ُ  و هر کس  به  وزن  ذره  اي  بدي  کرده  باشد آن  را مي  بيند
خداوند از آنچه در روز قيامت  اتفاق مي افتد خبر داده و مي فرمايد:« إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا» زمين به شدت تکان مي خورد و به لرزه انداخته مي شود تا نشانه هاي آن فرو ريزند. 
و کوه هاي آن از هم مي پاشد و تپه ها برابر مي شوند و زمين به ميداني صاف و  همواره و بدون فراز و نشيب تبديل مي شود. « وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا» و زمين مرده ها و خزانه ها و گنج هايي را که در درون اوست بيرون مي  اندازد.
« وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا» وقتي که انسان حالت بزرگي را که به زمين دست داده است مشاهده مي کند مي گويد:« آن را چه شده است؟» . « يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا» در آن روز زمين به خوبي ها و بدي هايي که مردم روي زمين کرده اند گواهي مي دهد. پس زمين از جمله گواهاني است که بر اعمال بندگان گواهي مي دهد.
« بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا» چون خداوند به زمين دستور داده که به آنچه روي آن انجام شده است گواهي دهد و زمين هم از دستور خدا سرپيچي نمي کند. « يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ» در آن روز مردم به صورت دسته هاي متفاوت پراکنده مي شوند تا خداوند کارهاي بد و نيکي را که کرده اند به آن ها نشان دهد و آن ها جزاي کارهايشان را بطور  کامل ببينند.
« فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ؛ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ  »  اين همه ي خير و شر را فرا مي گيرد ، چون وقتي انسان پاداش و کيفر هر آنچه را کرده است مي بيند گرچه به اندازه ذره اي باشد ، بالاتر و بيشتر از آن را به طريق اولي خواهد ديد. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:ن يومَ تَجِدُ کُلُّ نَفسِ مَّا عَمِلَت مِن خَيرِ مُّحضَرَا وَمَا عَمِلَت مِن سُوءِ  تَوَدُّ لَو أَنَّ بَينَها وَبَينَهُ أَمَدَا بَعيدِاَ» روزي که هرکس کار خوب و بدي را که انجام داده است حاضر مي يابد و  دوست داردکه ميان او و آن فاصله دوري بود. « وَوَجدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِراَ» و آنچه را که انجام داده بودند حاضر و آماده مي يابند. 
در اين جا آدمي بر انجام کار خير هرچند اندک باشد  تشويق شده است و از انجام کار بد هرچند ناچيز باش برحذر داشته شده است. 
پايان تفسير سوره ي زلزلهمکي و 11آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 11-1:
وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا سوگند به  اسبان  دونده اي  که  نفس  نفس  مي ، زنند ،
فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا سوگند به  اسباني  که  به  سم  از سنگ  آتش  مي  جهانند ،
فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا و سوگند به  اسباني  که  بامدادان  هجوم  آورند ،

فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا و در آنجا غبار برانگيزند ،
فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا و در آنجا همه  را در ميان  گيرند ،
إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ که  : آدمي  پروردگار خود را سپاس  نمي  گويد ،
وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ و او خود بر اين  گواه  است
وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ او مال  را فراوان  دوست  دارد
أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ آيا نمي  داند که  چون  آنچه  در گورهاست  زنده  گردد ،
وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ و آنچه  در دلها نهان  است  آشکار شود ،
إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ  پروردگارشان  در آن  روز از، حالشان  آگاه  است  ?
خداوند به اسب سوگند مي خورد چون در آن نشانه هاي آشکار و نعمت هاي ظاهري است که براي مردم معلوم و مشخص است . و خداوند به  حالتي از اسب سوگند خورده که ديگر حيوانات آن حالت را ندارند. پس فرمود:« وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا» سوگند به اسباب تازنده اي که به سرعت و نفس زنان مي تازند و پيش مي روند.
« فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا» و سوگند به اسبابي که بر اثر برخورد نعل آن ها با سنگ جرقه مي افروزند. يعني از صلابت و قدرتشان به هنگام دويدن، و از برخورد نعلشان با سنگ جرقه مي افروزند .
« فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا» سوگند به اسباني که به هنگام صبح بر دشمنان يورش مي برند. و اين براساس اغلبيت مي باشد؛ يعني غالبا هجوم در صبحگاهان صورت مي گيرد.
« فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا» و به سبب تاختن و يورش بردنشان غباري بر مي انگيزند. « فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا» و همراه با اسب سوار وارد جمع دشمناني مي شوند که بر آن ها هجوم برده اند. و آنچه که بر آن قسم ياد شده است از فرموده ي خداوند:« إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ» يعني بي گمان انسان از اداي حقوق الهي به شدت ممانعت مي ورزد. پس طبيعت انسان و  عادتش بر اين است که حقوقي را که بر اوست به طور کامل ادا نکند بلکه طبيعت انسان تنبلي و کاهلي مي طلبد و حقوق مالي و بدني را که بر اوست ادا نمي کند.مگر کسي که خداوند او را هدايت کند و او را از اين حالت درآوَرَد.
« وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيدٌ» انسان بخل و ناسپاسي خود را مي داند و بر آن گواه است و آن را انکار نمي کند چون اين چيز روشن و واضح  است.
و احتمال دارد که ضمير به خدا برگردد. يعني انسان در حق پروردگارش ناسپاس است و خداوند بر اين ناسپاسي او گواه  است. پس در اين جا انسان به شدّت مورد  تهديد قرار گرفته است و به وي هشدار داده شده که خداوند بر او آگاه است.
« وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ» انسان مال و دارائي را به شدت دوست مي دارد و اين محبت باعث مي شود تا حقوقي را که بر او واجب است ترک ن مايد و شهوت خود را بر رضايت پروردگارش مقدم بدارد. و اين به خاطر آن است که او نگاهش را فقط به  همين جهان منحصر کرده و از آخرت غافل مانده است . به  همين جهت او را برداشتن ِ ترس و پروا از روز ِ هراسِ بزرگ تشويق نمود و فرمود:
« أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ» آيا انساني که مغرور است نمي داند که خداوند مردگان را از گورهايشان براي حشر و نشر بيرون مي آورد.
« وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ» و رازهايي که در دل هاست و خير و شري که در آن پنهان شده در آن روز آشکار مي گردد . پس در آن روز نهان آشکار مي گردد و نتيجه کارها براي مردم معلوم مي شود.
« إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِيرٌ  » همانا خداوند به اعمال ظاهر و باطن و پنهان و آشکار آن ها آگاه است و در برابر آن به آنها جزا و سزا مي دهد. با اين که  خداوند در همه اوقات از اعمال بندگان آگاه است اما به طور ويژه فرمود: در آن روز از آن ها آگاه است، چون منظور جزا دادن بر اعمال است؛ اعمالي که از دايره علم و آگاهي خداوند خارج نبوده  است.
پايان تفسير سوره ي عادياتمکي و 11  آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه 11-1:
الْقَارِعَةُ قارعه
مَا الْقَارِعَةُ چيست  قارعه  ?
وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ و تو چه ، داني  که  قارعه  چيست  ?
يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ روزي  است  که  مردم  چون  پروانگان  پراکنده  باشند ،
وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ و کوهها چون  پشم  زده  شده
فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَو