نَ أَلَن يَكْفِيكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاَثَةِ آلاَفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُنزَلِينَ ، آنگاه  که  به  مؤمنان  مي  گفتي  که  اگر خدا سه  هزار فرشته  به  ياريتان  فرو فرستد ، آيا شما را کافي  نخواهد بود ?
بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُسَوِّمِينَ ، بلي  ، اگر پايداري  کنيد و پرهيزگار باشيد چون  دشمنان  تاخت  آورند ،، خدابا پنج  هزار از فرشتگان  صاحب  علامت  شما را ياري  کند.
وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ، و خداوند اين  کار را جز براي  شادماني  و دلگرمي  شما نکرد  و نيست   ياريي مگر از سوي  خداي  پيروزمند و دانا .
« إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ» آنگاه که به مومنان مژده مي دادي تا باعث اطمينان و آرامش آنها گردد، و مي گفتي: « إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاَثَةِ آلاَفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُنزَلِينَ بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُسَوِّمِينَ» آيا شما را بس نيست که پروردگارتان شما را با سه هزار فرشته فرود آمده ياري کند؟ آري! اگر صبر کنيد و پرهيزگاري نماييد، و با همين شيوه بر شما بتازند و بر شما حمله ور شوند خداوند با پنج هزار فرشته که نشان شجاعت را دارند، شما را ياري خواهد کرد.
در اي جا اختلاف وجود دارد که آيا در اين کمک رساندن به مومنان، فرشتگان به طور مستقيم جنگيده اند، يا اينکه خداوند اين مژده را فقط براي پابرجايي بندگان مومن، و انداختن ترس در دلهاي مشرکين داده است؟ آن طور که بسياري از مفسرين چنين گفته اند. اين گفته خداوند دلالت مي نمايد که شقّ دوم قضيه به حقيقت نزديک تر  است: « وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ» در اين آيه به اين مطلب اشاره شده است که نبايد بنده بر اسباب اعتماد کند. بلکه تکيه و  اعتماد او بايد به خدا باشد. و اسباب و فراهم شدن آن، باعث اطمينان قلب و پابرجا بودن بر کار خير مي شود.لِيَقْطَعَ طَرَفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنقَلِبُواْ خَآئِبِينَ ، تا گروهي  از کافران  را هلاک  کند ، يا خوار گرداند آنگاه  نوميد  بازگردند. 
خداوند بندگان مومنش را ياري مي کند تا گروهي از کافران را نابود نمايد، و يا آنها با خشم و کينه اي که در دل دارند، نا اميدانه و در حالي که هيچ خوبي به دست نياورده اند برگردند، همانطور که خداوند متعال آنها را در روز خندق که با قدرت و عصبانيت آمده بودند خشمگين ساخت و ناکام باز گرداند.وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ، يا ايشان  را به  توبه  وادارد يا آن  ستمکاران  را عذاب  کند و تو را در، اين کارها دستي  نيست.
وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ، از آن  خداست  هر چه  در آسمانها و زمين  است   هر که  را بخواهد مي  آمرزدو  هر که  را بخواهد عذاب  مي  کند ، و خدا آمرزنده  و مهربان  است.
وقتي که پيامبر (ص) در جنگ احد زخمي شد و رباعيه ي مبارکش شکست و سرش زخمي شد، فرمود: « چگونه قومي رستگار مي شوند که صورت پيامبرشان را زخمي کردند و رباعيه ي او را شکستند؟» پس خداوند اين آيه را نازل کرد و بيان فرمود که همه امور در دست خداست و پيامبر (ص) اختياري ندارد، و چيزي در دست او نيست، چون پيامبر بنده اي از بندگان خدا است و همه تحت بندگي پروردگارشان مي باشند، و تدبير خداوند آنها را به چرخش در مي آورد. 
و اي پيامبر! کساني که عليه آنها دعا کردي، و يا رستگاري و هدايتشان را بعيد مي دانستي، اگر خداوند بخواهد تا در اسلام داخل شوند. و خداوند چنين کرد ، زيرا بيشتر آنها را هدايت نمود، پس مسلمان شدند. و اگر بخواهد آنها را عذاب مي دهد، زيرا آنان ستمگرند و سزاوار عقوبت و عذاب الهي هستند. 
خداوند متعال خبر مي دهد که او در جهان هستي تصرف مي نمايد و توبه هرکس را که بخواهد مي پذيرد و او را مي آمرزد، و هرکس را که بخواهد خوار و رسوا مي نمايد و او را عذاب مي دهد. « وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» يکي از صفات لازمه او کمال آمرزگاري و مهرباني است که در آفرينش و فرمانروايي اش تجلي مي يابد، پس توبه کنندگان را مي بخشد و هرکس که موجبات رحمت وي را فراهم کند، مشمول رحمت خويش قرار مي دهد. خداوند متعال فرمود: « وَأَطِيعُوااللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلََّکُم تُرحَمُونَ» و از خدا و از رسول او  اطاعت کنيد، تا مورد رحمت قرار گيريد.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ، اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، ربا مخوريد به  افزودنهاي  پي  در پي   و ازخداي  بترسيد تا رستگار شويد.
وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ، و بترسيد از آتشي  که  براي  کافران  مهيا شده  است.
وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ، و از خدا و رسول  اطاعت  کنيد تا مگر بر شما رحمت  آرند.
در مقدمه اين تفسير گذشت که شايسته است بنده اوامر و نواهي خدا را در رابطه با خود و ديگران رعايت کند، و هرگاه خداوند او را به فرماني دستور داد نخست بر او واجب است حدود و اندازه آن را بداند، و آنچه را که خداوند به آن دستور داده است بشناسد تا بتواند آن فرمان را انجام دهد و از آن اطاعت کند. پس هرگاه آن را دانست و شناخت تلاش مي کند که آن را انجام دهد و براي عملي کردن آن در خود و ديگران به ميزان آنچه که توانايي دارد، از خداوند استعانت مي طلبد. و نيز هرگاه خداوند از کاري نهي کرد، بنده بايد حدود و ميزان آن را بداند و آنچه را که مشمومل آن نهي مي گردد بداند، سپس براي ترک آن تلاش نمايد و از خداوند ياري بجويد. و شايسته است اين رويه در همه اوامر و نواهي خداوند رعايت شود.
اين آيات دستورات و آداب زيبايي را در بردارند که خداوند به آن دستور داده و مسلمانان را بر انجام آن تشويق نموده ، و پاداش انجام دهندگان آن را بيان کرده است. در اين آيات خداوند از چيزهايي نهي کرده، و مسلمانان را تشويق نموده تا آنها را ترک کنند. شايد حکمتِ آوردن اين آيات در اثناي ذکر داستان جنگ احد اين باشد که خداوند بندگان مومن خويش را وعده داده است که اگر بردباري نمايند و پرهيزگاري کنند، آنان را بر دشمنانشان پيروز مي گرداند و آنان را خوار و رسوا مي کند، همان طور که فرمود