اطراف تو متفرق مي شدند، زيرا هر کس درشت خو و سنگدل باشد کسي پيرامون وي نمي ماند. 
پس اخلاق خوب ِ رهبر، مردم را به سوي دين خدا جذب مي نمايد، و آنها را به دين خدا علاقمند مي سازد. در ضمن دارنده اخلاق خوب مورد ستايش قرار مي گيرد و پاداش خالص به او مي رسد.
و اخلاق بدِ رهبر ديني، مردم را از دين گريزان مي کند و دين رانزد آنها منفور و زشت مي نماياند. در ضمن دارنده اخلاق بد مورد نکوهش قرار گرفته و کيفر خاصي به او مي رسد، زيرا وقتي خداوند به پيامبر معصوم چنين مي فرمايد، پس حالت ديگران چگونه خواهد بود؟!
آيا از واجب ترين واجبات و مهم ترين امور اين نيست که به اخلاق خوب پيامبر اقتدا کيم؟ و با مردم آن گونه که پيامبر (ص) با نرمي و خوش اخلاقي رفتار مي کرد، رفتار نماييم، تا با اين کار از دستور خدا فرمان برده باشيم، و نيز بندگان خدا را به سوي دين خدا جذب کنيم؟! سپس خداوند متعال به او دستور داد که از تقصيرات آنان در حق وي درگذرد، و براي تقصيراتي که آنان در حق خدا دارند برايشان استغفار کند و با اينکار عفو و احسان را با هم جمع نمايد.
« فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ» پس، از آنان درگذر و برايشان طلب آمرزش کن، « وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ» و در کارهايي که نياز به رايزني و مشورت و تلقيح فکر و نظر دارد، با آنها مشورت کن، زيرا رايزني و مشورت فوايد و مصلحت هاي ديني و دنيوي 