ها که  ايمان  آوردند و کارهاي  شايسته  کردند و يکديگر را به  حق    سفارش  کردند و يکديگر را به  صبر سفارش  کردند.
خداوند به زمان که شب و روز است و بستري براي کارهاي بندگان و اعمالشان است سوگند مي  خورد که همه انسان ها زيانمند مي باشند. و زيان کار ضد سودمند است . زيان مراتب متفاوتي دارد.
گاهي زيان مطلق خواهد بود مانند کسي که دنيا و آخرت را از دست داده و نعمت ها را از دست او رفته و سزاوار دوزخ گرديده است.
و گاهي انسان از بعضي جهات زيانمند مي شود و از بعضي جهات زيانمند نخواهد بود. بنابراين فرمود: هر انساني زيانکار است مگر کسي که داراي چهار صفت باشد:
اول: ايمان داشتن به انچه خداوند بدان امر نموده است. و ايمان بدون علم و آگاهي حاصل نمي شود. پس علم شاخه اي از ايمان داشت و بدون علم، ايمان  حاصل نمي گردد. 
دوم: کار شايسته است، و اين همه کارهاي خوب را شامل مي شود. کارهاي ظاهري و باطني اعم از واجب و مستحب که  متعلق به حقوق خدا و حقوق بندگانش مي باشد.
سوم: توصيه به حق که ايمان و عمل صالح است. يعني يکديگر را به اين توصيه کنند و تشويق نمايند. 
چهارم: توصيه و سفارش به صبر و شکيبايي بر عبادت خدا و صبر بر عدم ارتکاب گناهان و صبر نمودن بر بلاهاي دردناکي که از سوي خدا مي آيد.
پس با دو امر اول بنده خودش را کامل مي گرداند و با دوامر آخر ديگران را به کمال مي رساند. و با کامل شدن اين چهار چيز ،بنده از متضّرر شدن سالم مانده و فايده بزرگي را به دست مي آورد. 
پايان تفسير سوره ي عصرمکي و 9 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 9-1:
وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ واي  بر هر غيبت  کننده  عيبجويي  ،
الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ آن ، که  مالي  گرد کرد و حساب  آن  نگه  داشت
يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ مي  پندارد که  دارايي  اش  جاويدانش  گرداند
كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ نه  چنين  است   که  او را در حطمه  اندازند
وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ و تو چه  داني  که  حطمه  چيست  ?
نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ آتش  افروخته  خداست  ،
الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ که  بر دلها غلبه  مي  يابد
إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ و از هر سو در ميانشان  گرفته  است  ،
فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ  در شعله  هايي  برافراشته
« وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ» کسي که با عمل و سخنش مردم را عيب جويي مي کند و به آن ها طعنه مي زند عذاب سخت و هلاک کننده اي در پيش دارد. «هّماز» کسي است که با اشاره و عمل مردم را مورد عيب جويي قرار مي دهد و به آن طعنه مي زند. « لّماز» کسي است که با گفتار خود از مردم عيب مي گيرد. 
« الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ» چنين طعنه زني هدف و اراده اي جز جمع آوري مال و شمردن آن و رشک بردن به آن ندارد، و علاقه اي به انفاق مال در راه هاي خير و برقرار داشتن پيوند خويشاوندي و امثال آن ندارد. « يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ» چنين کسي به سبب ناداني اش گمان مي برد که مالش او را در دنيا براي هميشه ماندگار مي کند، بنابراين تلاش و رنج او در بيشتر کردن و رشد دادن مالش مي باشد و گمان مي برد اين کار عمرش را بيشتر خواهد کرد.
« كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ؛ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ» نه! به يقين در دوزخ خردکننده و درهم شکننده انداخته  خواهد شد. و تو چه مي داني که خردکننده چيست؟ « نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ؛ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ» آتشي که افروزه و هيزم آن مردم و سنگ ها هستند و از بس که شديد است از جسم ها مي گذرد و به دل ها مي رسد. و با وجود گرماي شديدش در آن زنداني و گرفتار هستند و از بيرون آمدن از آن تا اميد مي باشند. بنابراين فرمود:« إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ؛ فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ  » درهاي دوزخ به روي آن ها بسته شده و آن سوي درها ستون هاي درازي است تا از آن بيرون نيايند. «کُلَّمَا أَرادُوا أَن يخرُجُوا مِنهَا مِن غَمِ أُعيدُوا فِيهَا» هرگاه بخواهند از غم و اندوهش بيرون بيايند به آن برگردانده مي شوند. از خداوند مي طلبيم که ما را پناه دهد و از او عفو و عافيت را مي طلبيم.
پايان تفسير سوره ي همزهمکي و 5 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 5-1:
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ آيا نديده  اي  که  پروردگارت  با اصحاب  فيل ، چه  کرد ?
أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ آيا مکرشان  را باطل  نساخت  ?
وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ و بر سر آنها پرندگاني  فوج  فوج  فرستاد ،
تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ تا آنها را با سجيل  سنگباران  کردند
فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ  و آنان  را چون  کاه  پس  مانده  در آخور ساخت.
آيا نشانه هاي قدرت خداوند و رحمت او نسبت به بندگانش و دلايل توحيد و يگانگي او و صداقت پيامبرش را در آنچه با  اصحاب  فيل  کرد مشاهده نکرده اي؟ آن فيل سواراني که مي خواستند کعبه را تخريب کنند و نزديک بود آن را  تخريب نمايند و براي اين کار، خود را آماده کرده بودند. 
آنان براي منهدم کردن کعبه فيل  هايي با خود بردند و با گروه و لشکري از حبشه و يمن آمدند که عرب ها توان رويارويي با آن را نداشتند. 
وقتي به نزديک مکه رسيدند و عرب ها توان دفاع را نداشتند و اهل مکه از ترس آنان از شهر بيرون گريختند خداوند بر فيل سواران پرنده هايي متفرق فرستاد که هريک سنگي از گل با خود داشت و فيل سواران را سنگباران کردند وهمه آن ها را از بين بردند.
پس آن ها نابود شدند و از بين رفتن مانند کاهي که خورد شده و جويده شده است و خداوند شر آن ها را دور کرد و نيرنگشان را به خودشان برگرداند. داستان اصحاب فيل معروف و مشهور است و اين اتفاق در سالي رخ داد که پيامبر(ص) در آن سال بدنيا آمد. 
پس اين واقعه يکي از مقدمات دعوت و رسالت او بود. خدا را ستايش مي کنيم و او را سپاس مي گزاريم. 
پايان تفسير سوره ي فيلمکي و 4 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 4-1:
لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ براي  ائتلاف  قريش  ،
إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاء وَالصَّيْفِ ائتلافشان  در سفر، زمستاني  و تابستاني
فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ پس  بايد پروردگار اين  خانه  را بپرستند
الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ  آن  که  به  هنگام  گرسنگي  طعامشان  داد و از بيم  در امانشان  داشت.
بسياري از مفسرين گفته اند که جار و مجرور متعلق به سوره ايست که قبل از آن مي باشد. يعني آنچه با اصحاب فيل کرديم به خاطر امنيت قريش و پايدار بودن منافعشان بود، تا کوچ آن ها در زمستان به يمن و در تابستان به شام براي کسب و تجارت به خوبي انجام بگيرد. پس خداوند کساني را که به آن ها قصد بد کردند هلاک کرد و حرم و اهل آن را در نزد عرب ها با  اهميت  گرداند تا همه به آن ها احترام گذاشتند و هيچ گاه به سوي آن ها در هيچ مسافرتي دست تعرض دراز نکنند.
بنابراين آن ها را به شکرگزاري فرمان داد و فرمود:« فَلْيَع