 و دگرگون مي نمايد، زيرا او حق را شناخته و آن را ترک گفته، و باطل را شناخته و آن را انتخاب کرده است، پس خداوند او را رها مي کند و خداوند کسي يا چيزي را ولّي و سرپرست او قرار مي دهد که او آن را ولّي و سرپرست خود قرار داده بود.
« عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ» نفرين خدا و فرشتگان و تمام مردم بر اينهاست و در نفرين و عذاب جاودانه هستند.
« لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ» وقتي که فرمان خدا سررسد، به آنان مهلت داده نمي شود، چون خداوند آنها را به اندازه اي عمر داده است که هرکس بخواهد مي تواند از آن پند بگيرد، و بيم دهنده نيز پيش آنها آمده است.
سپس خداوند متعال کساني را که از کفر و گناهشان توبه کرده و عيب هاي خود را اصلاح نموده اند، از اين وعيد و تهديد استثنا کرد. پس خداوند گناهان گذشته آنان را مي بخشد و از کردار پيشين آنها چشم پوشي مي کند.إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الضَّآلُّونَ، توبه  کساني  که
پس  از ايمان  آوردن  کافر شدند و بر کفر خود افزودند ،  پذيرفته  نخواهد شد  اينان  گمراهانند.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ الأرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ افْتَدَى بِهِ أُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ ، آنان  که  کافر شدند و کافر مردند ، اگر بخواهند به  اندازه  همه  زمين  طلا  دهند و خويشتن  را از عذاب  باز خرند ، از آنها پذيرفته  نخواهد شد  برايشان عذابي  دردناک  است  و هيچ  ياوري  ندارند.
اما کسي که کفر بورزد،  برکفرش اصرار نمايد، و به آن بيافزايد، و بر کفرش بميرد، از راه هدايت  منحرف شده، و راه شقاوت و بدبختي را در پيش گرفته، و به سبب اين کار سزاوار عذاب دردناک است، و کسي نيست که وي را ياري کند، و از عذاب خدا نجات دهد، و اگر زمين را پر از طلا کند و آن را فديه بدهد، به وي سودي نمي بخشد. پناه مي بريم به خدا از کفر و از فروع آن!لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ ، نيکي  را در نخواهيد يافت  تا آنگاه  که  از آنچه  دوست  مي  داريد انفاق   کنيد، و هر چه  انفاق  مي  کنيد خدا بدان  آگاه  است.
هرگز به نيکي نمي رسيد، «بّر» يا نيکي نامي است که هر خير و عمل خوبي را در بر مي گيرد، و آن راهي است که آدمي را به بهشت مي رساند، و راه رسيدن به بهشت را در پيش نمي گيرد مگر اينکه از آنچه دوست داريد و از بهترين و پاکيزه ترين مالهايتان در راه خدا انفاق کنيد، زيرا بخشيدن مالي که انسان آن را دوست دارد يکي از بزرگترين دلايلِ سخاوتمندي و بخشايشگري و داشتن مکارم اخلاق و مهرباني و نرمي طبع است. و يکي از بهترين دلايلِ دوست داشتن خدا و ترجيح دادن دوستي وي بر دوستي مال و ثروت است که سرشت انسان به شدت به آن وابسته است. پس هرکس محبت خدا را ترجيح دهد به قله کمال رسيده است. و همچنين هرکس از پاکيزه ها انفاق کند، و با بندگان خدا نيکوکاري نمايد، خداوند با او نيکي مي نمايد و او را بر انجام دادن کارها و برخورداري از اخلاق و فضايلي موفّق مي گرداند که بدون اين حالت به دست نمي آيد.
همچنين کسي که نفقه را اينگونه بدهد ديگر اعمال صالح و شايسته را به طريق اولي انجام مي دهد و به طريق اولي از اخلاق حسنه برخوردار خواهد شد. و بخشيدن از چيزهاي خوب، کاملترين حالت انفاق است. پس هر اندازه بنده در راه خدا ببخشد، کم يا زياد، خوب يا نامرغوب، آن را مي داند، و هر انفاق کننده اي را برحسب عملش پاداش مي دهد، و در دنيا جاي آن مال را پر مي کند و در آخرت او را در بهشت جاي مي دهد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:205.xml">آيه 93 الي 152</a><a class="folder" href="w:html:231.xml">آيه 153 الي 200</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:206.txt">آيه 95-93</a><a class="text" href="w:text:207.txt">آيه 97-96</a><a class="text" href="w:text:208.txt">آيه 101-98</a><a class="text" href="w:text:209.txt">آيه 105-102</a><a class="text" href="w:text:210.txt">آيه 107-106</a><a class="text" href="w:text:211.txt">آيه 108</a><a class="text" href="w:text:212.txt">آيه 109</a><a class="text" href="w:text:213.txt">آيه 111-110</a><a class="text" href="w:text:214.txt">آيه 112</a><a class="text" href="w:text:215.txt">آيه 115-113</a><a class="text" href="w:text:216.txt">آيه 117-116</a><a class="text" href="w:text:217.txt">آيه 119-118</a><a class="text" href="w:text:218.txt">آيه 120</a><a class="text" href="w:text:219.txt">آيه 123-121</a><a class="text" href="w:text:220.txt">آيه 126- 124</a><a class="text" href="w:text:221.txt">آيه 127</a><a class="text" href="w:text:222.txt">آيه 129-128</a><a class="text" href="w:text:223.txt">آيه 132-130</a><a class="text" href="w:text:224.txt">آيه 136-133</a><a class="text" href="w:text:225.txt">آيه 138-137</a><a class="text" href="w:text:226.txt">آيه 143-139</a><a class="text" href="w:text:227.txt">آيه 145-144</a><a class="text" href="w:text:228.txt">آيه 148-146</a><a class="text" href="w:text:229.txt">آيه 151-149</a><a class="text" href="w:text:230.txt">آيه 152</a></body></html>كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِـلاًّ لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلاَّ مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُواْ بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ، همه  طعامها بر بني  اسرائيل  حلال  بود ، مگر آنها که  پيش  از نزول  تورات   ،اسرائيل  بر خود حرام  کرده  بود بگو : اگر راست  مي  گوييد تورات  را  بياوريد و بخوانيد.
فَمَنِ افْتَرَىَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ، از آن  پس  هر که  بر خدا دروغ  بندد از ستمکاران  است.
قُلْ صَدَقَ اللّهُ فَاتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ، بگو : خدا راست ، مي  گويد  آيين  حنيف  ابراهيم  را پيروي  کنيد و او از  مشرکان  نبود.
از جمله ايراداتي که يهوديان نسبت به رسالت عيسي و محمد (ص) مطرح مي کردند اين بود که گمان مي بردند نسخ، چيز باطلي است، و ممکن نيست پيامبري دستوري بياورد که با دستور پيامبر قبلي مخالف باشد. خداوند آنها را از طريق مطرح کردن موضوعي که خود به آن آگاهي داشتند تکذيب کرد، زيرا آنها اعتراف مي کردند که همه غذاها قبل از نازل شدن تورات براي بني اسرييل حلال بود به جز چيزهاي اندکي که يعقوب عليه السلام به خاطر بيماري اش بر خود حرام کرده بود.
و انگهي در تورات امور حرام شده ي بسياري وجود دارد که نسخ شده اند؛ امور حرام شده اي که در گذشته حلال بوده اند. پس اگر ين مطلب را انکار مي کنند به  آنها بگو: « فَأْتُواْ بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ» اگر گمان مي بريد نسخي وجود ندارد و حرام کردن و حلال کردني در ميان نيست، پس تورات را بياوريد و بخوانيد اگر راست مي گوييد. و  اين قوي ترين دليل است، و آن عبارت است از اين که چيزي به عنوان دليل براي کسي آورده شود که خود بدان معترف  است و آن را انکار نمي کند. پس چنانچه آن انسان حق را گردن نهاد و تسليم آن شد حرفي نيست، و اگر 