 هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (اگر راست مي گوييد فرا رسيدن اين وعده کي خواهد بود؟
اما خداوند مهلت مي دهد و بردباري مي نمايد ولي فراموش نمي کند و براي آنها وقت مقرري تعيين کرده است(اذا جاء اجلهم لا يتسخرون ساعه و لا يستقدمون) و هر گاه مدت معين آنها فرا برسد يک لحظه پس و پيش نمي شوند. بنابراين فرمود: (سَأُرِيكُمْ آيَتِي) نشانه هاي خود را در انتقام گرفتن از کساني که به من کفر ورزيده و نافرماني ام را روا داشته اند به شما نشان خواهم داد، (فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ) پس در آمدن اين کار شتاب نکنيد. همچون کافران مي گويند: (مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ) اين وعده کي خواهدبود اگر راست مي گوييد؟ آنها روي غرور و از آنجا که فريب خورده بودند اين سخن را گفتند، اما (لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا) اگر کافران حالت وحشتناک و ناگوار خود را مي دانستند، (حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلَا عَن ظُهُورِهِمْ ) هنگامي که آنان نمي توانند آتش را از چهره هايشان و از پشتهايشان باز دارند و آتشي از هر سو آنان را احاطه نموده و از هر جهت فرا گرفته است، (وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ) و نه کسي آنها را ياري مي کند، پس نه ياري مي کنند و نه ياري مي شوند. (بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ) بلکه آتش جهنم آنها را ناگهان فرا مي گيرد و از شدت ترس و وحشت مات و مبهوت مي شوند، (فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا) و نمي توانند آن را دفع کنند و برگردانند چون آنها کوچکتر و ناتوان تر از آن هستند که بتوانند آن را از خود دور کنند. (وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ) و مهلت داده نمي شوند و عذاب از آنها دور نخواهد شد. پس اگر کافران از اين حالت واقعاً آگاهي داشتند، در رابطه با آمدن عذاب شتاب نمي ورزيدند، و به شدت از عذاب مي ترسيدند اما چون اين شناخت را ندارند، چنان سخنهاي ياوه اي مي گويند . و وقتي بيان نمود که آنها پيامبر را به تمسخر مي گيرند و مي گويند: (أَهَذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ) آيا همين شخص است که از خدايان شما بدگويي مي کند؟ پيامبر را دلجويي داد و فرمود: شيوۀ رفتار امتهاي گذشته با پيامبرانشان همين گونه بوده است پس فرمود: (وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون) و همانا پيامبراني پيش از تو مورد تمسخر قرار گرفتند و سرانجام عذابي که مسخره کنندگان آن را بازيچه و شوخي مي دانستند ايشان را فرا گرفت. يعني عذاب بر آنها فرود آمد و راه گريزي از آن نداشتند، پس اينها نيز بايد از عذابي که به تکذيب کنندگان رسيد بر حذر باشند.قُلْ مَن يَكْلَؤُكُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ مِنَ الرَّحْمَنِ بَلْ هُمْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِم مُّعْرِضُونَ بگو: «چه کسي شما را درشب و بوز [از عذاب خداوند رحمان] نگاه مي دارد؟» بلکه آنان از ياد پروردگارشان رويگردانند. 
أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ تَمْنَعُهُم مِّن دُونِنَا لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنفُسِهِمْ وَلَا هُم مِّنَّا يُصْحَبُونَ يا اينکه آنان معبوداني دارند که آنها را در برابر [عذاب] ما حفظ مي کنند؟ [اين معبودان ساختگي] نه مي توانند خود را ياري کنند، و نه آنان ياري داده مي شوند. 
بَلْ مَتَّعْنَا هَؤُلَاء وَآبَاءهُمْ حَتَّى طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَفَلَا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ بلکه ما ايشان و پدرانشان را از انواع نعمت ها بهره مند ساختيم تا عمر بر آنان طولاني شد. آيا نمي بينيد که ما آهنگ زمين مي کنيم و از دامنه هايش مي کاهيم، آيا اينان پيروز خواهند شد
خداوند با بيان ناتواني کساني که به جاي او معبوداني را به خدايي گرفته اند، و اينکه آنان به پروردگار مهربانشان نيازمندند، خداوندي که رحمت  او هر فاسق و مومني را در شب و روز فرا گرفته است، مي فرمايد: (قُلْ مَن يَكْلَؤُكُم بِاللَّيْلِ) بگو: «چه کسي درشب، آنگاه که بر رختخوابهايتان خوابيده و حواس و فکرتان در عالم رويا است، (وَالنَّهَارِ) و در روز، آنگاه که بيرون مي رويد و غافل هستيد، شما را (مِنَ الرَّحْمَنِ) از [عذاب] خداوند مهربان محفوظ و مصون مي دارد؟ آيا کسي ديگر غير از او شما را محافظت مي نمايد؟ هرگز، زيرا هيچ محافظ و نگهباني جز او نيست. 
(بَلْ هُمْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِم مُّعْرِضُونَ)بلکه آنها از ياد پروردگارشان رويگردانند، بنابران به او شرک ورزيده اند، وگرنه آنها به پروردگارشان روي مي آوردند و اندرزهاي او را مي پذيرفتند و به راه راست هدايت مي شدند و سر عقل مي آمدند، و کارشان سامان مي يافت. 
(أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ تَمْنَعُهُم مِّن دُونِنَا) اگر ما بخواهيم آنان را به عذابي گرفتار سازيم ، آيا از معبودانشان کسي هست که آنها را از عذاب نجات بدهد. (لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنفُسِهِمْ وَلَا هُم مِّنَّا يُصْحَبُونَ ) اين خدايان ساختگي نه مي توانند خود را ياي کنند و نه بر کارهايشان از سوي ما کمک کرده مي شوند. ووقتي از جانب خدا کمک کرده نشوند پس آنها در کارهايشان خوار و شکست خورده خواهند شد و نمي توانند سودي را جلب کنند يا زياني را دور نمايند. 
و خداوند سببي را که موجب استمرار آنها بر کفر و شرکشان شد ذکر مي کند و مي فرمايد: (بَلْ مَتَّعْنَا هَؤُلَاء وَآبَاءهُمْ حَتَّى طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ) بلکه ما ايشان و پدرانشان را از انواع نعمت ها بهره مند ساختيم و عمر طولاني بر آنان ارزاني داديم و با اموال دنيا بهره مند شدند و بدان مشغول و سرگرم گشته و به سبب آن از غايت خلقت خويش غافل گرديدند. روزگار زيادي زيستند، پس سنگدل شده و سرکشي آنها فزوني گرفت و کفران و نا سپاسي آنان فراوانتر گرديد. پس اگر به آنان که در چپ و راستشان در روي زمين قرار دارند، بنگرند جز نابود شدگان را نمي يابند، و جز صداي ناله و درد چيزي را نمي شنوند، و جز نسلهايي که پي در پي هلاک شدند نمي يابند، و خواهند ديد که مرگ در هر راهي دامهايش را براي شکار جانداران و اشخاص پهن کرده است. 
بنابراين فرمود (أَفَلَا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا) آيا نمي بينند که ما با نابود کردن اهالي زمين کم کم از آن مي کاهيم تا آنکه خداوند وارث زمين و ساکنان آن شود و او بهترين وارثان است؟ پس اگر اين حالت را ببيند فريب نمي خورند و به کفر خود ادامه نمي دهند. (أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ) آيا ايشان غالب و پيروزند؟ و مي توانند از دايرۀ تقدير الهي بيرون روند؟ و توانايي امتناع ورزيدن و نپذيرفتن مرگ را دارند؟ آيا چنين توانايي را دارند که فريب ماندگاري را بخورند؟ يا اينکه وقتي فرستادۀ پروردگارشان براي گرفتن جانشان به نزد آنها بيايد به يقين رسيده و خوار مي شوند، و نمي توانند کوچکترين مخالفتي اظهار نمايند.قُلْ إِنَّمَا أُنذِرُكُم بِالْوَحْيِ وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاء إِذَا مَ