است و هيچ چيزي از کارهايتان بر او پنهان نمي ماند. « إِذْ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلاَ» آن گاه که دو طائفه از ميان شما خواستند سستي ورزند، و آن دو طائفه بنو سلمه و بنو حارثه بودند، اما خداوند متعال لطف و توجه و  توفيق خويش را شامل حالِ آنان گرداند و آنها را از اين رخوت و سستي در آورد. « وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» و مومنان بايد بر خدا توکل کنند، زيرا وقتي بر او توکل نمايند خداوند آنها را کفايت نموده، و آنها را ياري مي کند، و آنان را از در افتادن در آنچه که به دين و دنيايشان زيان مي رساند محافظت مي نمايد. اين آيه و آيه هايي از اين قبيل مبين آن هستند که توکل واجب است و اينکه توکل بنده برحسب مقدار و اندازه ي ايمانش مي باشد. توکل يعني اينکه بنده در به دست آوردن منافع خود و دفع کردن چيزهايي که به او زيان مي رساند، به پروردگارش تکيه نمايد، پس وقتي که حالت آنها را در جنگ اُحُد و مشکلي که براي آنان پيش آمد بيان کرد، آنان را به ياري و کمک و نعمت خويش در جنگ بدر يادآوري نمود، تا سپاسگزار پروردگارشان باشند، و خاطرات روز بدر اي مصيبت را بر آنها آسان نمايد. بنابراين فرمود: « وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ» و خداوند شما را در بدر پيروز گرداند در حالي که ناچيز و در تعداد و ساز و برگ نظامي اندک بوديد. تعداد مسلمانان در جنگ بدر حدود سيصد و سيزده نفر بود، و به اندازه کافي وسيله سواري نداشتند و اسلحه هايشان کهنه و فرسوده بود و دشمنانشان نزديک به هزار نفر بوده و با اسلحه زياد به جنگ آنها آمده بودند. « فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» پس، از خدا بترسيد باشد که سپاس وي را به جا آوريد که ياري خويش را به شما ارزاني داشت.وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَـذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ، و مژده بده کسانی را که ایمان آوردند و اعمال نیکو انجام دادند که برای آنها باغ هایی است که از زیر آن رودهایی روانند، هرگاه به آنها میوه ای داده شود، گویند: « این همان است که پیش تر به ما داده شد» ، و همانند آن برای آنها آورده شود، و برای آنها در بهشت زنانی پاکیزه است و آنها در آن برای همیشه خواهند ماند.
وقتی سزای کافران را بیان کرد به بیان پاداش مومنان و کسانی پرداخت که اعمال و کردار شایسته انجام می دهند، زیرا شیوه الهی در کتابش چنین است، و در کنار تشویق، بیم می دهد تا بنده در حالت خوف و رجا بسر ببرد. بنابراین می فرماید: « وَبَشِرّ» ای پیامبر! و ای کسی که در جای پیامبر قرار داری! مژده بده « الَّذِين آمَنُواْ» کسانی را که از صمیم قلب ایمان آورده اند، « وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ» و با اعضا و جوارح خود کردار نیکو انجام داده و صداقت ایمانشان را با اعمال نیک خود به اثبات رسانده اند.
اعمال و کردار از آن جهت به « صالح» توصیف نموده که با آن احوال بنده و امور دین و دنیایش اصلاح می شود و به وسیله اعمال صالح، فساد وتباهی از او دور شده و در زمره صالحان قرار می گیرد؛ صالحانی که برای همنشینی با خداوند در بهشت صلاحیت و شایستگی دارند پس ای پیامبر! آنها را مژده بده « أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ» باغ هایی برای آنان است که درختان عجیب و میوه های دلپذیر و سایه های طولانی و شاخه و  بوته های متنوعی را در بر دارد؛ بهشتی که هرکس به آن وارد شود به راحتی در آن بسر می برد و متنعم می گردد.
«تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ» رودهای آب و شیر و عسل و شراب در زیر درختان آن روان است و اهل بهشت آن را هرگونه که بخواهند به هر سو که بخواهند جاری می گردانند، و وسیله آن درختان و باغهای بهشتی آبیاری شده و میوه های گوناگونی می دهند. « كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَـذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ » میوه های بهشتی همه در زیبایی و طعم همسانند و در میان آن میوه مخصوصی وجود ندارد، و اهل بهشت همواره در ناز و نعمت بسر می برند. پس آنها همواره با خوردن آن میوه ها لذت می برند. « وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً» عده ای می گویند میوه های  بهشت تشابه اسمی دارند اما در مزّه با یکدیگر  فرق می کنند. گروهی نیز می گویند در رنگ با یکدیگر متشابه هستند اما در اسم فرق می کنند. برخی نیز در این باورندکه در زیبایی و لذت تشابه دارند شاید این بهترین قول باشد.
به دنیال ذکر مسکن و غذا و نوشیدنی و میوه های اهل بهشت، از همسران آنها نیز سخن به میان آورد، و آنها را در یک تعریف  مختصر و کامل چنین توصیف نمود: « وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ» نگفت از فلان عیب پاکند، تا شامل انواع پاکی ها گردد. پس آنان در اخلاق و اندام وزبان هیچ عیبی ندارند؛ چشمهایشان پاک است و اخلاقشان نیکو است، آنها دوشیزه گانی هستند که با اخلاق زیبا و همسرداری زیبا و ادب در کردار و گفتار، و پاک بودن از حیض و نفاس و منی و ادرار و مدفوع و آب بینی و بوی دهان و بوی بد، برای همسرانشان دوست داشتنی می باشند و نیز در اندام و جسم خود کمال زیبایی را دارند و در آنها عیبی وجود ندارد و اخلاقشان نیز بسیار نیکو است. آنها همسرانی خوب و زیبا هستند؛ خوش زبان و خوش سخن اند و چشم ها و نگاهشان فقط بر شوهرانشان دوخته شده است، و زبانشان را از هر سخن زشتی منع می نمایند.
پس در این آیه کریمه از مژده دهنده و مژده داده شونده و چیزی که بدان مژده داده شده و نیز از اسباب و عوامل رسیدن به این خبر و نیکی سخن به میان آمده است. مژده دهنده همانا پیامبر (ص) و جانشینان و وارثان آن حضرت هستند. مژده داده شدگان نیز مومنانی هستند که کردار نیکو انجام می دهند، و آنچه بدان مژده داده شده اند باغ هایی است که توصیف آن گذشت، و سببی که انسان را به این فلاح و نجاح می رساند ایمان و عمل صالح است. پس برای رسیدن به این مژده جز متصف بودن به « ایمان» و « عمل صالح» راهی وجود ندارد، و این بزرگترین مژده ای است که برترین انسان و مخلوق آن را داده است؛ مژده ی بزرگی که با فراهم آورده شدن اسباب و مقدمات ( از سوی انسان ) شامل حال او می شود.
نیز در این آیه اشاره شده است که تشویق کردن مومنان برای انجام دادن اعمال صالح و بیان پاداش و ثمرات آن مستحب است، زیرا انجام اعمال با این تشویق ها آسان تر می شود. و بزرگترین مژده برای انسان توفیق یافتن او برای ایمان آوردن و انجام عمل صالح است. پس این نخستین مژده و اساس هر مژده ای است. دومین مژده نیز مژده ای است که مومنان به هنگام مرگ دریافت می دارند و به دنبال آن به نعمت پایدار و جاودان خواهند رسید. از خداوند متعال می طلبیم که ما را نیز با آنان محشور بگرداند.إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِ