ْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ» بايد پروردگار اين خانه را پرستش کنند. يعني او را يگانه بدانند و عبادت را خالصانه براي او انجام دهند.
« الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ  » پس روزي فراوان و امنيت از بزرگترين نعمت هاي دنيوي است که ايجاب مي کند آدمي شکر خدا را به خاطر آن به جاي آورد. پس اي خدا! تو را بر نعمت هاي ظاهري و باطني ات ستايش مي کنيم. و خداوند فرمود:« پروردگار خانه ي کعبه » با اين که او پروردگار همه چيز  است، و اين براي بيان فضيلت و شرافت کعبه مي باشد.
پايان تفسير سوره ي قريشمکي و 7 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 7-1:
أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ آيا آن  را که  روز جزا را دروغ  مي  شمرد، ديدي  ?
فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ او همان  کسي  است  که  يتيم  را به  اهانت  مي  راند ،
وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ و مردم  را به  طعام  دادن  به  بينوا وا نمي  دارد
فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ پس  واي  بر آن  نمازگزاراني
الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ که  در نماز خود سهل  انگارند ،
الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ آنان  که  ريا مي  کنند ،
وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ  و از دادن ، زکات  دريغ  مي  ورزند.
« أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ» آيا ننگريسته اي به کسي که زنده شدن پس از مرگ و جزا را دروغ مي  انگارد و به آنچه پيامبران آورده اند ايمان ندارد؟! 
« فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ» چنين کسي، يتيم را با خشونت از خود دور مي کند و به خاطر سنگدلي اش بر او رحم نمي کند چون به پاداش و عقابي اميد ندارد. « وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ» و ديگران را بر خوراک دادن يتيم تشويقي و ترغيب نمي نمايد. و به طريق اولي خودش بينوايان را  غذا و خوراک نمي دهد.
« فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ؛ الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ»  پس واي بر آن نمازگزاراني که به نماز خود پاي بند هستند اما آن را ضايع مي کنند و سر وقت آن را نمي خوانند و ارکان آن را به خوبي انجام نمي دهند. و اين به خاطر آن است که آن ها به فرمان خداوند اهميت نمي دهند، زيرا نمار را که مهم ترين عبادت هاست ضايع مي نمايند. و کسي که از نمازش غافل باشد سزاوار مذمت و سرزنش است. اما دچار فراموشي شدن در نماز چيزي است که پيامبر هم در نماز بدان دچار مي شد . بنابراين خداوند اين ها را به رياکاري و سنگدلي و بي رحمي توصيف نموده و فرمود: 
« الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ» کارها را براي اين که مردم آن ها را ببينند انجام مي دهند.
« وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ  » و از دادن و بخشيدن چيزي که دادن آن به صورت امانتي با هبه مانند ظرف و دلو و امثال آن که معمولا داده مي شود و ضرري متّوجه آدمي نمي کند خودداري مي کنند. پس اين ها به خاطر شدت آزمندي و حرصشان از دادن وسايل خانگي ناچيز امتناع مي ورزند. 
پس چگونه بيشتر از آن را خواهند داد . در اين سوره به خوراک دادن به يتيمان و بينوايان تشويق شده و نيز به ترغيب نمودن ِ ديگران به اين کار و مواظبت بر نماز و انجام ديگر اعمال به صورت مخلصانه تشويق و ترغيب شده  است. نيز آدمي بر انجام کار خوب و دادن اموال ناچيز مانند به امانت دادن ظرف و دلو و کتاب و امثال آن تحريک شده است چون خداوند کسي را که چنين نکند مذمت  کرده است. والله اعلم
پايان تفسير سوره ي ماعونمکي و 4 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 3-1:
إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ما کوثر را به  تو عطا کرديم
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ پس  براي ، پروردگارت  نماز بخوان  و قرباني  کن
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ  که  بدخواه  تو خود ابتر است.
خداوند به پيامبرش محمد(ص) مي فرمايد: « إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ» ما به تو خير فراوان و فضل زياد داده ايم از جمله آن نهر و  حوضي است که خداوند به پيامبرش داده و کوثر ناميده مي شود که طول آن به مسافت يک ماه و عرض آن نيز به مسافت يک ماه است و آب آن از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر است و ظرف و ليوان هاي آن به اندازه ستارگان آسمان زياد و همان طور درخشان مي باشند. هرکس يک بار از حوض کوثر بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد.
وقتي خداوند منت خويش را بر پيامبر بيان کرد، او را به سپاسگزاري نعمت فرمان داد و فرمود:« فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ»براي پروردگارت نماز بگزار و قرباني کن. اين دو عبادت را به طور ويژه بيان کرد، چون هر دو از بهترين عبادت ها و بزرگترين آنها مي باشند.
و چون در نماز قلب و اعضا براي خدا فروتن مي باشند و اعضا و جوارح براي انجام انواع بندگي حرکت مي کنند. و ذبح کردن قرباني موجب مي شود که بنده به وسيله ي بهترين چيزي که در نزد خود دارد، و با دادن مالي که دل ها بر محبت آن سرشته اند و بر آن بخل مي ورزند، به خداوند تقرب و نزديکي جويد. 
« إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ  » همانا کسي که با تو دشمني دارد و تو را مذمت مي  کند بي خير و برکت و بي نام و نشان خواهد بود. اما محمد(ص) به حق انساني کامل است و آوازه اي بلند و پيرواني زياد دارد.
پايان تفسير سوره ي  کوثروَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ، و خدا از پيامبران  پيمان  گرفت  که  شما را کتاب  و حکمت  داده  ام  ، به ، پيامبري  که  آيين  شما را تصديق  مي  کند و به  رسالت  نزد شما مي  آيد بگرويد وياري  اش  کنيد  گفت  : آيا اقرار کرديد و عهد مرا پذيرفتيد ? گفتند :  اقرار کرديم   گفت  :پس  شهادت  دهيد و من  نيز با شما از شاهدانم.
فَمَن تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ، و هر که  از آن  پس  سرپيچي  کند از فاسقان  است.
در اين جا خداوند خبر مي دهد که به سبب کتاب و حکمتي که به پيامبران ارزاني نموده است کتاب و حکمت که مقتضي آن بود که به نحو احسن و به طور کامل و تمام حق خدا را به جاي آورند، از آنان پيمان گرفته است اگر پيامبري نزد آنها آمد و تصديق کننده چيزي بود که آنها با خود دارند، از قبيل توحيد، حق، دادگري، و اصولي که اديان بر آن اتفاق دارند، بايد به او ايمان بياورند و وي را ياري دهند. 
پس آان بر  اين امر اقرار و اعتراف نمودند، و خداوند آنها را گواه قرار داد، و بر آنها گواه شد. و کساني را که با اين پيمان مخالفت ورزند، شديدا مورد تهديد قرار داد.
و اين يک امر فراگير بين پيامبران است ، چرا که راه همه يکي  است، و همه بر آن  اتفاق دارند، و بر آن پيمان بسته اند. و به طور کلي از هريک از آنان پيمان گرفته شده تا به محمد (ص) ايمان بياورند، و او را ياري  کنند. و هرکس ادعا کند که از پيروان آنهاست، بداند که دين محمد (ص) دين آنهاست، و خداوند از آنان پيمان گرفته ا